جناب آقای رسایی. برای شروع گفت‎وگو دوست داریم تعریف شخصی شما را از فتنه بدانیم.

اگر بخواهیم فتنه را به‎صورت مختصر تعریف کنیم، باید گفت هر مسأله‎ای که حق و باطل در آن به هم آغشته شده باشند به‎طوری که تشخیص حق از باطل سخت شود، می‎توانیم از آن به‎عنوان فتنه یاد کنیم. بر اساس روایات هم، فتنه همین‎طور معنا شده است، یعنی وقتی محتوای باطلی به حق آغشته شده است، اما حق نیست و فقط لایه‎ای از حق را دارد و باطن آن باطل است.

مهمترین فتنه‎‎هایی که پس از انقلاب تجربه کردیم کدام‎است؟ این فتنه‎ها تا چه میزان موفق شده‎اند در مسیر جریان و گفتمان انقلاب اسلامی خللی ایجاد کنند؟

فتنه‎ها مثل واکسن، باعث حساسیت جامعه برای مقابله با خطرات بعدی می‎شود. به عقیده من اگر دفتر وقایع انقلاب را از ابتدا تاکنون ورق بزنیم، به غیر از تهدیدات خارجی، سه فتنه عمده از درون را تجربه کرده‎ایم. یکی فتنه بیت آقای منتظری؛ دوم فتنه جریان اصلاحات آمریکایی و سوم هم فتنه جریان سبز در سال 88. در همه این موارد، یک جریان باطلی، لایه‎ای از حق را به دور خود پیچیده بود. در قصه بیت آقای منتظری، آن لایه حق، خود آقای منتظری بود که منافقین با نفوذ در بیت ایشان، آن را به خدمت خود درآوردند. در جریان اصلاحات آمریکایی، یک عده از شخصیت‎‎های سیاسی با سابقه، به دلایل مختلف به دشمنان اعتماد کردند و کم کم دشمن با استفاده از نام و سابقه آن‎ها، عوامل خود را در رده‎‎های مختلف، نفوذ داده و با اسم خط امام، بر خلاف آرمان‎های امام حرکت کردند و در جریان فتنه سبز علاوه‎بر وجود دو مسأله قبل، همراهی برخی اصول‎گرایان، فتنه را بزرگتر کرد.

نکته مهم این است که فتنه‎ها در هر مرحله سخت‎تر از مرحله قبل می‎شود. در فتنه آقای منتظری تصمیم‎گیری راحت بود. در فتنه اصلاحات مواجه با پیچیدگی‎‎هایی می‎شویم، چون بعضی از این آدم‎ها، سابقه همراهی با امام را در کارنامه دارند. در فتنه سبز، کار آن‎قدر سخت می‎شود که برخی از اصول‎گرایان می‎شوند جزو خواص مردود. البته این سخت‎تر شدن فتنه‎ها حکایت از قبولی جامعه در برابر این فتنه‎ها می‎کند. چون همیشه وقتی شما در مرحله‎ای از امتحان پذیرفته شدی، امتحان بعدی سخت‎تر می‎شود.

آیا این فتنه‎ها ادامه خواهد داشت، منظورم همین فتنه‎‎های از درون است؟

بله، و این طبیعی است چون ما انسان‎ها در حال تغییریم و شخصیت‎‎های ثابتی نداریم. به هر حال برخی از ما‎ شاید در این فتنه جزو خواص با بصیرت باشیم، اما به مرور زمان اندک‎اندک شرایط را از دست بدهیم و به مفاسد مالی، سیاسی، اخلاقی یا حتی اعتقادی آلوده بشویم و اصلا کار برسد به‎جایی که خودمان هم بشویم فتنه! بنابر این همان‎طور که ما در گذشته فتنه‎‎هایی داشتیم، در آینده هم فتنه‎‎هایی خواهیم داشت و بازهم مواجه با دو راهی‎‎هایی خواهیم بود. طبیعی است که فتنه‎‎های آینده در تشخیص سخت‎تر خواهد بود. یعنی شکل و نوع فتنه، پیچیدگی بیشتری خواهد داشت.

