وبلاگ شخصی محسن دوباشی

پاتوق نوآوری و پیشرفت ایران
۲۰
تیر
15/4/1390نسخه قابل چاپ

قله کمال انسان در مناجات شعبانیه آمده است

رهبر انقلاب در یادداشتی درباره «مناجات شعبانیه»، این دعا را این‌گونه توصیف می‌کنند: «مناجات مأثوره‌ى ماه شعبان یکى از دعاهایى است که لحن عارفانه و زبان شیواى آن، با مضامین بسیار والا و سرشار از معارف عالى‌یى همراه است که نظیر آن را در زبانهاى معمولى و محاورات عادى نمى‌توان یافت و اساساً با آن زبان قابل ادا نیست.» به مناسبت حلول ماه شعبان، گفتگوی حجت‌الاسلام و المسلمین محمدباقر تحریری، استاد حوزه علمیه قم و مؤلف کتاب «نجوای عارفانه» (شرحی بر مناجات شعبانیه) میخوانیم:

  • محمد محسن دوباشی
۲۰
تیر

بیانات درجمع اساتید و فارغ‌التحصیلان تخصصی مهدویت

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
اولاً تشکر میکنم از همه‌ى برادران و خواهران که در بخشهاى مختلف - و همه هم لازم - مشغول کار و تلاش هستید؛ چه بخش مربوط به نماز، چه زکات، چه تفسیر، چه مهدویت و چه بقیه‌ى آنچه که جناب آقاى قرائتى بیان کردند. همه‌ى اینها کارهاى مهمى است، کارهاى لازمى است و حقاً و انصافاً کار در این بخشها یک انفاق حقیقى و صدقه‌ى مقبوله‌ى عنداللَّه تعالى است ان‌شاءاللَّه. از همه متشکریم، ولى بالخصوص از جناب آقاى قرائتى لازم است تشکر کنیم. تشکر که نه؛ چون کار، کار خداست، براى خداست، ان‌شاءاللَّه خداوند باید از ایشان و همکارانشان تشکر کند؛ لکن قدردانى باید بکنیم. من این چند جمله را در جمع شما برادران و خواهران بگویم:

  • محمد محسن دوباشی
۱۵
تیر

شب میلاد سیدالشهدا. دیدار رهبر انقلاب با فرماندهان سپاه. جایی برای گفتن هزاران موضوع. اما دوباره حرف از تکرار شدن عاشوراست و خواصی که باعث آن واقعه شدند و ایستادن یک نفر در برابر همۀ دنیای آنها. روی سخن آقا با همه خواص جامعه است نه با یک گروه و قشر خاص. دوباره حرف‌هایی به گوش می‌رسد که بوی غربت و دریغ می‌دهد. واقعاً چه چیزی این دوباره گفتن‌ها را سبب می‌شود؟ یعنی گوش‌هایی که باید در طول این همه سال، گفتن این عبارات را می‌شنیدند، نشنیدند که به بازگو کردن دوباره چنین کلامی احساس نیاز می‌شود؟ و آیا واقعاً این گفتار نیاز به تشریح دارد که:

«معناى پاسدارى... با همه‌ى ابعاد آن در وجود مقدس سیدالشهداء (سلام الله علیه) متجسد است... تمام راه‌هائى که میشود فرزند پیغمبر از آن راه‌ها استفاده کند براى حفظ میراث عظیم اسلام در زندگى سیدالشهداء محسوس است؛ از تبیین و انذار، از تحرک تبلیغاتى، از بیدار کردن و حساس کردن وجدانهاى عناصر خاص ـ همین خواص که ما تعبیر میکنیم ـ در آن خطبه‌ى منا، اینها همه در طول زندگى سیدالشهداء است.»

