وبلاگ شخصی محسن دوباشی

پاتوق نوآوری و پیشرفت ایران
۰۸
خرداد

ماشین شیک و شاسی بلند، ویلای دوبلکس در شمال، آپارتمان مجهز به سونا و جکوزی، شغل پر درآمد، مسافرت خارج، ... یک پسر ایده آل! اندامی زیبا، قدی بلند، کمری باریک، موهای فشن، بینی عمل کرده، آرایشی غلیظ، لباسی چسبان، خالکوبی روی بدن، سیگار، ... یک دختر ایده آل!

اینها معیارهای امروزی برای آشنایی جوانان با یکدیگر است چرا که در جایی که اخلاقیات حرفی برای گفتن نداشته باشند معیار انتخاب مادی و ظاهری خواهد بود ،معیارهایی که جز بی هویتی چیزی برای نسل جوان ایرانی به همراه ندارد چرا که در فرهنگ اصیل اسلامی –ایرانی جایی ندارد.

  • محمد محسن دوباشی
۰۸
خرداد

یادداشت روزنامه کیهان ٨/٣/١٣٩٠

حسین شریعت مداری

می گویند؛ شخصی برای دوست دوچرخه سوارش که تازه فوت کرده بود، خرما خیرات می کرد. یکی از رهگذران به جای آن که مانند بقیه، یک خرما بردارد و فاتحه ای بخواند، پنجه در سینی انداخت و مشت خود را پر از خرما کرد. صاحب عزا که از فرصت طلبی او ناراحت شده بود، مچ او را گرفت و به ملامت گفت؛ چه خبرته آقا؟! اتوبوس که چپ نشده؟! یک دوچرخه سوار به جدول زده و فوت کرده!
روز پنج شنبه- 5 خردادماه- آیت الله هاشمی رفسنجانی در مراسم بزرگداشت حماسه سازان جامعه پزشکی در دوران جنگ تحمیلی، با اشاره تلویحی به ماجرای اخیر و حرکت دشمن پسند جریان انحرافی، سخنان به ظاهر مبهم و دوپهلو- و در مواردی صریح و بی پرده- داشته اند که درباره آن با توجه به مواضع شناخته شده ایشان مخصوصا طی دو سال اخیر، گفتنی هایی هست؛
1- آقای هاشمی رفسنجانی با تلویحی نزدیک به تصریح از جریان انحرافی نفوذ کرده در حلقه نزدیک به رئیس جمهور محترم یاد کرده و تلاش می کند حرکت اخیر این جریان انحرافی را نشانه حقانیت مواضع دو سال گذشته خویش معرفی کند و حال آن که مواضع و عملکرد جریان انحرافی به وضوح و بی کم و کاست با فتنه 88 همسو و هم جهت بوده است و آنچه این جریان نفوذی در پی آن بود- و شاید هنوز هم به خیال خام خود در پی آن باشد- فقط به عنوان بخشی از خیانت و جنایت بزرگ و فراموش نشدنی سران و حامیان آشکار و نهان فتنه 88 قابل ارزیابی است. بنابراین جناب آقای رفسنجانی که طی 2 سال گذشته به گونه ای نه چندان پنهان و در مواردی کاملا آشکار از سران و عوامل فتنه حمایت کرده اند، نمی توانند و نباید جریان یاد شده را در تقابل با خود تلقی کنند چه رسد به این که علیه این جریان موضع گرفته و به اقدام زشت و ناپسند آن اعتراض کنند! باید از آقای هاشمی رفسنجانی پرسید؛ کدامیک از مواضع پلشت جریان انحرافی را می توان آدرس داد که فتنه گران - متاسفانه مورد حمایت شما- صدها برابر، زشت تر و مشمئز کننده تر از آن را مرتکب نشده باشند؟!
2- تا آنجا که به مسئولان عالی رتبه نظام و توده های عظیم مردم فداکار و اصولگرا مربوط است، بلافاصله بعد از مشاهده انحراف در جریان یاد شده، با هوشیاری و بصیرت مثال زدنی و پیروی همیشگی از خط رهبری، در مقابل این انحراف قد علم کردند و زاویه گرفتگان از بستر اصلی و تعریف شده انقلاب را محکوم کرده و علیه آنها به مقابله برخاستند. آیا، همین یک فقره به تنهایی حکایت از آن ندارد که نظام، مردم و مسئولان در صراط مستقیم اسلام و انقلاب گام برمی دارند؟ بنابراین اتفاق خاصی نیفتاده است که حضرتعالی برای «هشدار» و توصیه و نصیحت درباره آن، احساس تکلیف کرده باشید ! آیا اصولگرایان- به معنی گسترده کلمه- که در مقابل انحراف ایستاده اند قابل ملامت هستند یا کسانی که در جریان فتنه 88، آن همه جنایت، خیانت، وطن فروشی و همراهی با سرویس های جاسوسی آمریکا و اسرائیل و انگلیس را به وضوح مشاهده کردند و دم برنیاوردند؟!
گفتنی است نشریه آمریکایی «فارین پالیسی» طی مقاله ای خطاب به دولتمردان آمریکایی که ایران را به نقض حقوق بشر متهم می کنند، نوشته بود؛ «آقای اوباما، شما بعد از افشای جنایات وحشیانه ماموران آمریکایی در زندان گوانتانامو، قول تعطیلی این بازداشتگاه را دادید ولی علی رغم تمامی اسنادی که از وقوع جنایت در گوانتانامو حکایت می کرد، به وعده خود عمل نکردید، اما جمهوری اسلامی ایران بلافاصله پس از اطلاع از نقض حقوق بشر در زندان کهریزک، دستور تعطیلی آن را صادر کرد. بنابراین، شما قابل ملامت و اعتراض هستید که جنایت در گوانتانامو را دیدید و سکوت کردید، نه جمهوری اسلامی ایران که برای مقابله با نقض حقوق بشر، حتی مسئولان برگزیده خود را نیز برکنار کرد؟!».
3- آقای رفسنجانی در مراسم یاد شده گفته است «همه باید تلاش کنیم اعتماد برخی از مردم را که به تردید افتاده اند، برگردانیم» و توضیح نداده اند منظورشان از «برخی از مردم» چه کسانی است؟ اگر توده های چند ده میلیونی مردم را می فرمایند که آنها در حماسه بی نظیر 9 دی و سپس 22 بهمن و ... بارها نشان داده اند به چه کسانی اعتماد ندارند و برای کدام دیدگاه و عقیده تا پای جان ایستاده اند. و اما اگر مقصود جناب هاشمی، گروه ها و جریاناتی نظیر منافقین و بهایی ها و مارکسیست ها و سلطنت طلب ها و عبدالمالک ریگی ها و غارتگران بیت المال است که با سران فتنه مورد حمایت ایشان ائتلاف کرده بودند و نتانیاهو با صراحت از آنها با عنوان «بزرگترین سرمایه اسرائیل در داخل ایران»! یاد می کرد که باید از زبان حضرت امام(ره) خطاب به آقای هاشمی گفت؛ اگر آنها به نظام اعتماد کنند، نظام باید به حرکت خود با چشم «خیانت» نگاه کند! راستی مگر همه این جریانات فاسد و جرثومه های فساد و تباهی آشکارا و بی پرده با دست اندرکاران فتنه 88 در ائتلاف نبودند؟! این که قابل انکار نیست، هست؟! چرا جناب هاشمی درباره این ائتلاف شوم مهر سکوت بر لب زده بودند و در اعتراض به آن لب تر نفرمودند، که هیچ! از فتنه گران به صراحت نیز دفاع و حمایت کردند؟!
4- آقای هاشمی فرموده اند «آمار دروغ دادن، ادعای دروغ کردن، پول بیخودی مصرف کردن که مردم می فهمند یک بازی است و بیت المال را به غارت بردن برای خرید چند رأی و امثال این چیزها دیگر در مردم جواب نمی دهد».
درباره این بخش از سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی اگرچه گفتنی های فراوانی است ولی تنها به چند مورد از آن بسنده می کنیم ؛
الف: فرموده اند «آمار دروغ دادن» خب! چه کسی می تواند انبوه خدمات برجسته دولت نهم و دهم را انکار کند؟ ساخت ده ها سد، هزاران کیلومتر راه، صدها کارخانه و نیروگاه، موشک های دوربرد، زیردریایی، فرستادن ماهواره به فضا، پیشرفت های خیره کننده در عرصه های نانو تکنولوژی، سلول های بنیادین، رادیو ایزوتوپ ها، دستاوردهای هسته ای، برخورداری تقریبا تمامی روستاهای ایران از برق و گاز، رسیدگی به محرومان و مستضعفان و برکشیدن این اقشار از سطوح زیرین جامعه به بالاترین سطح ها و مسئولیت ها و... و... که قابل انکار نیست و به قول شما «مردم می فهمند». باید از جناب هاشمی که خود مسئولیت بالای اجرایی داشته اند و از مقوله کار و پیشرفت باخبرند پرسید چه کسی می تواند اینهمه خدمات را که در پاره ای از موارد «بی نظیر» بوده است انکار کند و ارائه فهرست آن به مردم را «آمار دروغ»! تلقی کند؟! هیچکس خدمات عمرانی آقای هاشمی در دوران ریاست جمهوری ایشان را نفی نمی کند ولی کدام ناظر بی طرف و باانصافی می تواند این واقعیت را انکار کند که دولت نهم و دهم ده ها و در پاره ای از موارد صدها برابر دولت سازندگی به مردم خدمت کرده است؟ آمار خدمات دولت نهم و دهم را با آمار مشابه در دولت های سازندگی و اصلاحات مقایسه بفرمائید. کدام دروغ است؟!
ب: آقای هاشمی به «ادعای دروغ» اشاره کرده اند که باید گفت؛ چه کسانی به توصیه «جرج سوروس» و «جین شارپ» ادعای دروغ تقلب در انتخابات را مطرح کردند و با آن که خود مسئولیت انجام چند انتخابات را داشتند و می دانستند تقلب در مقیاس میلیونی ناممکن است در این شیپور فریب دمیدند؟! و بعد از آن که آب ها از آسیاب افتاد و عوامل اصلی به دستور گرفتن برای اشاعه این دروغ اعتراف کردند نیز حاضر به تکذیب ادعای دروغ خود نشدند؟ چه کسانی برای تامین خوراک تبلیغاتی بیگانگان در مجلس ختم «زنده »ها شرکت کرده و اشک ریختند! و روی قبرهایی که «مرده» نداشت عزا گرفتند؟! چه کسانی به دروغ ادعای شکنجه و تجاوز در زندان ها را مطرح کردند؟ چه کسانی؟! و... و صد البته حق با آقای هاشمی است که می فرمایند «مردم این دروغ ها را باور نمی کنند» چرا که اگر باور می کردند طومار فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 را درهم نمی پیچیدند و حماسه بی نظیر 9 دی را علیه فتنه گران نمی آفریدند.
ج: جناب آقای هاشمی از غارت بیت المال گله کرده اند که البته، نمونه هایی از آن قابل نفی نیست ولی این نمونه ها از سوی کسانی است که اولا؛ برخی از آنان با فتنه گران همخوان و هم پیاله بوده اند و ثانیا؛ با غارت های کلان بیت المال در دوران سازندگی و اصلاحات قابل مقایسه نیست. اینجا یک سؤال از جناب آقای هاشمی در میان است؛ چند فقره از پرونده های کلان فساد اقتصادی و غارت بیت المال که ماجرای آنها به دادگاه نیز کشیده شده و اسناد آن موجود است، در دوران ریاست جمهوری ایشان بوده است؟! و چند فقره نبوده است؟!
د: درباره هزینه بیت المال برای جمع آوری آراء سخن گفته اند که البته، برخی از تحرکات این روزها قابل انکار نیست ولی جریانی که در این راستا حرکت می کند به شدت مورد اعتراض قرار گرفته و هم اکنون رسیدگی به صحت و سقم ماجرا در کمیسیون اصل 90 مجلس در جریان است. اما، مگر در همین جریان فتنه 88، پول های کلان غارت شده از مردم و مبالغ هنگفت و نجومی کمک های مالی ملک عبدالله پادشاه عربستان، پادشاه اردن و بسیاری از کشورهای اروپایی برای جمع آوری آراء مردم به نفع نامزد فتنه گران هزینه نشد؟ و حتی پس از فتنه نیز، مگر برای فلانی هفته ای 40 میلیون تومان پرداخت نمی شد. ولی همه دیدند که نتیجه ای در پی نداشت. بنابراین باید با جناب آقای هاشمی همصدا شد که «این چیزها دیگر در مردم جواب نمی دهد»!
5- ایشان در همان مراسم فرموده اند «امروز دشمنان ما، چهار چشمی ما را نگاه می کنند و دنبال رخنه می گردند تا حضور بیشتری پیدا کنند. این چیز روشنی است و همه می توانند آن را بفهمند. خدا کند که ما هم این چشم باز را داشته باشیم».
این بخش از سخنان آقای هاشمی با توجه به حمایت آشکار مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس از فتنه 88 که مورد حمایت ایشان بود و حضور ده ها عامل تابلودار سرویس های اطلاعاتی بیگانه و گروه های تروریستی و ضد انقلاب در اردوگاه فتنه یاد شده، تعجب آور و ابراز آن از سوی ایشان تاسف بار است و باید از آقای رفسنجانی پرسید آیا می توانید آنهمه وابستگی دوستان مورد حمایت خویش به دشمنان بیرونی را انکار کنید؟! آیا بسیاری از عوامل اصلی فتنه 88 در سطح مشاوران، برنامه ریزان و سردمداران این فتنه هم اکنون به آمریکا و انگلیس پناهنده نشده اند؟ آیا عطاءالله مهاجرانی، وزیر کابینه و معاون رئیس جمهور دولت های سازندگی و اصلاحات و سخنگوی دوستان فتنه گر شما امروزه تحت مدیریت شبکه MI6 انگلیس نیست؟ و آن دیگری حداقل دو بار به اسرائیل سفر نکرده است؟ آیا جناب خاتمی با جرج سوروس صهیونیست ملاقات نکرده و دستورات دیکته شده او را به کار نگرفته است؟ آیا «مایکل لدین»، «جان کین»، «تموتی اش» و... عضو بیرونی فتنه 88 نبوده اند؟ آیا شیمون پرز با صراحت اعلام نکرده بود که اصلاح طلبان- یعنی دوستان شما- سربازان اسرائیل هستند که به نمایندگی از رژیم صهیونیستی با جمهوری اسلامی درافتاده اند؟ آیا اوباما حمایت مالی، تبلیغاتی و سیاسی از دوستان فتنه گر شما را وظیفه قطعی و غیرقابل چشم پوشی آمریکا ندانسته بود؟ آیا کمک های هنگفت ملک عبدالله سعودی به حساب سران فتنه واریز نشده بود. راستی همین دو هفته قبل آقای عطاءالله مهاجرانی سخنگوی سران فتنه با ملک عبدالله در یک نشست خصوصی در ریاض شرکت کرده بود. آیا فتنه گران در روز قدس به نفع اسرائیل شعار ندادند؟ آیا روز 13 آبان به نفع آمریکا عربده نکشیدند؟ و...
جناب آقای هاشمی! سخن از رخنه بیگانگان نیست. پای «دروازه» در میان است و این دروازه را فتنه گران مورد حمایت شما به روی دشمنان اسلام و انقلاب و امام و مردم باز کرده بودند.

