ساعت ده صبح دکتر به همراه مأمور آشپزخانه وارد اتاق بیماران می شود. ده تخت هم داخل اتاق است، دکتر می گوید: « به این چلوکباب بدهید با کره، به تخت کناری غذا ندهید، به او سوپ بدهید، به این شیر بدهید، به او کته ی بی نمک بدهید، به این آش بدهید، دیگری نان و کباب. » مریض ها همه یک جور به دکتر نگاه می کنند. حتی به کسی هم که می گوید غذا ندهید، او می فهمد که امروز عمل جراحی دارد و نباید غذا بخورد، چون می فهمد و می شناسد که دکتر خیرش را می خواهد، اعتراضی نمی کند.
حالا اگر بلند شود و بگوید که چرا به آن مریض چلوکباب بدهند و به من ندهند، دکتر می فهمد که این شخص روانی است. ما هم اگر به خدا بگوییم خدایا چرا به فلانی خانه ی دو هزار متری دادی و به من ندادی، ما هم روانی هستیم. ما هم قضا و قدر الهی را نشناختیم و نفهمیدیم. باید بفهمیم همانطور که مریض می فهمد و به دکتر اعتراض نمی کند، ما هم به خدا نباید اعتراض کنیم و هر چه به ما می دهد راضی باشیم.
( برگرفته از کتاب: مجموعه سلوک ابرار ۲ - طریق وصل ؛ مجموعه رهنمودهای اخلاقی حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی )

گروه اجتماعی «خبرگزاری دانشجو»؛ قدیم ترها تنها محور ارتباطی افراد تلفن بود! مدتی بعد تلفن همراه هم دریچه ی جدیدی را برای ارتباط به ارمغان آورد .. حالا باگذشت بیش از یک دهه از ورود انواع تلفن همراه به بازار ، اینترنت و نرم افزار های شبکه های اجتماعی همچون وی چت ، واتس آپ ، وایبر ، لاین ، تانگو ... ارتباط میان انسان ها را بیشتر و راحت تر ساخته اند .

از سویی می توان گفت این راه های ارتباطی برای رفاه و آسایش جامعه ی دولت الکترونیک امروز راهکاری خوب و ارزشمند است .

گروه اجتماعی «خبرگزاری دانشجو»؛ یکی از بزرگترین و پررنگ ترین مشکلاتی که این روزها دانشگاه ها را از نظر فرهنگی تهدید می کند، روابط دختر و پسر در دانشگاه است. این روابط که با گذشت زمان و در سال های اخیر بیشتر و عمیق تر شده، برای فعالان فرهنگی دانشگاه ها، زنگ خطر جدی را به صدا درآورده است. این مسائل حاشیه ای، گاه آن قدر پررنگ و با اهمیت می شود که اصل حضور دانشجو در دانشگاه که همانا علم آموزیست را تحت تاثیر قرار می دهد.
مناظره «مدیریت تحول در علوم انسانی در ایران» با حضور سعید زیباکلام، دانشیار و استاد فلسفه دانشگاه تهران و حجتالاسلام علیرضا پیروزمند، دانشیار فرهنگستان علوم اسلامی قم شب گذشته (16 آبان) در برنامه زاویه از شبکه چهارم سیما پخش شد.
حجتالاسلام علیرضا پیروزمند در ابتدای بحث خود درباره مدیریت پذیر بودن یا نبودن دانش گفت: این مساله بازمیگردد به این که آیا پدیدههای اجتماعی مدیریت پذیر است و علم هم قابلیت مدیریت دارد یا خیر؟ به اعتقاد من هر پدیده اجتماعی از جمله تولید علم مدیریت پذیر با لحاظ اقتضائات است. اگر اقتضائات یک حرکت انسانی باشد و در آن اختیارات انسان و پیش بینی ناپذیر بودن رفتار او را لحاظ کنیم میتوانیم از مدیریت تحول علم صحبت کنیم، پس این مدیریت ساختمان سازی نیست که آن را نظیر علم مهندسی بررسی کنیم اگر جامعه قانون گریز است با تمهیداتی قانون گرا میشود -هرچند که این به هیچ وجه مطلق نیست- ولی به طور نسبی میتوان نمودار رشد برای آن تعیین کرد.