اما این‌بار وجهی از قیام امام شهید تبیین می‌شود که کمتر به آن پرداخته شده: صبر حسین(ع). صبری نه از جنس تحمل‌های چند لحظه‌ای حقیر ما و مدعیان مقامات فخیمه. بلکه صبری از جنس خون دل، از جنس غربت در بین لبخندهای مثلاً رفیقانه. در این بین، آنچه غلیان خون آدم را به نهایت می‌رساند این است که امت مسلمان یکبار در عزای حسین شهید به خون نشست و این داغ را به ارث برد ولی افسوس که فهم‌های خواص پرطمطراق به این نکته نرسید که نباید گذاشت عاشورای دیگری تکرار شود و وقتی حافظ کبیر انقلاب، این چنین به صبر مخصوص امام حسین (ع) اشاره می‌کند یعنی آی مردم، آی مفتخران منصب نخبگی و خواصّی، وقت آن نرسیده است که بیدار شوید:

 

  • محمد محسن دوباشی
۱۴
تیر

حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمحمدمهدی میرباقری شاگرد شهید مطهری و آیت اله بهجت، مسئول دفتر فرهنگستان علوم اسلامی ،مدرس درس خارج حوزه و پژوهشگر منطق ، فلسفه و علوم اسلامی در یادداشتی پیرامون ارتباط جهاد و اقتصاد نوشتاری آوردند که در ادامه می خوانیم.

  • محمد محسن دوباشی
۱۴
تیر

نکاتی از بایانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مسئولین حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه،

  • پاسداری حقیقی از انقلاب اسلامی حفظ حرکت پیش رونده، پرشتاب، پرنشاط و انقلابی نظام اسلامی به سمت اهداف والای ترسیم شده است
  • یکی از موارد بسیار مهم و ضروری برای ادامه حرکت تکاملی و رو به جلوی انقلاب اسلامی، پرهیز از دمیدن و مشتعل کردن فضای اختلاف، هیاهو و جنجال در جامعه است و همه دستگاه‌ها و جریان‌های سیاسی و فکری باید به حفظ وحدت، پایبندی عملی داشته باشند.
  • سرفصل‌های مهم حرکت حضرت اباعبدالله علیه‌السلام از جمله انذار، تحرک تبلیغاتی، بیدار و حساس کردن خواص، ایستادگی با جان و مجاهدت در مقابل حرکت انحرافی فوق‌العاده خطرناک آن زمان، و عمل براساس دستورات اسلام استسخت‌ترین صبر امام حسین علیه‌السلام ایستادگی در برابر سخنان به ظاهر مصلحت‌اندیشانه و وسوسه‌های افراد صاحب نفوذ و تأثیرگذاری بود که با توجیهات به ظاهر شرعی، امام را از گام گذاشتن در این مسیر منع می‌کردند اما حضرت اباعبدالله علیه‌السلام با صبر بر این تردید افکنی‌ها و با عزم و اراده، وارد میدان شدند و جریان اسلام را از انحرافی بزرگ نجات دادند.نباید از مفهوم پاسداری از انقلاب معنایی محافظه کارانه و حفظ وضع موجود انقلاب برداشت شود.پاسداری از انقلاب به معنای حفظ حرکت پیش‌رونده و انقلابی نظام اسلامی است.
  • یکی از موارد لازم و بسیار مهم برای پاسداری از حرکت پیش‌رونده و رو به تحول نظام اسلامی پرهیز از کارهای غیرمفید و مضر برای این حرکت میباشد ، یکی از این کارهای مضر، دامن زدن به اختلافات و مشتعل کردن فضای اختلاف و هو و جنجال است که باید همه دستگاه‌ها و نهادهای نظام مراقب این موضوع باشند.باید هرچه ممکن است اختلاف نظرها و اختلاف سلیقه ها را کم کرد و در فضای بحث‌های اختلافی ندمید.کسانی که به این بحث‌ها دامن می‌زنند، آیا خوشحالی دستگاه‌های تبلیغاتی بیگانه و تحلیل های آنها را نمی‌بینند. ابراز شادمانی دشمنان، نشان می‌دهد این موضوع یک نقطه ضعف است، بنابراین باید از ادامه آن جلوگیری کرد.
  • زمانی ممکن است، جریانی در مقابل انقلاب اسلامی بایستد، که در آن زمان قطعاً وظیفه همه، دفاع از انقلاب است، همانگونه که در حوادث سال 88 اتفاق افتاد.اما زمانی موضوع، اختلاف نظر و سلیقه است و نه ایستادن در مقابل انقلاب. در چنین شرایطی، وظیفه همه، ندمیدن در اختلاف نظرها و در پیش گرفتن شیوه تبیین و روشنگری در مقابل برخی افکار غلط، با در نظر گرفتن همه جوانب آن است.
  • من با حرکت روشنگرانه، تبیین منطقی و مستدل در مقابل تفکر غلط مخالفتی ندارم اما نباید این تفکر غلط را نیز تابلو کرد تا همه از آن مطلع شوندهرگونه حرکت روشنگرانه باید به دور از هو و جنجال باشد زیرا جنجال، حرف منطقی را هم خراب می کند.
  • امریکا و رژیم صهیونیستی هر اندازه هم که در تبلیغات و رسانه های خود، این موضوع و گرایش‌های اسلامی مردم منطقه را انکار کنند، نمی‌توانند واقعیات موجود و حقیقی را تغییر دهند.
  • موج بعدی حرکتی که اکنون در منطقه آغاز شده است، در کشورهایی فراتر از منطقه خواهد بود و چنین رویدادی به وقوع خواهد پیوست.