  • محمد محسن دوباشی
۰۴
خرداد

زنِ منتظر در جهان معاصر

 

رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از بانوان نخبه اشاره کردند: «میتوان امیدوار بود که در طول زمان - میان‌مدت یا بلندمدت - آن چیزى که امروز میتوان آن را بحران مسئله‌ى زن در دنیا دانست، حل شود. آن دو چیز، یکى عبارت است از نگاه غلط و بد فهمیدن جایگاه زن و شأن زن در جامعه؛ که این نگاه و این بدفهمى از غرب شروع شده و خیلى هم قدیمى و ریشه‌دار نیست...» گفتار زیر از حجت‌الاسلام و المسلمین میرباقری درباره نقد نگاه غرب به زن و لزوم بازتعریف نقش زن مسلمان براساس الگوی «انتظار» است:

  • محمد محسن دوباشی
۰۳
خرداد

رضا سراج کارشناس مسایل سیاسی به افشای ماهیت جریانی پرداخت که با رسوخ در بدنه قوه مجریه، استحاله جهت‎گیری‎های اصولی و انقلابی دولت و زیر سؤال بردن خدمات کم‎نظیر ارائه شده را هدف قرار داده است.

متن کامل یادداشت رضا سراج کارشناس مرکز آینده پژوهی و مطالعات راهبردی تابان به شرح زیر است:

 

مقدمه:
جنجال سیاسی پیرامون عزل وزیر اطلاعات و پیامدهای آن، بیش از پیش جریان طراح چالش های سیاسی، فرهنگی و اعتقادی در سالهای اخیر را در کانون توجهات قرار داد.
جریان التقاطی که در عرصه های سیاسی از آن به‎عنوان "جریان انحراف " یاد می شود دارای سه لایه است:
- حلقه محدود و مشکوک در مرکزیت
- عناصر فرصت‎طلب در بدنه میانی
- عده‌ای پیاده‎نظام هیجانی در لایه زیرین

  • محمد محسن دوباشی
۰۳
خرداد

نحوه‌ی پوشاک و نوع لباس مردم یک جامعه یکی از مرزهای فرهنگی آن با جوامع دیگر است. استعمارگران در نخستین اقدام مرزهای فرهنگی بومی یک جامعه را بر می‌دارند و تلاش می‌کنند آن را به نفع فرهنگ استعماری خود تغییر دهند.

به طور معمول با شروع فصل گرم سال، دغدغه‌ی نبود توجه کافی برخی افراد به مسأله‌ی حجاب و پوشش، به نگرانی اصلی متولیان امر و دل سوزان فرهنگی و اقشار متدین کشور بدل می‌گردد. با توجه به تحولات فرهنگی اجتماعی اخیر کشور و آن چه که در منظر عمومی جامعه روشن است به نظر می‌رسد مسأله‌ی حجاب از اولویت دو چندانی از نظر پرداختن و بررسی برخوردار است. در این نوشتار کوشیده خواهد شد تا ارتباط این مسأله‌ی به ظاهر فرهنگی با "امنیت ملی " کشور مورد مداقه و بررسی گردد.

  • محمد محسن دوباشی
۰۳
خرداد

مردم از عقبه قبیله گرایی! و شخصیت پرستی! نیز به سلامت عبور کرده بودند. عقبه ای که بسیاری در شیب تند آن لغزیده و فرو غلتیده اند. مردم به احمدی نژاد پیرو ولی فقیه رأی داده اند و خدمات فراوان و مثال زدنی و در پاره ای از موارد بی نظیر او را ارج نهاده و در حمایت از وی کمترین کوتاهی روا نداشته اند.

حسین شریعتمداری در یادداشت روز  کیهان(٩٠/٢/٢٨) نوشت:

ببخشید ! اینجا کجاست ؟!

  • محمد محسن دوباشی
۰۳
خرداد
حجت الاسلام حمید رسایی:
کشمیری را دستگیر کنید حتی اگر رجایی اعتراض کن
خبرگزاری فارس: تردید ندارم که مشایی در طول این چند سال با اعتماد سازی اعتقادی در احمدی نژاد، قدم قدم پروژه کودتای خود علیه وی را که از سالها قبل کلید زده بود، پیش برد تا رسید به مرحله فتح وزارت اطلاعات.مشایی با تمام تلاشش کوشید تا احمدی نژاد را در خانه نشینی نگه دارد و پروژه ای را که کلید زده در مسیر دیگری دنبال کند.