مناظره حمیدرضا آیتاللهی و صادق زیباکلام با موضوع امکان و امتناع علوم انسانی اسلامی عصر امروز در سالن شهید بهشتی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
حمیدرضا آیتاللهی استاد دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس پژوهشگاه علوم انسانی در این مراسم با تاکید بر اینکه بررسی علوم انسانی اسلامی بر این جمع دانشجویی نیازمند یک رویکرد علمی است و من در اینجا بحث علمی ارائه میدهم، گفت: من با عنوان این جلسه یعنی امتناع و امکان علوم انسانی مخالفم و فکر میکنم ما باید درباره امکان و یا ضرورت علوم انسانی اسلامی صحبت کنیم. همچنین با بکار بردن علوم انسانی اسلامی موافق نیستم و به نظرم بهتر است به جای آن از عناوین علوم انسانی در بستر اسلام و یا علوم انسانی با رویکرد اسلامی استفاده کنیم.
این پژوهشگر علوم انسانی اظهار کرد: ما باید فارغ از تجربههای موفق و یا ناموفق تاریخی در خصوص اسلامی کردن علوم انسانی درباره این مهم بحث کنیم که آیا اساسا علوم انسان اسلامی ممکن است و یا نه.
در این مناظره که در سالن شهیدبهشتی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد، جمعی از دانشجویان، استادان و علاقه مندان حضور داشتند.
در ابتدای مناظره، آیت اللهی از این که این بحث در دانشگاه و در جمع دانشجویان و در فضایی بی طرفانه و بدون پیش فرض مطرح می شود، اظهار خوشحالی کرد و گفت: اصولاً با طرح این بحث در کنفرانس ها و همایش ها و رسانه ها و محافلی از این دست مخالفم، چون در چنین جمع هایی، بحث از ماهیت علمی خود فاصله می گیرد و به حاشیه کشیده می شود.
در اینجا می خواهم بحث را به عنوان یک بحث علمی مطرح کنم، نه بحثی ایدئولوژیک که مثلاً برای کشور اهمیت دارد و غیره.
قبل از هر چیز باید ببینیم هویت دانشجو چیست؟
زیرا مگرنه این است که ما به خود آمده ایم وبه خود باز گشته ایم ومگر نه این است که فهمیده ایم همه خودمان کسی هستیم وهویت وشخصیتی داریم وآدمی هستیم و در این دنیا اگر ماخودمان آدمی هستیم برای مطالعه خودمان بهترین موضوع خودمان هستیم.نقش دانشجو را دراین سی سال که من خودم از نزدیک می توانم ناظر و تحلیلگر جریان ها باشم مورد توجه قرار بدهید ببینید دانشجو کیست؟
دانشجو به معنی عام در این سی سال که این برادرشما ناظر و تحلیلگر اوضاع بوده عبارت است از قشر آگاه وپیشتاز وپیشگام درخلاقیت های انقلابی در جامعه ما و رسالت دانشجوی امروز دراین است که همچنان به صورت عنصر اصلی انقلابی جامعه بماند.
بالاخره دانشگاه ها یا حوزه ها جاهایی هستند که خیلی چیزها را زودتر از دیگران خبر می شوند و می فهمند چون بالاخره بطور کلی بطور کلی آدمهای با اصرار تر و باهوش تر به طور نسبی به حوزه های علمی ودانشگاه ها می آیند و خود گروه اجتماعی آنها ارزشمند است.
دانشجویان باید همچنان به عنوان حاملان پیام انقلاب و تضمین کنندگان پویایی وتحرک انقلابی بمانند.رسالت دانشجو این است که همچنان پیشگام انقلاب باشد و پیشاهنگ حرکت باشد اما نه چنان که از توده ها جدا شود وبرای خودش به سویی رود ویک وقت پشت سرش نگاه کند ببیند که از توده ها تقریبا کسی نیست. این است کهدانشجو باید فرهنگ این انقلاب را روز به روز بهتر بشناسد و بهتر پاسداری کند.