 

  • محمد محسن دوباشی
۰۷
تیر

متن کامل اشعار شاعران در دیدار با رهبر انقلاب

شعرخوانی محمود کریمی

شعرخوانی حسن لطفی

شعرخوانی مرتضی امیری اسفندقه

شعرخوانی رحمان نوازنی

نوحه‌خوانی محمد صمیمی

شعرخوانی قاسم صرافان

شعرخوانی احمد علوی

شعرخوانی سعید حدادیان

شعرخوانی ولی‌الله کلامی زنجانی

شعرخوانی سیدرضا مؤید خراسانی

شعرخوانی علی انسانی

شعرخوانی حسین رستمی

شعرخوانی سیدحمیدرضا برقعی

شعرخوانی هادی جان‌فدا

شعرخوانی محسن عرب خالقی

شعرخوانی حبیب‌الله چایچیان (حسان)

شعرخوانی غلامرضا سازگار

شعرخوانی محمدعلی مجاهدی (پروانه)

  • محمد محسن دوباشی
۰۷
تیر

به بهانه دیدار رهبر انقلاب با مسئولین قوه قضائیه

نوشتار زیر، مقاله‌ای است از حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر احمد واعظی، عضو شورای عالی مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت که بررسی «عدالت» در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای پرداخته است:

گرچه عدالت به عنوان یک مفهوم ارزشی هماره در طول تاریخ مورد توجه مصلحان اجتماعی و متفکران و مردمان محروم و مستضعف بوده است و از منزلت خاصی در نظام‌های اخلاقی و اجتماعی برخوردار بوده است، امّا کمتر به عنوان یک موضوع جدّی مورد پژوهش‌های عمیق و همه‌جانبه قرار گرفته است.
تفکّر منظم و سازمان‌یافته درباره‌ی عدالت به دو بخش نظری و عملی تقسیم می‌شود. در بخش نظری که همان نظریه‌پردازی درباره‌ی محتوای عدالت اجتماعی است دارای وجوه و ابعاد متعددی است که بحث در مفهوم عدالت و تعاریف و اقسام آن و بحث در تعیین اصول عدالت بخشی از این ابعاد متنوع را تشکیل می‌دهد.

  • محمد محسن دوباشی
۰۷
تیر

هیچ کس در داخل قوه قضاییه و در خارج از این قوه و در رسانه ها حق ندارد تا زمانیکه جرمی ثابت نشده آن را رسانه ای کند


 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح دیروز در دیدار رئیس و مسئولان عالی قوه قضاییه و جمعی از قضات و کارکنان دستگاه قضایی، صبر همراه با بصیرت در مقابل سختی ها را عامل اصلی پیشرفت حرکت رو به جلوی ملت ایران در 33 سال گذشته ارزیابی کردند و با اشاره به نیاز قوه قضاییه به دو رکن مهم اقتدار و اعتماد عمومی افزودند: هرگونه اقدام و یا القای تشکیک برای زیر سؤال بردن فعالیتها، گزارشها و آمارهای مسئولان عالی سه قوه بویژه قوه قضاییه، اقدامی نادرست، ضداعتماد عمومی و برخلاف مصالح کشور است و همه مسئولان، صاحبان تریبون ها و رسانه ها باید به این موضوع مهم کاملاً توجه کنند.
در این دیدار که در آستانه سالگرد حادثه انفجار تروریستی دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر سال 1360 و شهادت آیت الله دکتر بهشتی و 72 تن از یاران انقلاب برگزار شد و جمعی از خانواده های شهدای حادثه هفتم تیر نیز حضور داشتند، رهبر انقلاب اسلامی با گرامیداشت یاد و خاطره این شهدا بویژه شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی، خاطرنشان کردند: حادثه هفتم تیر حقیقتاً یک محنت بود اما ملت ایران با صبر و بصیرتی که از طرف امام بزرگوار (ره) تزریق می شد، این محنت را تبدیل به نعمت کرد و موج را به طرف خود دشمن برگرداند.