  • محمد محسن دوباشی
۰۱
خرداد

فعال‎ترین روحانی حامی محمود احمدی‎نژاد در مجلس هشتم، هنوز هم بر حمایت خود از رییس‎جمهوری دهم، پا برجاست. سخنگوی فراکسیون انقلاب اسلامی، تشکلی که سابقا به‎عنوان حامی رییس‎جمهوری فعالیت می‎کرد، اصرار دارد تا محمود احمدی‎نژاد را درون کشتی اصول‎گرایی و از خوش‎نام‎ترین سرنشینان آن معرفی کند. البته بعضی از نشانه‎های فعلی حاکی است که طرفداران جدی رییس‎جمهوری مواضع معتدل‎تری نسبت به ایشان می‎گیرند گویا از نظر این افراد، آینده این دولت در هندسه نظام و ولایت احتمالا متزلزل‎تر خواهد شد.

به تقل از هفته نامه پنجره شماره 90

 

  • محمد محسن دوباشی
۰۱
خرداد

گفت‎وگو با سیاسی‎ترین خطیب پایتخت درباره جنجالی‎ترین موضوع سیاست در ایران، علی‎القاعده باید حاوی مطالب تند و تیز و جنجالی باشد. اما این مصاحبه به خواست هر دو سوی این گفت‎وگو این‎گونه نیست. با حجت‎السلام علیرضا پناهیان درباره ابعاد و ویژگی‎‎های جریان انحرافی نزدیک به دولت دهم صحبت کردیم و از وی درباره نظریه شاذ و جدیدش درباره تقدم ولایت بر عدالت، به‎عنوان نقطه کانونی فتنه‎‎های پیش روی انقلاب اسلامی، پرسیدیم. استاد پناهیان علی‎رغم مشغله فراوان و برنامه فشرده سخنرانی‎هایش در ایام فاطمیه، وقت موسعی را برای این موضوع در اختیارمان قرار داد که بابت این موضع از ایشان تشکر می‌کنیم.به نقل از هفته نامه پنجره شماره 90

 


آقای پناهیان به‎عنوان اولین سئوال، آیا جریان انقلاب اسلامی، وارد فتنه دوم شده است؟ آیا همان واقعه‎ای که نخبگان سیاسی و حوزوی چون خود شما، در اوج اتفاقات پس از انتخابات 88 به‎عنوان فتنه‎ای بزرگتر از فتنه 88 نسبت به آن ابراز نگرانی می‎کردید، آغاز شده است؟

 

  • محمد محسن دوباشی
۳۱
ارديبهشت

آیت الله مصباح یزدی با اشاره به این که خطر بزرگی انقلاب و اسلام را تهدید می کند به طرز عمل یک تفکر انحرافی برای دستیابی به کرسی ریاست جمهوری در انتخابات پرداخت و گفت: هدف تفکر انحرافی القای منحصر بودن تمام فعالیت ها به یک نفر برای رئیس جمهور شدنش است.


وی در جمع تعدادی از سرداران دفاع مقدس افزود: این خطر بزرگی است که به نام اسلام، با استفاده از خون شهیدان و بعد از تحمل این همه سختی ها بگویند انتخاب شدن چنین کسی که نه شناخت درستی از اسلام دارد و نه سوابق روشنی در انقلاب، مرتبه ای از ظهور است، بدین ترتیب شیطان وسایلی فراهم کرده که در دل یک کشور اسلامی با شعارهای دینی، نطفه یک حرکت ضداسلامی منعقد شود.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) اظهار داشت: برقراری نظام اسلامی زیر سایه رهبری و نائب امام زمان(عج) از نعمت ها و موهبت های ویژه الهی است بنابراین وظیفه ما در چنین جامعه ای سخت تر است و امتحانات الهی نیز شکل خاص تری پیدا می کند. آیت الله مصباح یزدی دو اصل کلی مرتبط با جامعه اسلامی را مورد توجه قرار داده و تصریح کرد: باورها، اعتقادات و بینش های ما نسبت به خود، جامعه و جهان هستی و هم چنین گرایش ها، از عواملی است که باید مراقب آنها بود و محتاطانه عمل کرد و از باورهای غلط و گرایش های انحرافی که انسان را از اهداف اصیل دور و سرگرم لذت های زودگذر می کنند، پرهیز کرد. آیت الله مصباح یزدی در ادامه سخنان خود اظهار داشت: در چند سال اخیر، چنین احساسی پیش آمده که خطری پیچیده نسبت به اساس فکری جامعه در حال شکل گرفتن است و شیطان تمام تجربیات و حیله های خود را به کار گرفته تا طرز فکری انحرافی را در جامعه القاء کند.
آیت الله مصباح یزدی یادآور شد: امام خمینی(ره) ایران را برای اسلام می خواست، اما این گروه اسلام را فدای ایران می کنند.
وی در ادامه تأکید کرد: کمال استادی این شیاطین در اینجا ظاهر می شود که با القای این فکر که امام زمان(عج) کشور را اداره می کند، سعی در تضعیف جایگاه ولی فقیه دارند و نیاز به وجود ولی فقیه را زیر سؤال می برند.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) تصریح کرد: این طرز فکر به سمتی در حال حرکت است که می گوید ما با رابطه ای معنوی می توانیم خواسته امام زمان(عج) را به دست آوریم و کشور را بی واسطه و بدون نیاز به متخصصان اسلام شناس اداره کنیم.
آیت الله مصباح یزدی ادامه داد: هدف این تفکر انحرافی آن است که در آینده این تصور القا شود که تمام فعالیت ها، طرح ها و خدمات انجام شده در این چند سال از جانب یک نفر منحرف بوده و او بزرگ ترین استراتژیست عالم است و هر کاری که انجام داده ایم از او الهام گرفته ایم و بنابراین او باید رئیس جمهور آینده شود و کشور را اداره کند.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در پایان تأکید کرد: اکنون اگر احتمال ضعیفی هم بدهیم که شیطان چنین نقشه ای کشیده است، باید حواسمان جمع باشد، احتیاط کنیم و نسبت به حوادث و فتنه ها حساسیت و عکس العمل مناسب انجام دهیم.

  • محمد محسن دوباشی
۲۸
ارديبهشت

بیانات در دومین نشست اندیشه‌هاى راهبردى‌ با موضوع عدالت

27/2/1390

بسم‌اللَّه الرّحمن الرّحیم‌

 خیلى متشکرم از حضار محترم، برادران و خواهران عزیز، و همچنین از گردانندگان این نشست پر مغز و مفید؛ بخصوص از آقاى دکتر واعظ‌زاده که جلسه را خوب مدیریت کردند. متشکرم از اینکه با این نشست، این فرصت را ایجاد کردید که این مباحث مطرح شود و ان‌شاءاللَّه ادامه پیدا خواهد کرد. و حمد میکنم خداى متعال را، خداى عزیزِ حکیم را که فراغت و امنیت و امکانات و نشاط عطا کرد به جمع حاضر و کسانى که عقبه‌ى تشکیل این نشست بودند، که بتوانند این کار را انجام دهند. اگر لطف خدا نبود، اگر آسایش خاطر متفکران، استادان و اندیشمندان نبود، ممکن نبود نظام بتواند به این فرصت دست پیدا کند. این، فرصت مهمى است که خوشبختانه خداى متعال در اختیار ما گذاشت.

 آنچه که امروز در این نشست انجام گرفت، یک آغاز است و ما امیدوارانه در پى آن هستیم که این آغاز، استمرار شایسته‌اى پیدا کند و سرانجام مبارکى داشته باشد. احساس میکنم در کشور ظرفیت انسانى گسترده‌اى براى پیگیرى و به سرانجام رساندن این بحث مهم - یعنى بحث عدالت - وجود دارد.

 صاحبنظرانى هم که در این جلسه حضور ندارند، از نظر ما شرکاى این بحثند. حتماً در سرتاسر کشور، در دانشگاه‌ها، در حوزه‌ها، در پژوهشگاه‌هاى گسترده‌اى که خوشبختانه در کشور وجود دارد، هستند کسانى از صاحبنظران که در این مقوله، در این بحث، یا تحقیقاتى دارند، یا آماده هستند که تحقیقاتى را انجام دهند. ما آنها را در این بحث شریک میدانیم.

 بحث عدالت بایستى به یک گفتمان نخبگانى تبدیل شود. باید این مسئله را دنبال کنیم و پیگیرى این بحث را رها نکنیم؛ چون زمینه خیلى زیاد است، نیاز خیلى شدید است و در بیانات دوستان، بخشى از این نیاز محسوس بود. این بحثهائى که شما کردید و ان‌شاءاللَّه در آینده خواهد شد، محصول آن براى نسل کنونى و نسلهاى آینده، محصول باارزش و بشدت مورد نیازى خواهد بود. شاید لازم باشد بعدها از صاحبنظران دنیاى اسلام هم استفاده کنیم. شاید در کشورهاى دیگر صاحبنظرانى هستند که میتوانند در جمع‌بندى نهائى و به سرانجام رساندن بحث عدالت، به ما کمک کنند.

 من خوشوقت و خشنود شدم از اینکه احساس کردم دوستان به بحثهاى یکدیگر توجه نشان دادند. این فصلهاى اعتراض و اشکال که آقاى دکتر واعظزاده در این جلسه گنجاندند، به نظر من جزو جذابترین بحثها بود؛ نشان‌دهنده‌ى این بود که حضار به مباحث توجه کردند. این کار، هم‌افزائى به وجود مى‌آورد. همه‌ى شماها نظراتى دارید، در این مقوله فکر کردید و فکرهاى بیشترى خواهید کرد؛ لیکن وقتى که در یک چنین مجموعه‌اى همه گرد مى‌آیند، با یکدیگر تبادل نظر میکنند، آنچه که فکر کردیم، عمیق‌تر میشود، گسترده‌تر میشود، جامع‌تر میشود و در نهایت ان‌شاءاللَّه ما را به یک نقطه‌ى نهائى - که اشاره خواهم کرد - میرساند.