دانشجو بریده ازعوام وعامه مردم هر قدر پر تحرک و پویا وپیشتاز باشد نمی تواند خود را خلاق و آفریننده یک انقلاب بیابد.خیلی از سالها دانشجویان عزیز در این دانشگاهها شهید شدند خون دادند رنج کشیدند شکنجه شدند زحمت کشیدند وقت مصرف کردند کتک خوردند تلاش شبانه روزی داشتند از درس گذشتند از دانشگاه اخراج شدند اما می رفت که همه این تلاش هایشان با همه اوج و ارجی که در جای خودش و در حد خودش است به صورت یک سلسله نمایش های قهرمانی در بیاید اما در شکل یک انقلاب همگانی قرار نگیرد می رفت که این طور باشد...
بنابراین رسالت دانشجو آن است که:
1-همچنان انقلابی پیشگام وپیشتاز بماند.
2-پاسداری شناخت فرهنگ انقلاب و جامعه را جزو اساسی ترین وظایف خودش قرار دهد .
3-دانشجو باید به صورت یک عضو بدرد خور جامعه خودش را بسازد ونه به صورت یک گروه درس خوانده تی تیش مامانی خود خواه از خود از خود راضی که توقعات خیلی زیادی هم دارد و یک مقدار معلومات هم که پیدا کرده و بعد از فراغت از تحصیل بیاید وخود را به جامعه تحمیل کند و سرباز شود بگوید آری مرا استخدام بکنید و من لیسانسیه بیکارم و....
دانشجو باید بکوشد ببیند جامعه چه می خواهدو چه نیازی دارد؟خودش را برای تامین نیازهای وایفای یکی از این نقشهای مورد نیاز جامعه آماده کند.
دانشجو درس می خواند که چکار کند؟برای اینکه عنصر مفیدی برای جامعه باشد یا درس می خواند که نمره بگیرد ؟اصولا دانشگاه باید شوق انگیز باشد هنوز هم دانشجوی ما درس می خواند که امتحان بدهد ونمره بگیرد.
وای به حال ما اگر بخواهد این شیوه ادامه داشته باشد.
4-دانشجو رسالتش در این است که در برابر درد های جامعه برای همیشه حساس بماند فقر ومحرومیت گود نشینان را در یابد ونه اینکه فارغ التحصیل که شد ویک شغلی که پیدا کرد هر قدر که شغلش بهتر می شود حساسیتش کمتر بشود.
این آن دردی است که ده ها سال به آن مبتلا بودیم چه می خواهید بکنید؟وای به روزی که تحصیل کرده های جامعه اعم از روحانی معلم دانشگاهی دبیر استاد واعظ امام جماعت مراجع تقلید نویسنده گوینده و...بی درد شوند وای بحال جامعه ای که گروه ممتازش تبدیل بشود به گروه بی درد.خوب از کی باید پیش بینی کنیم که به وادی بی دردان سرازیر نشویم؟از کی باید پیش بینی کنیم ؟ازکجا؟از همین دوره دانشجویی دوران دانشجویی تمرینی است و الگویی است ازفردای دانشجو، دانشجوی بی تفاوت فارغ ا لتحصیل بی تفاوت است...این دانشجوست که باید در برنامه خودسازی پیش بینی کند که چه جور خودش را بسازد که فردا به خیل بیدردان نپیوندد بلکه روز به روز دردمندتر بماند.
اگر دانشجو امروز خودش را طوری ساخت که فردا به صورت یک عنصر پر توقع امتیاز طلب در نیاید و به درون توده ها برود فردایش از امروز برای حساس ماندن و دردها را لمس کردن مناسب تر است.
جامعه ما همین را می خواهد جامعه ما می خواهد این تحصیلکرده ها وقتی می آیند بیرون بدرد مردم برسند با درد اینها آشنا ومانوس باشند وبرای رفع محرومیت آنان کوشش کنند. غیرازاین باشد ویرانگری است نه آباد کردن هدر دادن است نه پروریدن کشتن است نه زنده کردن (کشتن استعدادها ونیروها)...
چکیده هدف مقاله حاضر، تحلیل و تخمین بنیادهای اجتماعی امنیت ملی است. نگارنده بر آن است که دولتها به صورت متعارف میتوانند چهار نقش ایفا کنند که عبارتند از: رفع تعارض، نمایندگی جامعه، مصلحتاندیشی، بازآفرینی انسان و جامعهای طراز نوین. از بین این چهار کارکرد، دومین و سومین آن در تحلیل دولت در جهان سوم مناسب به نظر میرسد. این گونههای مختلف رفتاری مستلزم آن است که امنیت ملی در جهان سوم را نه حاصل ساختار قدرت بینالمللی و یا ساخته رژیم خودکامه بلکه برآمده از صورتبندی خاصی بدانیم که به طور تاریخی و اجتماعی تداوم یافتهاند. بر این اساس، مقاله حاضر در صدد است امنیت ملی را متغییری وابسته به فرآیندها و مناسبات اجتماعی قلمداد نماید. چنین استدلالی، برآمده از این فرض است که در عین افزایش آسیبپذیری دولت، بر حوزه قدرت شهروندان نیز افزوده شده و این معادله، تحلیل نوین و جامع از امنیت ملی را میطلبد که در تعابیر اخیر به توانمندی جامعه و کارآمدی و مشروعیت دولت در تقلیل آسیبهای داخلی و تهدیدات خارجی ترجمه میشود و نه فقط به اقتدار بلامعارض دولت.