  • محمد محسن دوباشی
۰۶
تیر

«آقای مشایی، چند روز قبل از مراسم سالروز ارتحال امام(ره)، بیان داشت که اتفاقی در چهارده و پانزده خرداد روی خواهد داد که دهان منتقدین بسته می‌شود. منظور وی این بود که در چهارده خرداد شهید می‌شود و روحش عروج پیدا خواهد کرد و در پانزده خرداد نیز امام زمان(عج) ظهور می‌کند.»

این قسمتی از سخنان حجت‌الاسلام ذوالنور، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه در همایش «بصیرت و جهاد علمی» است که روز چهارشنبه در شهر قم انجام شده بود. 

اما به راستی منظور مشایی از این پیش بینی که در 14 خرداد اتفاق مهمی قرار است بیفتد چه بود و در ضمن این رویداد چه ارتباطی با ظهور حضرت صاحب دارد که فردای آن روز طبق وعده مشایی باید ظهور می کرد. 

برای درک علل این گفته باید تا حدی از حوادث قبل از ظهور که در روایات آورده شده اطلاع یافت تا آنگاه مغلطه متوهمانه لیدر جریان انحرافی و هدفی که از گفتن این موضوع داشت بیشتر روشن گردد. 

نشانه‌هایی که برای ظهور ترسیم شده است
هر چند زمان قطعی ظهور حضرت صاحب‌العصر و موعود امم (عج) را به جز خالق هستی کسی نمی‌داند اما درروایات نشانه‌هایی برای ظهور ترسیم شده که گاها آنها را حتمی و گاهی غیرحتمی می‌نامند. 

خروج یمانی و سفیانی در یک زمان، بانگ آسمانی دقیقا مقارن با شب جمعه شب بیست وسوم ماه رمضان، ماه‌گرفتگی و قتل نفس زکیه از جمله علائمی است که به عنوان برخی نشانه‌های قبل از ظهور از آنان یاد می‌شود. 

یکی از نشانه‌هایی که در برخی روایات به آن اشاره شده و در برخی از روایات این اتفاق را از نشانه‌های حتمی ظهور می‌شمارند، قتل «نفس زکیه» است. به استناد برخی روایات رسیده از حضرات معصومان (ع) قتل این فرد پنجمین و آخرین نشانه از نشانه‌های ظهور است. 

قتل چهار «نفس زکیه» در تاریخ
نفس زکیه به معنای انسان بی‌گناه است. در احادیث و روایات از چهار نفر به عنوان نفس زکیه یاد شده است. اولین نفس زکیه در زمان حضرت خضر (ع) بوده است. وی نوجوانی بود در حین بازی با همسالانش که توسط خضر (ع) کشته شد در این موقع موسی (ع) به خضر (ع) گفت: آیا شخص بی‌گناهی (نفس زکیه) را کشتی که کسی را نکشته بود.... . 

نفس زکیه دیگر معاصر امام صادق (ع) بوده است و سومین نفس زکیه در آستانه ظهور درنجف اشرف به شهادت می‌رسد. امیرالمومنین (ع) در خطبه‌ای که به خطبه المخزون مشهوراست در میان نشانه‌های ظهور می‌فرماید: «و کشتن نفس زکیه در پشت کوفه ـ نجف ـ با هفتاد نفر...». 

شیخ مفید نیزدر شمارش علائم ظهور مانند این را ذکر می‌کند. اما دقت داشته باشید که هیچ کدام ازاینها نفس زکیه موعود نیستند. 

قتل «نفس زکیه‌ای» که نشانه ظهور است
اما درباره نفس زکیه‌ای که در آستانه ظهور به شهادت می‌رسد باید گفت آخرین نشانه از نشانه‌های حتمی در آستانه قیام جهانی حضرت بقیه الله، «قتل نفس زکیه» است که در مسجدالحرام و در میان رکن و مقام و به هنگام قرائت پیام امام به شهادت می‌رسد. 

نفس زکیه معاصر حضرت خضر (ع) حدود 5000 هزارسال پیش از تولد امام عصر کشته شده است. 