 من وارد محتوا نخواهم شد. بحث محتوائى، امروز به وسیله‌ى شماها شروع شد و باید ان‌شاءاللَّه در همین مرکزى که آقاى واعظزاده اشاره کردند، استمرار پیدا کند؛ که آن بحث و آن نتیجه‌ى نهائىِ محتوائى برآیندى خواهد بود از افکار و نظرات و محصولات فکرى دانشمندان و اندیشمندان ما. بنابراین من در آن مسئله وارد نمیشوم؛ من فقط چند نکته را میخواهم عرض کنم.

 یک نکته این است که عدالت دغدغه‌ى همیشگى و تاریخى بشر بوده. به تبع احساس نیاز به عدالت که در طول تاریخ تا امروز در مردم عمومیت داشته، متفکران بشر، فیلسوفان و حکما در این مقوله وارد شدند و دغدغه‌ى آنها بوده است. بنابراین از قدیم‌ترین دورانهاى تاریخ تا امروز درباره‌ى عدالت و عدالت اجتماعى به همین معناى عام، بحث شده، نظریه داده شده؛ لیکن نقش ادیان استثنائى است. یعنى آنچه که ادیان در طول زمان راجع به عدالت گفتند و خواستند و اهتمام کردند، بى‌نظیر و استثنائى است. در نظرات حکما و اندیشمندان، آن اهتمام ادیان مطلقاً مشاهده نمیشود.

 اولاً به شهادت قرآن، ادیان هدف خودشان را عدالت قرار دادند: «لقد ارسلنا رسلنا بالبیّنات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم النّاس بالقسط».(1) قطعاً این آیه حکم میکند بر اینکه هدف ارسال رسل و انزال کتب و آمدن بیّنات - یعنى حجتهاى متقن و غیر قابل تردیدى که پیغمبران ارائه میدهند؛ کتاب، یعنى منشور ادیان در مورد معارف، احکام و اخلاقیات؛ میزان، یعنى آن سنجه‌ها و معیارها - قیام به قسط بوده است؛ «لیقوم النّاس بالقسط». البته شکى نیست که قیام به قسط و همه‌ى آنچه که مربوط به زندگى دنیائى، اجتماعى و فردى افراد است، مقدمه‌ى آن هدف خلقت است: «و ما خلقت الجنّ و الانس الّا لیعبدون»؛(2) یعنى عبودیت. اصلاً هدف خلقت، عبد خدا شدن است؛ که بالاترین کمالات هم همین عبودیت خداست. لیکن در راه رسیدن به آن هدف، هدف نبوتها و ارسال رسل است؛ که از جمله‌ى آن، آن چیزى است که این آیه به آن تصریح میکند. البته تصریحات دیگرى هم در آیات قرآن هست که به سایر اهدافِ ارسال رسل اشاره میکند، که اینها با یکدیگر قابل جمع است. پس هدف شد عدالت. هدف نظام‌سازى، هدف تمدنها، هدف حرکت بشر در محیط جامعه، شد عدالت. در هیچ مکتب دیگرى این وجود ندارد؛ این مخصوص ادیان است.

 خصوصیت دیگر ادیان این است که انبیاء در طول تاریخ در کنار مظلومان قرار گرفته‌اند؛ یعنى براى عدالت عملاً پیکار کردند. ملاحظه کنید؛ در قرآن کریم تصریح شده که انبیاء با طواغیت مواجه‌اند، با مترَفین مواجه‌اند، با ملأ مواجه‌اند؛ که همه‌ى اینها جزو طبقات ستمگرند؛ مترَف و مترِف، از دو جهت، منطبق با یک طبقه‌ى خاصى است؛ هر دو درست است. البته در قرآن «مترَفین» هست، لیکن مترِف هم درست است. مترَفین در مقابل پیغمبرند؛ «ما ارسلنا فى قریة من نذیر الّا قال مترفوها انّا بما ارسلتم به کافرون».(3) هیچ پیغمبرى نبوده که در مقابلش مترَفین قرار نگیرند؛ یعنى پیغمبر با مترَفین میجنگد. ملأ هم همین جور است. ملأ، آن اصحاب و دست‌اندرکاران قدرتند. طاغوت هم یک معناى عامى است که شامل همه‌ى اینها میشود. بنابراین پیغمبران در معارضه‌ى بین ظالم و مظلوم، همیشه در طرف مظلوم قرار گرفتند؛ یعنى براى عدالت وارد میدان شدند و جنگیدند؛ این هم بى‌نظیر است. حکما درباره‌ى عدالت حرف زدند؛ اما خیلى اوقات مثل بسیارى از روشنفکرانِ گوناگون حرفهائى میزنند، ولى در مقام عمل وارد میدان نمیشوند. ما این را در دوران مبارزات هم دیدیم، بعد از مبارزات هم در دوران دفاع مقدس دیدیم، تا امروز هم کم و بیش مى‌بینیم. انبیاء اینجور نبودند؛ انبیاء وارد میدان میشدند، سینه سپر میکردند؛ حتّى آن وقتى که مترفین به اینها میگفتند شما چرا طرفدار طبقات مظلوم هستید، از اینها جدا شوید، با اینها برخورد میکردند. آیه‌ى شریفه‌ى «و لا اقول للّذین تزدرى اعینکم لن یؤتیهم اللَّه خیرا»(4) - که بیانگر پاسخ حضرت نوح به مخالفین خودش است - در همین زمینه است. بنابراین آن کسانى که از عدالت محروم بودند، اولین گروندگان به پیغمبران هم هستند.

 نکته‌ى سوم اینکه همه‌ى ادیان متفقند در اینکه پایان این حرکت عظیم تاریخى، یک پایانِ امید به عدل است. یعنى قاطعاً میگویند که یک دورانى خواهد آمد که دوران عدل خواهد بود، که آن دورانِ استقرار دین کامل است. در دعاى بعد از زیارت شریف آل‌یاسین آمده است: «یملأ اللَّه به الأرض قسطا و عدلا - یا «عدلا و قسطا»، که در جاهاى مختلف تفاوت دارد - کما ملئت ظلما و جورا»؛ یک جاهائى هم دارد: «بعد ما ملئت ظلما و جورا». همه‌ى انبیاء، همه‌ى ادیان، همه‌ى نبوتها به این نهایت اشاره کردند، روى آن تأکید کردند، اصرار کردند و گفتند به سمت آن داریم حرکت میکنیم. پس در مبدأ، در مسیر و در منتها، نبوتها تکیه‌شان بر روى عدل است؛ این بى‌نظیر است.

 نکته‌ى دیگر این است که در انقلاب اسلامى ما - که یک حرکت دینى بود - به طور طبیعى عدالت جایگاه ممتازى داشت و دارد. در شعارهاى مردمى، در قانون اساسى، در بیانات امام راحل (رضوان اللَّه علیه)، در گفتمانهاى موضعى و در زمانهاى مختلف و به مناسبتهاى مختلف که جمهورى اسلامى مطرح کرده، این جایگاهِ ممتاز دیده میشود. فرض کنید در دوران دفاع مقدس که هى مى‌آمدند فشار مى‌آوردند و شعار صلح را مطرح میکردند براى اینکه جمهورى اسلامى را از میدان خارج کنند، آنجا جمهورى اسلامى شعار «صلح عادلانه» را مطرح کرد. خب، صلح یک ارزش مطلق نیست، یک ارزش نسبى است؛ یک جائى صلح خوب است، یک جائى صلح بد است، جنگ خوب است. اما عدالت اینجور نیست؛ عدالت یک ارزش مطلق است؛ یعنى هیچ جا نداریم که عدالت بد باشد. خب، در جمهورى اسلامى این وضعیت وجود داشته، سرلوحه‌ى دغدغه‌هاى نظام از اول انقلاب بوده؛ در بخش اجراى عدالت، انصافاً کارهاى زیادى هم انجام گرفته؛ لیکن راضى کننده نیست. بعضى از دوستان در توصیف آنچه که انجام گرفته، اطلاعات و آمارهاى خوبى دادند؛ در زمینه‌ى کارهائى که انجام گرفته، شاید اطلاعات من بیشتر باشد؛ میدانم کارهاى وسیعى از اول انقلاب انجام گرفته؛ لیکن مطلقاً راضى کننده نیست. آن چیزى که ما نیاز داریم، آن چیزى که ما دنبالش هستیم، عدالت حداکثرى است؛ نه صرفاً در یک حد قابل قبول؛ نه، ما دنبال عدالت حداکثرى هستیم؛ ما میخواهیم ظلم در جامعه نباشد. تا این مرحله خیلى فاصله داریم. بنابراین براى این باید تلاش کرد.

 آن چیزى که در دنباله‌ى این باید عرض کنم، این است: امروز که ما به بحث عدالت میپردازیم - بحث این نشست و مطرح شدن موضوع عدالت - این دنباله‌ى همان دغدغه‌ى اساسى است؛ به این معنا نیست که در طول سالهاى متمادى، ما عدالت را نشناختیم یا نظام جمهورى اسلامى مطلقا تعریفى از عدالت نداشته و حرکتى نکرده؛ نه، یک تعاریف اجمالى و کلى و یک قدر متیقن‌هائى همیشه وجود داشته؛ همه هم با آنها آشنا بودند، کارهاى زیادى هم - همین طور که عرض کردیم - انجام گرفته. لیکن امروز که ما این را داریم مطرح میکنیم، اولاً به این دلیل است که میخواهیم گفتمان عدالت، یک گفتمان زنده و همواره حاضر در صحنه باشد. در میان نخبگان، در میان مسئولان، در میان مردم، بخصوص در بین نسلهاى تازه، باید عنوان عدالت و مسئله‌ى عدالت، به عنوان یک مسئله‌ى اصلى، به طور دائم مطرح باشد. یکى از اهداف این نشست و طرح موضوع عدالت در این نشست، این است.