مهم‎ترین شاخصه‎‎های فتنه‎‎هایی که ما در بستر تاریخ پر فراز و نشیب انقلاب‎مان تجربه کردیم، چه مواردی است؟

هر سه فتنه قبل دو ویژگی اصلی داشتند. یکی ایستادن در برابر ولایت فقیه و تلاش برای کم رنگ کردن یا حذف این اصل مهم اعتقادی. دومین ویژگی این بود که هر سه فتنه مورد حمایت دشمنان شناخته شده اسلام و انقلاب و رسانه‎‎های آن‎ها قرار گرفتند. از آن‎جایی که ولایت فقیه، رکن اصلی نظام و خط‎دهنده اصلی و حفظ‎کننده انقلاب در رویکرد‎های ضد‎استکباری و ضداستعماری است، هر جریانی که در صدد ایستادن جلوی ولایت فقیه باشد، مطمئنا مورد حمایت بیگانگان قرار خواهد گرفت و این جریان را می‎توان فتنه نامید.

در ماجرای آقای منتظری، با این‎که در دوران ابتدای انقلاب، ایشان مورد هتک حرمت همین دشمنان و رسانه‎‎های آن‎ها قرار می‎گرفت، دیدیم که کار به‎جایی رسید که همین افراد هتاک، مبلّغ و مروج این فرد شدند. در دوران اصلاحات نیز ادعای خط امامی بودن زیاد بود، اما بعد به وضوح آن‎ها مورد حمایت رسانه‎‎های بیگانه و نهایتا دشمنان رسمی امام قرارگرفتند: همین هواداران این خط امام؟!

در قصه فتنه سبز هم همین ویژگی را شاهد بودیم. در حقیقت رسانه‎‎های بیگانه با تمام قوا به میدان آمدند و مشغول حمایت شدند. فتنه‎‎های آینده نیز قطعا از این دو شاخصه خالی نیست.

آیا در حال حاضر این دو شاخصه را می‎توان در جریان خاص دیگری، به غیر از آن‎چه گفته شد، دید؟

بله. در جریانی که موسوم به جریان انحرافی شده، حضور این دو نشانه را می‎بینیم. این نشانه‎ها نه از الان، که از سال‎های قبل دیده می‎شد که البته هشدار‎هایی در این رابطه داده شده بود. مثلا شخصیتی همچون آیت‎الله مصباح، این موضوع را چهار یا پنج سال قبل، به حلقه‎ای از شاگردان خود اعلام کردند و حتی به رییس‎جمهوری محترم نسبت به لطمه‎‎هایی که این افراد به ایشان خواهند زد، هشدار دادند. البته همه ما همچنان امیدواریم که به‎دلیل ویژگی‎‎های خاص و مثبت رییس‎جمهوری محترم که رهبری در سخنرانی‎‎های متعدد به 60 شاخصه آن اشاره فرموده‎اند؛ این جریان انحرافی، به‎دست خود رییس‎جمهوری از صحنه سیاسی کشور حذف شود.

در جریان فتنه سبز رهبری تأکید بسیاری بر روشنگری داشتند. نظر شما درباره این نوع برخورد با جریان انحرافی دولت چیست؟

یکی از ویژگی‎‎های عمار، ولایت‎پذیری است و ما اگر می‎خواهیم عمار رهبری باشیم، باید ولایت‎پذیر باشیم. همان‎طور که رهبری در فتنه سال 88 فرمودند که هیچ کس نباید سکوت کند و دو پهلو موضع بگیرد، بلکه همه باید صریح موضع بگیرند و ما از ایشان تبعیت کردیم و به نتیجه رسیدیم، در این قصه اخیر نیز باید مطابق تدبیر رهبری عمل کنیم تا مدیران و خادمان همسو با انقلاب، از جریان انحرافی جدا شوند؛ برای همین منظور ضمن حفظ آرامش و هوشیاری نباید این موضوعات فرعی را اصلی و موضوعات اصلی را فرعی کنیم. البته تأکید بر این است که به‎صورت خصوصی از ابزار‎هایی برای هشدار دادن استفاده شود. متأسفانه ما شاهدیم که دو جریان به‎دنبال اثبات تقابل رییس‎جمهوری با رهبری و علنی کردن این تقابل هستند...

این دو جریان در کجا حضور دارند...