نفس زکیه معاصر امام صادق (ع) حدود 110 سال قبل از تولد آن بزرگوار کشته شده است و نفس زکیه‌ای که در نجف کشته می‌شود در آستانه ظهور می‌باشد. 

ولی نفس زکیه موعود دقیقا سه ماه و دو روز بعد از ظهور و 15 روز پیش از قیام یعنی روز 25 ذیحجة‌الحرام در میان رکن و مقام به شهادت می‌رسد. 

لذا امیرالمومنین(ع) در خطبه المخزون هر دو را در کنار یکدیگر بیان می‌کند: «از نشانه‌های ظهور کشته شدن نفس زکیه‌ای است در پشت کوفه با 70 تن و آن‌که کشته می‌شود در میان رکن ومقام». 

در خصوص نفس زکیه در احادیث بسیار داریم که از مستندترین آنها این است از قول امام صادق (ع): «قتل جوانی از آل محمد (ص) در میان رکن و مقام که نامش محمد فرزند محمد و لقبش نفس زکیه است». 

حضرت مهدی (عج) دقیقا 15 روز بعد از قتل نفس زکیه قیام جهانی خود را آغاز می‌کنند امام باقر (ع) در این خصوص می‌فرمایند:«در بین قتل نفس زکیه وقیام قائم(عج) جز15 شب فاصله نیست». 

نفس زکیه بی‌گناه است دراین مورد حضرت امیر (ع) چنین می‌فرمایند: «ریختن خون حرام (انسان بی‌گناه) در روز حرام (ذیحجه)، در شهر حرام (مکه) از تیره‌ای از قریش به خدایی که دانه را شکافت بعد از آن 15 شب بیشتر حکومت نخواهد داشت». 

نفس زکیه به هنگام قرائت پیام حضرت کشته می‌شود. امام باقر (ع) می‌فرمایند: «قائم (عج) به یکی از یارانش می‌فرماید برو به سوی مکه و بگو من فرستاده فلانی هستم. این فرستاده (از زبان قائم ) به شما می‌گوید: ما اهل بیت (ع) رحمت و معدن رسالت و خلافتیم. ما ذریه پیامبر و از تبار پیامبرانیم، ما مورد ستم واقع شدیم، ما پایمال و منکوب شدیم، از روزی که پیامبر ما رحلت کرده تا حالا حق ما گرفته شده است. ما از شما یاری می‌طلبیم. ما را یاری کنید.هنگامی که آن جوان این پیام را ابلاغ می کند به سویش هجوم می‌برند واو را در میان رکن ومقام سر می‌برند.او نفس زکیه است».
 
مشایی خودش را نفس زکیه روایات می داند (؟!)
بنابر اعلام رسانه‌ها مشایی در یک جمع خصوصی به یاران خود گفته بود که اتفاقاتی در روز ۱۴ خرداد امسال به وقوع خواهد پیوست که ورق را به نفع آنها بر خواهد گرداند. همچنین بر اساس خبر دیگری او به نزدیکان خود توصیه کرده بود که تا یکم ماه رجب (۱۴ خرداد) صبر پیشه سازند چرا که اتفاقات مهمی در راه است. 

حال باید ببینیم منظور مشایی از اینکه «رویداد مهمی در 14 خرداد اتفاق خواهد افتاد و ما به قدرت مطلق می‌رسیم» چه بود و چه ارتباطی بین آن اتفاق با ظهور حضرت در روز بعد از آن که مشایی مدعی است وجود داشت. 

اگر سخنان مشایی را با روایاتی که در فوق بدان اشاره شد، تطبیق دهیم منظور وی قتل نفس زکیه در این روز بوده که با قتل وی ظهور حضرت نیز آغاز خواهد شد و البته جناب مشایی خودش را مصداق آن نفس زکیه می‌داند هر چند در ظاهر اشاره‌ای به این موضوع نداشته است اما محتوای سخنان وی چیزی غیر از این نیست. 

برای اثبات این مدعی باید به شواهدی در این راستا استناد جست:
ـ همانگونه که در سایت‌های خبری آمده بود برخی از افراد جریان انحرافی در تکاپو بودند تا با دریافت ویزای عربستان روز 14 خرداد خود را به مکه برسانند تا احتمالا خود را در ظهوری که مدعی اش بودند، شریک سازند. 