 یکى دیگر این است که ما اگر بخواهیم فاصله‌ى بین آنچه که از عدالت لازم داریم و باید باشد و آن وضعیت کنونى را - وضعیتى که فعلاً مستقر است - کم کنیم، بایستى به روشها و راهکارهاى جدید و مؤثر دست پیدا کنیم. باید بدانیم شیوه‌هاى کاربردى عدالت چه چیزهائى است؛ یعنى زمان آزمون و خطا را سپرى شده بدانیم. در این سى سال، در موارد زیادى کارمان عبارت بود از آزمون و خطا؛ چه در آن دهه‌ى اول با گرایشى که آن روز وجود داشت - که بعضى از دوستان اشاره کردند - چه بعد، نقطه‌ى مقابل در دهه‌ى دوم و در خلال اینها، روشها و رویکردهاى گوناگونى دیده شده. دیگر صلاح نیست ما اینجور عمل کنیم. باید بنشینیم روشهاى متقن و مبتنى بر تعاریف متقن را پیدا کنیم، تشخیص بدهیم، روى آنها مستقر شویم و حرکت کنیم.

 جهت سوم هم این است که امروز کشور در مسیر پیشرفتهاى جهشى است؛ این یک واقعیتى است. خوشبختانه حرکت کشور به سمت پیشرفت - به معناى عام - یک حرکت سریعى است. امروز با بیست سال قبل حقاً قابل مقایسه نیست. امروز حرکتِ رو به پیشرفت ما جهشى است. در موقعیتى که یک چنین حرکتهاى جهشى به وجود مى‌آید، احتیاج به تصمیم‌گیرى‌هاى بزرگ است؛ باید تصمیم‌گیرى‌هاى بزرگى انجام بگیرد. خب، اگر چنانچه در این تصمیم‌گیرى‌هاى بزرگ، عنصر عدالت مغفولٌ‌عنه باقى بماند، آن وقت ضررها و ضایعاتش غیر قابل محاسبه خواهد بود. لذا امروز بخصوص باید توجه به عدالت زیاد باشد؛ بخصوص رابطه‌ى پیشرفت و عدالت مشخص شود.

 اشاره کردند که مرکزى براى پیگیرى مسئله‌ى الگوى پیشرفت پیش‌بینى شده، مقدمات و تمهیداتش انجام گرفته؛ ان‌شاءاللَّه با جدیت مشغول کار خواهد شد؛ بحث عدالت هم همان جا بایستى ان‌شاءاللَّه دنبال شود.

 نکته‌ى بعدى این است: در مرحله‌ى نظرى، آنچه که ما میخواهیم به آن برسیم، رسیدن به نظریه‌ى اسلامىِ ناب در باب عدالت است. البته باید با نگاه متجددانه، با نگاه نوآورانه، به منابع اسلامى مراجعه کرد و آن نظریه را از متن منابع اسلامى - در چهارچوبهاى علمى و فنى خودش، که بعضى از دوستان اشاره کردند - استخراج کرد. ما براى استنباط، شیوه‌ها، متدها و روشهاى علمىِ تجربه‌ى شده‌ى کاملاً حساب‌شده‌اى داریم؛ از اینها باید استفاده شود. بنابراین در مرحله‌ى نظرى و نظریه‌سازى، باید از منابع اسلامى و از متون اسلامى، نظریه‌ى ناب اسلام در باب عدالت به دست بیاید. من تکیه‌ام در این نکته این است که نمیخواهیم از مونتاژ و کنار هم چیدن نظریات گوناگونِ متفکرین و حکمائى که در این زمینه حرف زدند، یک نظریه به وجود بیاوریم و تولید کنیم. یعنى در این قضیه باید جداً از التقاط جلوگیرى کرد، باید پرهیز کرد. در موارد متعددى ما دچار این اشتباه شدیم. بدون اینکه بخواهیم، در مرداب التقاط لغزیدیم. بیرون آمدنش خیلى سخت خواهد بود. نه، حقیقتاً باید در منابع اسلامى جستجو کنیم. این منابع، فراوان هم هست؛ که دوستان هم اشاره کردند. در قرآن، در حدیث، در نهج‌البلاغه، در نوشته‌هاى فقهى، کلامى و حِکمى بحثهاى زیادى وجود دارد که همه‌اش میتواند منبع مورد استفاده‌ى ما در پیدا کردن نظریه‌ى ناب اسلامى باشد.

 البته مثل همه‌ى موارد دیگر، آشنائى با نظرات دیگران میتواند در فهم متون اسلامى به ما کمک کند. در همه جا همین جور است، در بحثهاى حقوقى و فقهى ما هم همین جور است. ما وقتى با یک نظرِ بیگانه آشنا میشویم و ذهن ما آن اتساع لازم را پیدا میکند، از منبع اسلامىِ خودمان استفاده‌ى بهتر و کاملترى میکنیم؛ اینجا هم همین جور است. لیکن ما باید دنبال رسیدن به نظریه‌ى اسلامىِ ناب باشیم و از التقاط بپرهیزیم. البته بدیهى است که علت اینکه میگوئیم نظریه‌ى اسلامى باید خالص و ناب باشد، این است که مسئله‌ى عدالت مبتنى است بر پایه‌ها و مبانى هستى‌شناسى و معرفت‌شناسى و پایه‌هاى اساسى؛ و اگر بخواهیم به نظریات غربى - که عمدتاً آنهاست - استناد کنیم، در واقع تکیه کردیم به مبانى فلسفى‌اى که قبول نداریم و نمیتوانیم آنها را بپذیریم، که همان نظرات هستى‌شناسى است.

 مکمل این نکته این است که اساساً رویکرد نگاه اسلامى به عدالت، با رویکرد نظامهاى غربى و نظریه‌هاى غربى متفاوت است. در اسلام، عدالت ناشى از حق است؛ همان طور که دوستان اشاره کردند - خوشبختانه حرفهاى خوبى در این جلسه زده شد که بنده را بى‌نیاز میکند از توضیح بیشتر و توسع در کلام - و علاوه‌ى بر این، در عدالت «باید» وجود دارد؛ یعنى از نظر اسلام، عدالت‌ورزى یک وظیفه‌ى الهى است؛ در حالى که در مکاتب غربى اینجور نیست. در مکاتب غربى به اشکال مختلف عدالت مطرح میشود - در سوسیالیسم یک جور، در لیبرالیسم یک جور - با همه‌ى تطورات و شکلهاى گوناگونى که این مکاتب داشته‌اند. در هیچکدام از اینها، نگاه به عدالت، یک نگاه بنیانى و اساسى و مبتنى بر ارزشهاى اصولى مثل دین و مثل اسلام نیست.

 یک نکته‌ى دیگر این است که در عرصه‌ى تفکر و نظریه‌پردازى، ما احتیاج داریم به تعدد آراء و تضارب آراء. یعنى اینکه ما میگوئیم به یک نظریه باید برسیم و نظریه‌ى ناب اسلامى را کشف کنیم، مبتنى بر یک مقدمات نسبتاً طولانى و گسترده‌اى است؛ که اهم این مقدمات همین است که آراء متفکران تضارب پیداکند، آراء مختلفى مطرح شود؛ و این لازم است؛ این نشاط علمى است. نباید تصور کرد که ما یک پیشداورى‌اى داریم، یک چیزى را از قبل در نظر گرفته‌ایم و میخواهیم حتماً به آن برسیم؛ نه، میخواهیم با تضارب آراء بیابیم آنچه را که حق است و آنچه که درست است. بنابراین تضارب آراء لازم است. حد یقف هم ندارد. یعنى بعد از آنکه به نظر نهائى و مختار براى این برهه‌ى از زمان رسیدیم، باز احتمال اینکه آراء جدیدى، نظرات جدیدى، نکات تازه‌اى در آینده مطرح شود، هست؛ هیچ مانعى هم ندارد. لیکن به هر حال نیاز هست به اینکه به یک جمع‌بندى قوى برسیم که بر اساس آن، برنامه‌ریزى‌هاى درازمدت در کشور صورت بگیرد. بنابراین تضارب آراء لازم است؛ لیکن در نهایت اداره‌ى کشور نیاز دارد به اینکه به یک جمع‌بندى قوى و متقن و مستدل در باب عدالت اجتماعى برسد که بتواند بر اساس آن جمع‌بندى، برنامه‌هاى بلندمدت را طراحى کند. البته بعد از آنکه به این جمع‌بندى  رسیدیم، باز پژوهشهاى تازه‌اى شروع خواهد شد براى اینکه شیوه‌ها را پیدا کنید؛ یعنى پژوهشهاى کاربردى. امروز من ملاحظه کردم که بعضى از بخشهاى مباحث، مربوط به مباحث کاربردى است - بسیار هم خوب است - این دامنه‌اش خیلى وسیع است؛ یعنى بعد از آنکه ما به یک نظریه‌ى متقن و جمع‌بندى شده‌اى در باب عدالت رسیدیم، تازه براى پیدا کردن شیوه‌هاى اجرا و تحقق آن در جامعه، به بحثهاى کاربردى نیاز داریم؛ که این خودش پژوهشهاى فراوانى را دنبال خواهد کرد. آن وقت در اینجاست که ما میتوانیم از تجربیات بشرى استفاده کنیم.

 من مطلبى را که یکى از آقایان گفتند، قبول دارم که روشها مطمئناً از اهداف تأثیرپذیر هستند - در این شکى نیست - اما این معنایش این نیست که ما از روشها و تجربه‌هاى دیگران هیچ نتوانیم استفاده کنیم؛ نه، بلاشک میتوانیم استفاده کنیم. اینجا در بخش پژوهشهاى کاربردى، نوبت استفاده‌ى از تجربیاتى است که دیگران انجام داده‌اند. فرض کنید در زمینه‌ى بانکدارى یا در هر زمینه‌ى دیگرى در مسائل اقتصادى، یا در بحثهاى اجتماعى به یک شکل دیگرى، یا در بحثهاى قضائى به یک صورت دیگرى، تجربه‌اى را یک ملتى انجام داده و با آن تجربه مدتى را گذرانده، آثارش هم مشخص است؛ خب، از این میشود استفاده کرد؛ این هیچ اشکالى ندارد. بنابراین از تجربه‌هاى دیگران بایستى بهره برد.