به‎نظرم یک جریان در درون دولت است و یک جریان در بیرون از دولت. جریان انحرافی در درون دولت، اساسا معتقد به ولایت فقیه نیست و احمدی‎نژاد را به‎عنوان سپر بلای خود می‎خواهد. جریان بیرون از دولت هم عمدتا در میان خواص مردود هستند که به‎دنبال تبرئه خودشان هستند. این‎ها می‎خواهند به نوعی رفتار غلط خودشان در فتنه 88 را از یاد‎ها پاک کنند و بگویند اگر ما دو پهلو بودیم، اگر ما سکوت کردیم، حتی اگر ما از موسوی حمایت علنی یا غیرعلنی کردیم، به این دلیل بود که می‎دانستیم عاقبت این‎گونه می‎شود. آن‎چه مسلم است این‎که تدبیر رهبری در حال حاضر حفظ آرامش است، البته شاید اقتضای فردای ما این آرامش نباشد. همان‎طور که در فتنه قبل با مدیریت رهبری حرکت کردیم، عمار بودن ما اقتضا می‎کند که باز هم تحت مدیریت ایشان و با آرامش حرکت کنیم. همان‎طور که شهید رجایی هم اشاره داشته‎اند، حزب‎الله آن کسی نیست که فقط فریاد بزند، حزب‎الله بعضی وقت‎ها هم باید در برابر بعضی موضوعات سکوت هوشیارانه داشته باشد. بنابراین یکی از ویژگی‎‎های که در دروه حاضر ما باید مراقب باشیم، این است که برای فرار از جریان انحرافی به دامن جریان تردید و خواص مردود نیافتیم. به‎نظر می‎رسد بعضی از خواصی که در دوران فتنه سبز؛ برخلاف درایت و تدبیر رهبری انقلاب سکوت پیشه کرده بودند، امروز نیز بر خلاف تدبیر و درایت رهبری، به‎دنبال تثبیت و علنی کردن این تقابل هستند و تلاش می‎کنند.

باید چه‎کار کنیم که فتنه جدید، خطرات کمتری داشته باشد؟

فتنه را می‎توان یک انحراف فکری تلقی کرد که کم‎کم شکل گرفته و تکمیل می‎شود و به مرور زمان ظهور و بروز پیدا می‎کند. بعضی وقت‎ها هم شاید بتوان طوری عمل کرد که فتنه امکان بروز و ظهور پیدا نکند. با این نگاه، همیشه به نوعی مواجه با فتنه‎ها هستیم، اما گاهی تدبیرهای ما باعث می‎شود که ظهور این فتنه‎ها به تأخیر بیفتد یا اصلا شرایط برای ظهور فتنه فراهم نشود و نظام از شر این فتنه در امان بماند.

رسانه‎‎های بیگانه همیشه شرایط را رصد می‎کنند. وقتی می‎بینند جریانی در داخل کشور هست که جلوی حکم ولی فقیه می‎ایستد، بر روی آن سرمایه‎گذاری می‎کنند، تا بتوانند نهایت استفاده را از آن ببرند. بنابراین هم می‎توان گفت که در دوران فتنه جدید هستیم و هم در دروان فتنه نیستیم. بستگی به نوع برخورد ما با این فتنه دارد.

آیا فکر نمی‎کنید که حمایت بیش از اندازه اصول‎گرایان از احمدی‎نژاد، چنین اتفاقاتی را پیش آورد؟

ببینید در این‎که آقای احمدی‎نژاد در این حدودا دو هفته، رفتار غلطی داشته شکی نیست. در این‎که به‎خاطر این رفتار غلط، همه ما از دست او ناراحت هستیم هم شکی نیست. در این‎که به‎هر حال رفتار آدم‎ها بر میزان ارزش هر فرد و میزان محبت و ارادت به او در نگاه دیگران تأثیر می‎گذارد، هم شکی نیست، اما در این هم شکی نیست که احمدی‎نژاد در طول این شش سال خدمات زیادی داشته که برخی از آن‎ها بی‎سابقه بوده است تا جایی که رهبری فرمودند، جوهره حقیقی امام و انقلاب در این دولت زنده شد، رهبری فرمودند که از مشروطه تا امروز چنین دولتی روی کار نیامده! این عبارت‎ها را یک فرد سیاسی به‎کار نبرده، بلکه یک کارشناس منصف و مطلع به‎کار برده. با این حساب، آیا واقعا ما می‎توانیم قصاص قبل از جنایت کنیم که برخی افراد این کار را کردند و اساسا رفتار‎های لجبازانه و چوب لای چرخ گذاشتن همین افراد، در رساندن احمدی‎نژاد به چنین رفتار‎هایی بی‎تأثیر نبود. با این حرف نمی‎خواهم احمدی‎نژاد را از رفتار این‎روزش تبرئه کنم، اما می‎خواهم تصریح کنم که اولا حمایت‎‎های دیروز بدنه جریان اصول‎گرایی از احمدی‎نژاد، بر اساس یک ملاک‎های خیلی روشن و شفافی بود و انتقادهای امروز بدنه جریان اصول‎گرایی و امثال بنده، از احمدی‎نژاد نیز بر اساس یک سری ملاک‎های خیلی روشن و شفاف است. من با صراحت بیشتری می‎گویم که اساسا حمایت‎ها از احمدی‎نژاد بیش از اندازه نبود، بلکه آدم عاقل و متدین تا وقتی خوبی در کسی به‌ویژه مسئولی می‎بیند، باید حمایت کند و وقتی بدی و زشتی هم دید باید انتقاد و حتی مقابله کند. کاری که بدنه جریان اصول‎گرایی و در رأس آن‎ها رهبری معظم، در طول این شش سال کرد، یعنی حمایت جدی در کنار انتقادات لازم و البته امروز انتقادات جدی و حتی هشدار از رفتار اخیر، در کنار حمایت از برخی اقدامات.