ـ سایت هفت صبح وابسته به اسفندیار رحیم مشایی چند روز قبل از 14 خرداد طی اقدامی عجیب و غیرقابل تحلیل از مومنین و مومنات درخواست کرده بود که برای دفع بلا دست به دعا بردارند. 

آنگونه که این سایت مدعی شده بود اخبار ضد و نقیض در مورد بروز تنش و آشوب در روزهای منتهی به 14 خرداد و احتمال بروز اتفاقات ناگوار، مومنین و مومنات را بر آن داشته که شب جمعه 12 خرداد دست به دعا بردارند و برای سلامتی اولیا حق و حفظ آرامش کشور دعا کنند. 

همچنین این سایت در اقدامی عجیب‌تر عنوان کرده بود که روز ۱۶ خرداد انتشار مجدد خود را از سر خواهد گرفت. 

آیا می توان باور کرد که مشایی نفس زکیه باشد؟
هر چند این روزها که چند هفته‌ای از 14 خرداد گذشته و کذب ادعاهای پوچ مشایی و جریان انحرافی برای همگان روشن شد اما آیا می‌توان باور کرد که شخصی مانند مشایی همان نفس زکیه‌ای باشد که قرار است در آستانه ظهور به شهادت برسد. 

از روایاتی که نمونه‌هایی از آن در فوق اشاره شد می‌توان دریافت نفس زکیه همانگونه که از نامش نیز هویداست فردی است «عادل، متقی، مومن، از سلاله پیامبر(ص) و از یاران خاص حضرت صاحب» که قرار است نامه حضرت را در کعبه قرائت کند حال می‌توان باور کرد کسی که «مدعی پایان دوران اسلام‌گرایی است؛ به جای مکتب اسلام مکتب ایران را تبلیغ می کند؛ تجلیل او از کوروش پررنگ تر از تجلیل وی از معصومان است؛ دنبال اباحی‌گری فرهنگی است؛ از دست‌اندازی به بیت‌المال مسلمین ابایی ندارد و آنها را ملک شخصی خود می‌داند و ...» همان یار خاص حضرت باشد و موعود امم با چنین شخصی ارتباط داشته باشد. 

به استناد روایات هر کسی که برای ظهور زمان تعیین می‌کند باید وی را تکذیب کرد با این وجود افرادی که مدعی ظهور در 15 خرداد بودند را باید کاذبانی دانست که نقاب دین بر چهره زدند و در ضمن بایستی برخورد قانونی با آنان صورت گیرد که اینگونه با باورهای مردم بازی نکنند.

  • محمد محسن دوباشی
۰۶
تیر
مرحوم فلسفی پاسخ می‌گوید:

چرا شهید بهشتی «مظلوم» بود؟

مرحوم فلسفی یکی از مشهورترین خطیبان انقلابی است که نطق ­های آتشین، صراحت لهجه و انتقادات او از حکومت، باعث شد از زمان رضاخان همواره مورد توجه و تحت نظر رژیم طاغوت باشد. ایشان ارتباط نزدیکی با آیت ­الله کاشانی و آیت­ الله بروجردی داشت. در زمان حکومت ننگین پهلوی دوم ایشان همچنان با منبرهای خود به ادامه مقابله با رژیم پرداخت. این مبارزات تا آن­جا ادامه یافت که رژیم از تاریخ 9/11/1350 ایشان را به صورت دائم ممنوع ­المنبر کرد و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب (یعنی به مدت 7 سال و 13 روز) ادامه داشت.

ایشان در بخشی از خاطرات خود راجع به شهید بهشتی می­گوید: «مرحوم بهشتی عنصر لایق و قابلی بود. کتاب­هایی که از ایشان باقی مانده است ارزش ایشان را نشان می­ دهد. گاهی در رادیو تفسیر قرآن می­ گفت. از درس تفسیر او ارزش وی نیز معلوم می ­شود.