وشته محمد صادق شهبازی وبلاگ قیام لله
خلاصهی کلام این که پدیده ای به نام حاج سعید قاسمی رزمنده ی امروز است که آن جایی که انقلاب نیاز دارد مستقیماً وارد میشود و نه تنها خودش که بخش زیادی از نسل سوم را با فضای انگیزشی همراه میکند. و سعی می کند تا حماسهی دیروز را در جنگهای امروز و فردای انقلاب ادامه دهد.
بسم الله الرحمن الرحیم
چندی پیش، بعد از سالها، حضور دوباره در جلسهای که حاج سعید قاسمی سخنرانش بود، اهمیت بازخوانی شخصیتی به نام سعید قاسمی را برای انقلاب در ذهنم پررنگ کرد، لذا از میانهی سخنرانی تلاش شد، به سعید قاسمی نه از منظر یک مخاطب که یک تحلیل گر نگاه شود.

رئیس ستاد اقامه نماز کشور خطاب به روسای دانشگاه ها، گفت: فضایی ایجاد کنید که ازدواج دانشجویی آسان و ازدواج موقت راه اندازی شود و گرنه حرام رخ میدهد.
حجت الاسلام محسن قرائتی در دومین نشست روستای دانشگاه های سراسر کشور که صبح امروز دردانشگاه شهید بهشتی برگزارشد، گفت: در دانشگاه ها فضایی ایجاد کنید که دخترها و پسرها از هم جدا شوند با این جداسازی چندین میلیون گناه کم می شود.
وی در ادامه به بحث قرآن در دانشگاه ها اشاره کرد و گفت: قرآن تازه وارد دانشگاه های ما شده است و درمقطع دبیرستان دروس عربی طوری ارائه نمی شود که یک دانش آموز بعد از اینکه دیپلم گرفت، بتواند قرآن خواند.
رئیس ستاد اقامه نماز کشور ادامه داد: در دانشگاه ها اصلا به بحث نماز پرداخته نمی شود آنقدر تلاش کردیم تا بحث نماز در دانشگاه ها نهادینه شد.
وی ادامه داد: معارف در دانشگاه ها دانشجویان را باسواد می کند اما متدین نمی سازد.
وی به ظرفیت هایی که در دانشگاه ها وجود دارد ولی از آنها درست استفاده نمی شود، اشاره کرد و خطاب به روسای دانشگاه ها گفت: اکنون در دانشگاه ها حدود ۴۰۰ هزار دانشجو تحصیل می کنند که پدرآنها یا شهید است یا جانباز که می توان از ظرفیت این دانشجویان استفاده کرد همچنین ما دانشجویانی داریم که پدر آنها روحانی است و می توان از ظرفیت آنها نیز استفاده کرد.
قرائتی در بخش دیگری از صحبت هایش به احیای نهج البلاغه و تفسیر در داخل دانشگاه اشاره کرد و گفت: تفسیر و نهج البلاغه باید احیا و حداقل در هر دانشگاه باید یک جلسه تفسیر برگزار شود.