اکنون که به‎خاطر عدم حمایت از آقای احمدی‎نژاد برخی جریانات اصول‎گرایی نفی شده‎اند، مثلاً آقایان قالیباف،‏ لاریجانی یا مطهری.‏ به‎نظر شما اتفاقات اخیر باعث اثبات آن‎ها خواهد شد؟

به عقیده من هیچ کس به‎خاطر حمایت از آقای احمدی‎نژاد نفی نشده، بلکه برخی از شخصیت‎های سیاسی ما به‎خاطر رفتار خودشان در فتنه 88، از طرف بدنه جریان اصول‎گرایی مورد انتقاد جدی و در مواردی مورد نفی قرار گرفتند. همان‎طور که امروز آقای احمدی‎نژاد با این انتقادات جدی و به حق مواجه شده است. رفتار امروز احمدی‎نژاد باعث تبرئه دیگران از عملکرد دو پهلوی آن‎ها و یا همراهی آن‎ها با فتنه نمی‎شود. البته ما یک قاعده کلی داریم که شاید برخی امروز در این فتنه مردود شوند، ولی بتوانند بعدا آن را جبران کنند و یا در مقطعی درست عمل کنند، ولی در فتنه بعدی مردود شوند. نمونه تاریخی آن، شخصیت‎‎هایی مانند شمر و زهیر بن قین هستند. زهیر از جمله کسانی بود که در صفین سکوت کرد و حاضر به یاری امیرالمؤمنین نشد، اما در کربلا جزو 72 شهید شد حال آنکه شمر جانباز جنگ صفین بود، ولی قاتل امام حسین در کربلا شد!

شما اظهار امیدواری کردید که احمدی‎نژاد در نهایت این جریان انحرافی را از خود دور خواهد کرد، از کجا مطمئنید؟ اگراین کار را نکرد چه خواهد شد؟

من اظهار اطمینان نکردم، بلکه اظهار امیدواری کردم. دلیل این امید هم این است که احمدی‎نژاد در طول این شش سال، چه در عرصه خدمت‎رسانی، چه در عرصه بین‎المللی و چه در بسیاری از عرصه‎‎های دیگر، خدماتی داشته که قطعا این خدمات در نزد پروردگار عالم قیمت دارد. احمدی‎نژاد فقط حرف نزد، بلکه عمل کرد؛ بله اشتباهاتی هم داشته و این اشتباه آخر هم اشتباه کوچکی نبودکه به راحتی آن را توجیه یا فراموش کنیم، اما به‎خاطر آن خدمات بزرگ، من امیدوارم خدا به ایشان توفیق بازگشت به همان رویه خدمت‎رسانی و همسویی و همراهی با ولایت در حرف و عمل و در همه موارد را بدهد و ماهیت این جریان انحرافی هم برای ایشان بیشتر روشن شود. حرف من این است که برخی از این مدعیان در جریان اصول‎گرایی به اندازه احمدی‎نژاد خدمت نکرده‎اند، ولی مثل احمدی‎نژاد اشتباهاتی از این دست داشته‎اند، همان‎طور که از عملکردشان در فتنه 88 دیدیم. و تاریخ انقلاب نشان داده که هرکس در برابر ولایت ایستاده و بر این موضع پافشاری کرده از گردونه محبت مردم حذف شده. به هر حال امیدوارم خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کند