  • محمد محسن دوباشی
۰۶
تیر

منافقین فکر می‌کردند کار نظام یکسره خواهد شد

وقایع سیاسی اواخر دورۀ ریاست جمهوری بنی صدر و تقابل او با نیروهای خط امام و حزب جمهوری اسلامی، باعث نزدیکی بیشتر وی به سازمان مجاهدین خلق شد و رفته رفته نفوذ این سازمان در بنی صدر به حد قابل توجهی افزایش یافت، تا جایی که این گروه حفظ بنی صدر در مسند ریاست جمهوری را با سرنوشت خود کاملاً گره خورده می دانستند و پس از عزل وی نیز به حمایت از وی و در صدد ضربه زدن به نیروهای خط امام و حزب جمهوری اسلامی بر آمدند.  همزمان با خلع بنی صدر از قدرت، سازمان مجاهدین که به طمع کسب قدرت در جوار بنی صدر به حمایت همه جانبه از او روی آورده بود، با اعلام خاتمۀ فعالیتهای سیاسی ، ورود به فاز نظامی را اعلام نموده، با هدف سرنگونی و با کلیه هواداران خود، حرکت مسلحانۀ خود را در سی‌ام خرداد ماه 1360 آغاز کرد.

اعضای این گروهک، مسلح به انواع اسلحه های سرد و گرم به خیابان ریخته، به قتل و جرح مردم و مأمورین انتظامی و تخریب اموال عمومی پرداختند. آنها در اطلاعیه های خود ضمن حمایت از بنی صدر، به تهدید مردم و مسؤلین پرداخته، اعلام داشتند که از این پس با مخالفان خود به شدیدترین وجه ممکن برخورد خواهند کرد. بدین ترتیب، سازمان مجاهدین خلق که از این پس «منافقین» خوانده می شدند، رویاروی مردم و نیروهای انقلابی قرار گرفتند و علاوه بر تلاش برای اختفا و خروج بنی صدر از ایران، به ترور شخصیتهای برجسته انقلاب و حزب جمهوری اسلامی روی آوردند.

این گروه در تاریخ 6/4/1360 توسط یکی از عوامل خود به نام «جواد قدیری»، انفجار مسجد اباذر را که طی آن آیت‌الله خامنه‌ای از شخصیتهای برجسته حزب جمهوری اسلامی و انقلاب مجروح شد، طراحی کردند.
روز بعد از آن دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در خیابان سرچشمه تهران را توسط عامل نفوذی خود «محمدرضا کلاهی» منفجر کرده و آیت الله بهشتی، دبیر کل حزب و 72 تن از نیروهای برجسته خط انقلاب که 27 نماینده مجلس، 4 وزیر و تعدادی از اعضای حزب را شامل می شد، به شهادت رساندند.همچنین تعدادی از حاضرین در حزب نیز به درجه جانبازی نائل شدند. بدون شک خاطرات این شهدای زنده فاجعه هفتم تیر از موثق ترین و شیرین‌ترین منابع تاریخی درباره چگونگی این واقعه است که در چند قسمت آن را تقدیم مخاطبان محترم می‌کنم:

  • محمد محسن دوباشی
۰۵
تیر

نگاهی به برجسته ترین فعالین مدعی اصلاحات و نوع ارتباطشان با دولتها و رسانه های غربی

بررسی موضع و شکل رابطه دولت‎های غربی با جریانات اصلاح‎طلب، گویای آن‎ست که این دولت‎ها همواره دوگونه موضع‎گیری متفاوت را در قبال جریانات اصلاحی کشور از خود نشان داده‎اند. جریاناتی که رویکردی ضدملی را در سرلوحه اقدامات‎شان قرار داده‎اند و همواره مورد حمایت و تایید دولت‎هایی نظیر انگلیس و آمریکا بوده‎اند، حال آن‎که جریانات اصلاحی که رویکردی ملی را در دستور کارشان داشته‎اند و شاه بیت اقدامات خود را کوتاه کردن دست اجنبی از منافع ملت قرار داده‎اند، همواره مورد لعن و نفرین دولت‎های غربی بوده‎اند. این شاخص به خوبی روایت‎کننده جنس جریانات مدعی اصلاح‎طلبی‎ست. با نگاه به عملکرد برخی از برجسته‎ترین فعالین جریان مدعی اصلاح‎طلبی در دوران دوم خرداد و نوع رابطه آن‎ها با دولت‎ها و رسانه‎های غربی، واکاوی جنس این جریان برای جویندگان حقیقت کار دشواری نخواهد بود:

  • محمد محسن دوباشی
۰۵
تیر

قلم به مزدان خانه به دوش

رشد قارچ‎گونه نشریات در دوران اصلاحات که به مدد سیاست‎های دولت خاتمی و حمایت‎های مهاجرانی در وزارت ارشاد، روانه دکه‎های مطبوعاتی می‎شدند، زمینه را برای فعالیت دو دسته فراهم می‎کرد، یک عده روزنامه‎نگار بی‎تجربه یا کم‎تجربه که فرصت قلم‎فرسایی را پیدا کرده بودند و در سر خیالات زیادی داشتند و عده‎ای هم جوانک‎هایی خامی که به مدد تریبون فراهم شده، به‎دنبال خوش‎خدمتی به بزرگتران‎شان بودند تا از این راه، برای خود شهرت و جایگاهی پیدا کنند، در ادامه سرنوشت کوتاه، اما تلخ جمعی کوچک از آنان را با هم خواهیم خواند:

  • محمد محسن دوباشی
۰۵
تیر

هرچند تماس جامعه ایرانی با جهان مدرن غربی به عصر صفوی بازمی‌گردد، اما این آغاز جنگ‎های ایران و روسیه در 1218ه. ق بود که جامعه ایرانی را به طور جدی با جهان مدرن و ویژگی‎های ذاتی آن مواجه ساخت. این جنگ‎ها در کنار این‎که ضربات سخت و هولناکی بر پیکره جامعه ایرانی وارد کرد، از یک‎سو باعث حضور دائمی و پایدار استعمارگران در ایران شد و از سوی دیگر زمینه را برای شکل‎گیری جریانی تازه مهیا کرد. جریان تازه از میان حیرت برخاسته از مواجهه با جهان مدرن و صنعتی غرب شکل گرفت؛ حیرتی که به وضوح در حیرت نامه «میرزا ابوالحسن خان ایلچی» به عنوان یکی از اولین سفرای ایران در جهان غرب قابل مشاهده و در تمنای سرتاپا غربی شدن «میرزا ملکم خان» قابل فهم است. از این زمان بود که در اثر تماس‎های بیش‎تر جامعه ایرانی با جهان غربی، به‎تدریج جریان شبه‎روشنفکری ایرانی شکل گرفت و در طول بیش از دویست سال حیات خود منشأ آثاری چند شد:

  • محمد محسن دوباشی
۰۵
تیر

1- بعد از جنگ جمل و شکست سخت پیمان شکنان، معاویه که خود در برپایی فتنه جمل نقش برجسته و موثری داشت و اکنون آرزوی پیروزی بر حکومت عدل علی(ع) را بر باد رفته می دید، برای تردیدافکنی در دل مومنان به سرزنش آنان روی آورد. معاویه در شام و عوامل حکومت بنی امیه در جای جای جهان آن روز اسلام، این ساز بد صدا را کوک کرده بودند که اگر طلحه و زبیر، آنگونه که علی(ع) می گوید، از صراط مستقیم اسلام خارج شده بودند و پیکار با آنان ضرورت داشت، چرا پسر ابوطالب(ع) پیش از این، نه فقط آن دو را بیرون از دایره حق نمی دانست، بلکه ایثار و فداکاری آنان در رکاب رسول خدا(ص) را نیز می ستود و به زبان و قلم و قدم از آن دو حمایت می کرد؟! پاسخ این سؤال، روشن بود و کمترین ابهامی نداشت. مادام که طلحه و زبیر در مسیر اسلام گام می زدند و از صراط مستقیم الهی بیرون نرفته بودند، به حکم اسلام و منطق عقل و ایمان، در حلقه یاران به حساب می آمدند و اما، هنگامی که به زیاده خواهی روی آوردند و با تحریک دشمنان پای از صراط مستقیم الهی بیرون کشیده و به مخاصمه با حاکمیت عدل صف آراستند، مقابله با آنان ضرورتی غیرقابل اجتناب بود... «حق» همان بود که از آغاز بود و تغییری نکرده بود. این طلحه و زبیر بودند که تغییر کرده بودند و دیگر طرفدار حق نبودند، بلکه به مقابله با آن نیز آمده بودند. از این روی، مردمان مومن و خداجویی که در رکاب امیر مومنان(ع) به روی پیمان شکنان شمشیر کشیدند و چشم فتنه را بیرون آوردند، نه فقط قابل ملامت نبودند که ژرفای بصیرت آنان در تمیز به موقع سره از ناسره، شایسته بیشترین تقدیر و تقدیس و مثال زدنی نیز بود.

  • محمد محسن دوباشی