 نکته‌ى دیگر: یکى از مهمترین کارها در عرصه‌ى نظرى این است که ما عدالت‌پژوهى را در حوزه و دانشگاه به عنوان یک رشته‌ى تعریف شده‌ى علمى بشناسیم، که این امروز وجود ندارد؛ نه در حوزه وجود دارد، نه در دانشگاه. یعنى هیچ اشکال ندارد فرضاً در حوزه یکى از موضوعاتى که محل بحث قرار میگیرد، یک فقیه با روش فقیهانه بحث میکند، مسئله‌ى عدالت باشد. حالا همین قاعده‌ى عدل و انصافى که آقایان به آن اشاره کردند، بایستى تنقیح شود؛ این غیر منقح است. دلیل عدم تنقحش هم این است که آدم مى‌بیند در بخشهاى مختلف فقهى استنادهائى به این قاعده میشود که هیچ نمیشود اینها را تمام کرد - یعنى قابل استدلال نیست - همین طور در بخشهاى مختلف گفته میشود. چه اشکالى دارد که در حوزه‌ى علمیه - که خب، بحمداللَّه فضلاى برجسته‌اى در جلسه حضور دارند - یکى از بخشهائى که یک فقیه در درس فقه استدلالىِ خودش دنبال میکند، مسئله‌ى عدالت باشد؛ «کتاب العدالة»؟ این غیر از آن بحث عدالتى است که اشاره کردند شیخ (علیه الرّحمة) فرموده‌اند؛ آن بحث دیگرى است. در باب عدالت اجتماعى بحث شود؛ بحث فقهىِ قوى.

 در دانشگاه یک دانشِ میان‌رشته‌اى به وجود بیاید و تعریف شود؛ بحث شود، کار شود، روى آن به طور مستقل سرمایه‌گذارى شود. به نظر من، این در عرصه‌ى نظرى یک کار لازمى است؛ هم نظریه‌پردازى را گسترش میدهد، هم نیروهاى توانمندى را در این عرصه تربیت میکند.

 یک کار مهم دیگر، شاخص‌گذارى است؛ تعیین شاخصهاى عدالت. یکى از کارهاى مهم نظرى ما این است که شاخصهاى عدالت را پیدا کنیم. خب، امروز شاخصهائى که در غرب مطرح است، به طور مشروط قابل قبول است؛ بعضى‌اش مطلقاً شاخص نیست، بعضى شاخصهاى ناقصى است، بعضى در شرائطى ممکن است شاخص باشد. ما باید بنشینیم مستقلاً شاخصهاى عدالت را، استقرار عدالت در جامعه را پیدا کنیم؛ یکى از بخشهاى مهم کار این است. البته در عرصه‌ى عمل هم خیلى کارها باید انجام بگیرد که یکى از آنها این است که عدالت را یک معیار و یک سنجه‌ى اساسى در قانونگذارى بدانیم. این نکته، قابل توجه نمایندگان محترم مجلس و شوراى نگهبان است که در قانونگذارى بالخصوص به مسئله‌ى عدالت و همچنین رصد دائمى آن توجه شود.

 دو تا نکته‌ى کوتاه را من در آخر عرض میکنم، که البته اینها خارج از متن بحث است، لیکن تنبه و تذکرش بد نیست. یکى این است که در مسئله‌ى عدالت، اعتقاد به مبدأ و معاد، یک نقش اساسى دارد؛ ما از این نباید غفلت کنیم. نمیتوان توقع داشت که در جامعه عدالت به معناى حقیقى کلمه استقرار پیدا کند، در حالى که اعتقاد به مبدأ و معاد نباشد. هر جا اعتقاد به مبدأ و معاد نبود، عدالت یک چیز سربار، تحمیلى و اجبارى بیش نخواهد بود. علت این هم که بعضى از طرحهاى قشنگ غربى در باب عدالت مطلقاً در عمل تحقق پیدا نمیکند، همین است؛ پشتوانه‌ى اعتقادى ندارد. حرف قشنگ است - حالا لااقل ظاهر قشنگى دارد، ولو خیلى برهانى نباشد - لیکن در عمل، در جوامع غربى، در زندگى غربى مطلقاً از آن خبرى نیست؛ اصلاً انسان تحقق آنها را مشاهده نمیکند؛ بى‌عدالتى مطلق در آنجا وجود دارد. علت همین است که پشتوانه‌ى اعتقاد به مبدأ و معاد در آن نیست. اعتقاد به معاد، اعتقاد به تجسم اعمال، اعتقاد به تجسم ملکات در قیامت، خیلى تأثیر دارد. ما عادل باشیم، عدل‌خواه باشیم، عدل را ستایش کنیم، براى عدل تلاش کنیم؛ اینها در قیامت تجسم پیدا خواهد کرد. نقطه‌ى مقابلش هم همین است. این اعتقاد، به انسان نشاط میدهد، نیرو میدهد. انسان بداند که رفتار ظالمانه، حتّى اندیشه‌ى ظالمانه، در عرصه‌ى تجسم اعمال در قیامت، چه بلائى به روز او مى‌آورد، طبعاً به عدالت نزدیک میشود.

 اى دریده پوستین یوسفان
گرگ برخیزى از این خواب گران‌

 کسى به این اعتقاد داشته باشد که گرگ‌صفتى در اینجا، تجسمش در آنجا، گرگ برخاستن از خواب گرانِ مرگ است، این خیلى تأثیر میگذارد. بنابراین در پژوهشهاى مربوط به عدالت، از این نکته نبایستى غفلت کرد.

 نکته‌ى دوم و پایانى که بد نیست من در اینجا عرض بکنم، عدالتى است در رابطه‌ى با خود، که ربطى به عدالت اجتماعى ندارد. در قرآن، ظلم به نفس در آیات متعددى تکرار شده. خب، ظلم، نقطه‌ى مقابلش عدل است. در دعاى کمیل میخوانیم: «ظلمت نفسى». در مناجات شریف شعبانیه عرض میکنیم: «قد جرت على نفسى فى النّظر لها فلها الویل ان لم تغفر لها». گناهان، لغزشها، رفتن به دنبال شهوات، رفتن به دنبال اهواء، دور شدن از توجه و تذکر و خشوع در مقابل پروردگار، ظلم به خود است. این هم یک عرصه‌ى مهمى است. ما وقتى که در باب عدالت بحث میکنیم - عدالت در روابط اجتماعى، عدالت در تشکیل نظام اجتماعى - نمیتوانیم از عدالت نسبت به خودمان غفلت کنیم. به خودمان هم باید ظلم نکنیم. به خودمان هم بایستى عدل بورزیم. نقطه‌ى مقابلِ این «قد جرت على نفسى»، همان عدل است. جور نکنیم، عدل داشته باشیم. اگر خداى متعال توفیق بدهد که ما از این ظلم اجتناب کنیم، بنده امید فراوانى دارم که توفیق خواهد داد که در محیط جامعه هم ان‌شاءاللَّه بتوانیم عدل را برقرار کنیم.

    والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌

1) حدید: 25
2) ذاریات: 56
3) سبا: 34
4) هود: 31

  • محمد محسن دوباشی
۲۸
ارديبهشت

نشست نخبگان و برجستگان علمی کشور برای بررسی اندیشه‌های راهبردی چهارشنبه شب در محضر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار شد. آنچه می‌خوانید یادداشتی است از دکتر صادق واعظ زاده درباره چگونگی برگزاری این نشست که پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای آن را منتشر کرده است.

فلسفه‌ی تشکیل «نشست اندیشه‌های راهبردی»
نظام جمهوری اسلامی یک نظام حکیمانه است و بر اساس دیدگاهی حکمی و ساختاری عقلانی شکل گرفته است. به همین خاطر همواره باید مسیر پیشرفت کشور در این نظام و تصمیم‌سازی‌های اساسی آن را با مشارکت گسترده‌ی علما و نخبگان انجام داد و به پیش برد. این دیدگاه هم‌سنخ و متناسب است با روح و جان این نظام و در قانون اساسی نیز انعکاس دارد.

همچنین گفتمان‌های اساسی و حرکت‌های فکری و نظری کشور را که مبنای اقدام‌های مهم و زیربنایی برای پیشرفت است، باید با اندیشه‌ورزی و ابراز نظر شخصیت‌های علمی، اساتید و علما شکل داد. باید تصمیم‌های مهم کشور را در حلقه‌های علمی سامان داد تا بر اساس آنها مسئولان کشور تصمیم‌های اساسی را اتخاذ کنند.
 

دبیرخانه‌ی نشست در تماس با برخی مراکز و شخصیت‌های علمی کشور و مشورت با صاحب‌نظران و نیز بررسی آثار، از بعضی شخصیت‌ها خواسته تا کار منسجمی را روی این موضوع انجام بدهند و حاصل آن را در این نشست ارائه کنند.


کشور ما امروز از لحاظ تربیت نیروی انسانی، توسعه‌ی آموزش و به‌ویژه آموزش عالی و تعدد مراکز علمی و گسترش حوزه‌های علمیه و حضور نخبگان و فرهیختگان و فضلا و دانشمندان در بهترین موقعیت تاریخی خود قرار دارد. این مزیت بزرگ اقتضا می‌کند که سازوکار بهره‌گیری از نظرات این گروه و به‌ویژه برجستگان آنان را در امور اساسی کشور به بهترین نحو سامان بدهیم تا انگیزه و حضور و مشارکت بسیار بیشتر آنان را در این امور شاهد باشیم. تنها با این شیوه می‌توان از ذخیره‌ی نرم‌افزاری کشور استفاده‌ی تمام و کمال نمود.

ابتکار رهبر انقلاب
با توجه به این ضرورت‌ها، نشست روز دهم آذر با عنوان «نشست اندیشه‌های راهبردی» در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی و با شرکت جمعی از استادان، علما و صاحب‌نظران شکل گرفته است. این نشست اگرچه مانند دیدارهای دیگر ایشان که در طول سال و با حضور جمعی از استادان و نخبگان یا هنرمندان برگزار می‌شود، فضایی صمیمی و معنوی دارد، اما مانند آنها نیست. این نشست برنامه‌ی ویژه‌ای دارد و بر اساس رهنمود ابتکاری رهبر فرزانه‌ی انقلاب برنامه‌ریزی و تدارک گردید.

حدود ده ماه پیش در جلسه‌ای در محضر رهبر انقلاب حضور داشتم. ایشان ضرورت تشکیل این‌گونه نشست‌‌ها را مطرح فرمودند و اظهار داشتند که جلساتی با حضور اندیشمندان و متفکران برای بررسی و تبادل نظر نسبت به موضوعات اساسی کشور برگزار گردد. در پی آن، «دبیرخانه‌ی نشست اندیشه‌های راهبردی» تشکیل شد و با اشراف و تعامل دفتر مقام معظم رهبری به انجام وظیفه پرداخت.
برای مشاهده‌ی تصاویر بیشتر، کلیک کنید‌[گزارش تصویری]
اولین ویژگی این زنجیره نشست‌ها، تخصصی و راهبردی بودن موضوع آن‌ها است. نخستین موضوع این ‌سلسله نشست‌ها عبارت بود از «الگوی اسلامی‌ـ‌ایرانی پیشرفت». این یک موضوع راهبردی است که باید در مورد آن نظریه‌پردازی و تصمیم‌سازی کرد تا در یک مدت معین تدوین گردد و چهارچوب و راهنمای برنامه‌های میان‌مدت و بلندمدت کشور قرار گیرد. این نشست، مفهوم پیشرفت و همچنین ضرورت و مبانی و ویژگی‌های الگوی اسلامی‌ـ‌‌ایرانی پیشرفت و وجوه تمایز اساسی آن با مفهوم توسعه و الگوهای شناخته شده و رایج را بررسی شد.

اعضای جلسه را چگونه انتخاب کرده‌اید؟
ویژگی دوم این نشست، ترکیب شرکت‌کنندگان آن است؛ استادان، علما و محققانی که در زمینه‌ی موضوع نشست تخصص دارند یا صاحب‌نظرانی که در این باره‌ تجارب و آگاهی‌های کاربردی دارند.

انتخاب این افراد با بررسی‌هایی نسبتاً گسترده‌ صورت گرفته است. علاوه ‌بر تخصص و تجربه، تنوع دیدگاه‌ها نیز یکی از شروط انتخاب افراد است. بنابراین سعی شده تا یک نوع تضارب افکار و آراء وجود داشته باشد تا گفتمان‌ها و جریان‌های نظری یا کاربردی موجود در کشور نقد و ارزیابی شود و پیشنهادهایی ارائه گردد.

ویژگی سوم این نشست برگزاری آن در محضر شخصیت اول نظام جمهوری اسلامی بود که طبیعتاً آن را از همایش‌های معمول علمی ممتاز می‌کند.

نحوه‌ی برگزاری جلسه
با توجه به بررسی روش‌های متفاوت و رایج برای برگزاری گردهمایی‌ها و جلسات تخصصی و عمومی در سطح داخلی و بین‌المللی، تصمیم بر این شد تا در این نشست و پس از توضیحات دبیر، ابتدا مقالاتی ارائه شود که به همت برخی استادان دانشگاه و حوزه و صاحب‌نظران تهیه گردیده است. دبیرخانه‌ی نشست در تماس با برخی مراکز و شخصیت‌های علمی کشور و مشورت با صاحب‌نظران و نیز بررسی آثار، از بعضی شخصیت‌ها خواسته تا کار منسجمی را روی این موضوع انجام بدهند و حاصل آن را در این نشست ارائه کنند.

 
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/10651/A/13890910_0510651.jpg
حدود ده ماه پیش در جلسه‌ای در محضر رهبر انقلاب حضور داشتم. ایشان ضرورت تشکیل این‌گونه نشست‌‌ها را مطرح فرمودند و اظهار داشتند که جلساتی با حضور اندیشمندان و متفکران برای بررسی و تبادل نظر نسبت به موضوعات اساسی کشور برگزار گردد.


پس از ارائه‌ی این مقالات، نوبت به بحث و تبادل نظر اعضای نشست رسید. در این بخش، مدعوین دیدگاه‌های خود را عنوان کردند. سپس رهبر انقلاب نقطه‌نظرات خود را بیان کردند.

پس از نشست
یکی از وظایف دبیرخانه، انتشار مجموعه‌ی اسناد و مقالات و سخنان و دیدگاه‌های مطرح‌شده در نشست «اندیشه‌های راهبردی» است. مقدمات این کار از قبل آماده شده است. به‌علاوه این‌که بیانات رهبر انقلاب و احیاناً بعضی مواردی که مرتبط با محتوای نشست است، منتشر خواهد شد. مسلماً پیشنهادهای قابل استفاده و حائز اهمیت در نشست ارائه می‌شود.

انتظار می‌رود که از محتوای مطالب این نخستین نشست، در تهیه و تدوین الگوی اسلامی‌ـ‌ایرانی پیشرفت به نحو شایسته‌ای استفاده‌ شود. مباحث نشست به‌طور طبیعی در حلقه‌های فکری و در مراکز علمی کشور قابل بسط و پیگیری است.

هر یک از رسانه‌های تخصصی و عمومی به فراخور سطح و نوع خود می‌توانند به این مباحث دامن بزنند و فضای آزاداندیشی را گسترش دهند. همچنین و در حالت مطلوب، این نشست برای نظریه‌پردازی در مجامع تخصصی زمینه‌سازی می‌کند و گفتمان‌سازی در سطوح عمومی‌تر را تسهیل خواهد کرد. البته قطعاً رهنمودهای رهبری نیز چه در مورد جنبه‌های نظری موضوع نشست و چه در پیگیری و تحقق این امر، مغتنم و شایان توجه خواهد بود.

  • محمد محسن دوباشی
۲۸
ارديبهشت
دومین نشست اندیشه‌های راهبردی، روز ٢٧ اردیبهشت ٩٠به میزبانی رهبر انقلاب برگزار شد. موضوع این نشست عدالت بود که محققان، اندیشمندان و صاحب‌نظران این حوزه، به بیان دیدگاه‌ها و نظرات خود پرداختند. دکتر واعظ‌زاده، دبیر نشست اندیشه‌های راهبردی درباره این نشست و موضوع آن یادداشتی را ارائه کرده است که با هم می‌خوانیم:

عدالت از بنیادی‌ترین مفاهیم در اندیشه اسلامی و از هدف‌های اصلی انقلاب اسلامی است. عدالت از دیرباز گمشده ایرانیان، و عدالت‌خواهی دلیل اصلی استقبال آنان از اسلام و گسترش سریع آن در ایران بوده است. مردم ما قرن‌ها است که دل‌باخته عدالت علوی و چشم‌انتظار عدالت‌گستر موعود(عج) بوده‌اند. در پرتو این عشق و انتظار است که پژوهش‌ها نشان می‌دهد امروز نیز تحقق عدالت و رفع تبعیض مهم‌ترین خواست مردم ایران است.
پرداختن به عدالت در دومین نشست اندیشه‌های راهبردی، گشودن فصل جدیدی بود درباره این موضوع برای دست یافتن به چند هدف اساسی:

هدف اول تبیین و توصیف عدالت در شرایط حاضر است. شهد عدالت، با اجرای درست آن در کام مردم می‌ریزد و این منوط به شناخت عدالت با همه گستردگی و جامعیت آن است. اما متأسفانه عدالت در جهان و جامعه ما بیشتر تک‌بعدی شناخته شده و لذا خود مفهومی مظلوم است.
از این رو نشست با ارج‌گزاری به محققان این حوزه، در پی مهیاساختن فضایی علمی برای ارائه گوشه‌ای از اهم تحقیقات موجود بود. بدیهی است کمبود نظریه‌های اصیل و عمیق در حوزه‌های مختلف در ایران، ریشه در مسائل مزمن دارد و با برگزاری یک نشست ولو در حد مطلوب مرتفع نمی‌شود. اما این نشست با مقالات ارزنده‌اش، به‌سهم خود به تعمیق پژوهش‌های عدالت کمک نموده و أن‌شاءالله موجب انگیزش محققان برای انجام و ارائه کارهای بیشتر و ظاهرشدن طلیعه نظریه‌های اصیل در آینده خواهد شد.

هدف دوم کمک به هموار شدن مسیر اجرای عدالت در کشور است. در طول 32 سال گذشته اقدامات عدالت‌گستر زیاد و کم‌نظیری در ایران انجام شده که در جای خود باید به آن پرداخت. اما برای رسیدن به نصاب لازم عدالت در جمهوری اسلامی کارهای بسیار بیشتری باید انجام شود. اقداماتی با نیت و شعار عدالت در کشور انجام گرفته که چون ناقص و تک¬بعدی بوده، در عمل به عدالت منتهی نشده یا پس از مدتی به ضد عدالت تبدیل شده و بر مشکلات افزوده است.

برای پیشگیری از اقدامات و برنامه‌های ناقص، تک‌بعدی و طراحی برنامه‌های جامع عدالت‌گستر به مشورت و تصمیم‌سازی محققان عدالت‌شناس احتیاج است که امیرالمؤمنین(ع) علما را نزد خداوند متعهد به اقامه عدالت دانسته‌اند.

هدف دیگر نشست، کمک به تقویت گفتمان اصیل عدالت در جامعه بود تا خواست اجتماعی برای اجرای عدالت و حساسیت عمومی نسبت به وجود بی‌عدالتی در کشور را که خوشبختانه در جامعه ما همواره زیاد و آگاهانه بوده است، به‌دور از نظریه‌ها و شعارهای انحرافی و ناقص، از طریق معرفی شاخص‌ها و معیارهای علمی و ارزشی، غنی‌تر و دقیق‌تر نماید.

متأسفانه فرهیختگان دانشگاه و حوزه در گفتمان‌های موجود جامعه سهم اندکی دارند. امید است به‌برکت نشست اندیشه‌های راهبردی، گفتمان‌سازی با منشأ علمی و متکی به مذاکرات اهل فن در جامعه ما الگوسازی شود و با تغییر رویه و توجه شایسته رسانه‌ها به این موضوع، نشاط محافل علمی و فرهیختگان کشور برای مشارکت فعال در گفتمان‌سازی و گفتمان‌پردازی گسترده مضاعف گردد و لایه و جریان اندیشه پیرامون مباحث راهبردی که اساس پیشرفت کشور است بیش از پیش بالندگی پذیرد.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12486/C/13900227_0812486.jpg
امور علمی نشست با جستجوی گسترده آثار منتشرشده پژوهشی در پایگاه‌های اطلاعات علمی کشور آغاز شد و از این طریق بیش از سه‌هزار شناسه اعم از کتاب، مقاله علمی، رساله و پایان‌نامه شناسایی گردید. از گروهی از صاحبان این آثار که در خصوص عدالت با رویکرد اجتماعی آثار برجسته‌تری عرضه کرده بودند، دعوت شد تا خلاصه اهم تحقیقات خود را در قالب مقاله به دبیرخانه نشست ارسال نمایند. استقبال محققان از فراخوان مقاله بسیار شایسته بود.

یک هیأت داوری متشکل از محققان شناخته‌شده حوزه عدالت و زمینه‌های مرتبط هستند، کار ارزیابی مقالات را بدون اطلاع از نام مؤلفان برعهده گرفتند. هر مقاله برای ارزیابی نزد حداقل سه داور ارسال شد و در نهایت براساس جمع‌بندی نظرات داوران مقالات برتر تعیین گردید و متن کامل آن‌ها در کتاب نشست به چاپ رسید و قبل از شروع نشست در اختیار شرکت‌کنندگان قرار گرفت.

امید است این نشست به شناختن و معرفی کردن حقیقت عدالت کمک کند و راه را برای اجرای عدالت جامع در کشور باز نماید. برخلاف نظرهایی که عدالت را سلبی و فرعی و به عنوان تکمیل‌کننده برنامه‌ی توسعه نامطلوب و جبران‌ساز اثرات مخرب و جانبی آن معرفی می‌کنند، مشخصه‌ها و کارکردهای عدالت اسلامی در کلام امیرالمؤمنین علی(ع) شامل غنا، تمکن، گشایش، انصاف، کرامت، قدرت، امنیت، آبادانی، برکت، قِوام و صَلاح مردم و پایداری و دوام دولت و حکومت عموماً ایجابی و اثباتی است و باید محور حرکت مطلوب جامعه و اساس پیشرفت اجتماع قرار گیرد. عدالت‌گستری اسلامی و پیشرفت اسلامی دو عبارت با یک مفهوم و یک مصداق است. مصداقی که إن‌شاءالله تحت عنوان الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت نظریه‌پردازی، طراحی و اجرا شود.
  • محمد محسن دوباشی
۲۴
ارديبهشت

پس از عدم موفقیت در عزل مصلحی، ادغام چند وزارتخانه می توانست تیم اطراف محمود احمدی نژاد را برای ۲ سال پایانی دولت دهم یک دست تر از قبل کند که فعلا به تعویق افتاد. هرچند اخباری وجود دارد که نشان می‌دهد این پروژه بزودی و با ظاهر جدید عملی می شود.

اگر تنها ۶ سال به عقب باز گردیم و تیم همراه کننده رئیس جمهور را در سال‌های ابتدایی دولت نهم بنگریم خواهیم دید که از آن افراد فقط تعداد انگشت شماری باقی مانده اند که به نظر می رسد در ماه‌ها و حتی روزهای آینده شاهد حذف آنها از اطراف رئیس جمهور خواهیم بود.

نگاهی به اخبار و تحلیل های سال‌های ابتدایی ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد نشان می‌دهد که یکسری از افراد بیش از بقیه در طیف یاران نزدیک به وی نقش آفرینی می‌کنند که از آن جمله می توان به غلام حسین الهام، مهرداد بذرپاش، پرویز فتاح، صادق محصولی، محمد علی آبادی، محمد جواد حاج علی اکبری، علیرضا علی احمدی، محمد حسین صفار هرندی، کامران باقری لنکرانی و داوود احمدی نژاد و البته مسعود زریبافان، عبدالرضا شیخ الاسلام، علی سعید لو و سید مجتبی ثمره هاشمی اشاره کرد که همگی به نحوی از جمع این حلقه اطراف رئیس جمهور کنار گذاشته شده اند و البته غیر ازچهار نفر آخر، بقیه در دولت هیچ مسئولیتی ندارند.

هرچند از ابتدای دولت دهم رقابت بین طیف‌های مختلف برای نزدیک شدن به رئیس جمهور بالا گرفت اما پیروزِ این جدال تنها اسفندیار رحیم مشایی بود که توانست همه افراد حاضر در حلقه اطرافیان رئیس جمهور را تسویه و آنان را با افراد مد نظر خود جایگزین کند.

محمود احمدی نژاد از آن طیفِ گسترده در اطراف خود که افراد ولایت مدار و خوش سابقه بودند تنها ثمره هاشمی را نگه داشت که بر طبق شواهد موجود نقش وی نیز در این حلقه تنها به یک همراه رئیس جمهور و مشاور تقلیل یافته است.

هم اکنون حلقه اول یاران محمود احمدی نژاد به افرادی هم چون اسفندیار رحیم مشایی، محمد رضا رحیمی، محمد ملک زاده و حمید بقایی محدود شده است که صد البته سهم آنان با وجود تعداد بسیار کم، بسیار گسترده است.

در این بین برخی افراد هم چون علی اکبر جوانفکر ومحمد جعفر بهداد نیز خود را جزو این حلقه می دانند و یا اینکه علاقمند به حضور در بین یاران اصلی اطراف رئیس جمهور هستند که شواهد نشان می دهد آنان با وجود تلاش ها و خش خدمتی ها، جایی در این حلقه پیدا نخواهند کرد.

یاران کنونی رئیس جمهور هر چند با جایگزینی افرادی چون قلعه بانی در نفت و پوستین دوز در خودرو و ... سعی در تصاحب این جایگاههای حساس اقتصادی کشور داشتند اما به این میزان بسنده نکرده در اقدامات جدید خود در پی انتصاب آنان به عنوان افراد جایگزین میرکاظمی، محصولی و محرابیان در قالب طرح های ادغام وزارتخانه ها هستند.

بر طبق پازل طراحی شده که جهان خبر آن را پیش تر داده بود گزینه های بعدی حذف، مسعود زریبافان، علی سعیدلو، عبدالرضا شیخ الاسلام و حتی مجتبی ثمره هاشمی خواهند بود که به زودی در ماهها و حتی روزهای آینده شاهد آن خواهیم بود.

رئیس جمهور پس از تلاش برای حذف مصلحی با ادغام وزارتخانه ها یکی از سخت ترین اقدامات در تسویه همه یاران سنتی و قدیمی را کلید زد.

از جمله این افراد که خیلی زودتر از اینها تلاش می شد که از دولت برود ، صادق محصولی است. وی که فرمانده احمدی نژاد در جبهه بوده و از جمله یاران بسیار نزدیک به رئیس جمهور در دولت نهم بود همراه با حذف میر کاظمی و محرابیان قربانیان دیگر جریان یک دست سازی حلقه اطرافیان رئیس جمهور شدند و به نظر می رسد این امر تا حذف کامل غیر خودی های این حلقه شکل گرفته جدید ادامه خواهد داشت.

به راستی ضمن اذعان به توانمندی حلقه جدید شکل گرفته در اطراف رئیس جمهور برای حذف یاران قبلی او، این نکته حائز اهمیت است که در این دوسال باقی مانده از عمر دولت دهم چه کارهائی قرار است انجام شود که این گونه برای تحقق آن، حذف یاران دیرین وی که سهم بالائی در موفقیت های دولت داشتند دنبال می شود.

  • محمد محسن دوباشی
۲۴
ارديبهشت

از رییس جمهوری تکذیب و از سخنگوی قوه قضاییه ، تایید. محمود احمدی‌نژاد رییس جمهوری از کسانی که به گفته وی فلسفه ولایت فقیه را تغییر داده‌اند، به شدت انتقاد کرد و در بخشی دیگر از سخنانش به کسانی که وی و اطرافیانش را متهم به توسل به اجنه و رمالان می‌کنند، گفت: «بحث‌های شنیده شده در خصوص رمال در دولت باعث انبساط خاطر شد. اگر بنا باشد رمال و جن‌گیر کارایی داشته باشند چرا آنان کاری برای خودشان نمی‌کنند.» ولی حالا سخنگوی قوه قضائیه در سومین نشست خبری خود در سال 90 عصر دوشنبه در جمع خبرنگاران در مورد افرادی که گفته می شود با عنوان رمال، پیشگو و جن‌گیر دستگیر شده اندگفت:‌ « این موضوع صحت دارد و دادستان با عنوان مدعی العموم وارد شده و پرونده در حال مراحل مقدماتی است ولی بحث طیف و گروه مطرح نیست. تنها جرمی وارد شده و وقتی جرم وارد می‌شود ما وارد می‌شویم.»

  • محمد محسن دوباشی