وبلاگ شخصی محسن دوباشی

پاتوق نوآوری و پیشرفت ایران
۲۷
ارديبهشت

نویسنده:  مهدی حسنی/ کارشناسی مسائل فرهنگی

ایمان یکی از محوری‌ترین عناصر دین است که نقش خود را به‌عنوان پشتوانه‌ی اعمال دینی ایفا می‌کند. منظور ما از ایمان، آن‌چنان ایمانی است که برگرفته از فکر و معرفت بوده و از چهار ویژگی جهاد، عدالت، یقین و شکیبایی برخوردار باشد؛ مشابه ایمانی که پشتوانه‌ی حرکت انقلابی ملت ایران شده‌است.


ایمان، حقیقتی متمکن در قلبِ فردِ معتقدی است که خود را با توسل بدان، از هرگونه شک و تردیدی رها می‌سازد. در حقیقت ایمان دارای عقبه‌ای اعتقادی و فکری است؛ شخصی آن‌چنان به اعتقادات خویش باور دارد که این اعتقاد در درون قلبش نهادینه شده‌ و در پی آن به لوازم و آثارش پایبند است. بحث از علت آن چه که جامعه‌ی ایرانی را با ایمان دینی عجین ساخته‌است بحثی دیگر است. لکن جدا از این بحث تاریخی که ملت ایران از دیرباز ملتی یکتاپرست بوده‌است؛ علت این امر مساله‌ی «هم‌پوشانی» است؛ به عبارتی هیچ‌گاه نمی‌توان ملت ایرانی را از هویت و الزامات دینی منفک کرد و به‌طور جداگانه تنها به‌ بررسی هویت ایرانی پرداخت. اوج چنین پیوندی را می‌توان در عرصه‌ی اجتماعی-سیاسی حرکت انقلاب اسلامی ایران مشاهده‌نمود. ملتی که نتوانست رویه‌ی سرنگونی مذهب را پذیرا باشد و در برابر چنین رویه‌ای با اقتدا به رهبری حضرت امام خمینی(ره) و به پشتوانه‌‌ی همیت در تدین و ایمان مذهبی خویش، حکومتی اسلامی را بنا نهادند که در آن مسیر عزت و سربلندی آن‌ها ترسیم شده‌بود.

بنابراین بررسی بیان و تاکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب مبنی‌بر حفظ ایمان دینی و تقوا در جامعه‌ای که مردم آن تماما با مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تعامل دارند و بروز تغییرات در چنین مسائلی را در زندگی روزمره خویش به گونه‌ای محسوس در می‌یابند، از آن جهت ایجاب می‌کند که هویت اصلی این انقلاب، ریشه در اسلام دارد.

اما یکی از سوالات اساسی در این است که اساسا ایمان دینی در جامعه‌ی امروزی تا چه میزان ضرورت دارد؛ آن چه که مسلم و غیر قابل انکار است، نفس ضرورت وجود ایمان است. اشاره‌شد که جامعه‌ی ایرانی، از دیرباز تاکنون جامعه‌ای متکی بر محور یکتا‌پرستی بوده‌است، لذا اگر مسیر حرکت جامعه‌ی ایرانی را از نهاد خانواده گرفته تا جنبش‌ها و حرکت‌های اجتماعی-سیاسی بررسی کنیم، نقش دین و انگیزه‌ی دینی بسیار مهم و پررنگ می‌باشد و این به‌خاطر محتوای غنیِ تعالیم دینی در مشمول کردن تمام جنبه‌های زندگی و نیز حضور فعالان مفاهیم دینی، از فضای کسب‌وکار گرفته تا در روابط اجتماعی و ارتباط حاکم و مردم است. به‌طور اخص می‌توان نقش دین را در عرصه‌ی شکل‌گیری حرکت انقلاب اسلامی و تداوم آن مشاهده کرد.

در این میان، ایمان یکی از محوری‌ترین عناصر دین است که نقش خود را به‌عنوان پشتوانه‌ی اعمال دینی ایفا می‌کند. منظور ما از ایمان، آن‌چنان ایمانی است که برگرفته از فکر و معرفت بوده و از چهار ویژگی جهاد، عدالت، یقین و شکیبایی برخوردار باشد؛ مشابه ایمانی که پشتوانه‌ی حرکت انقلابی ملت ایران شده‌است. از‌‌این‌رو مطابق بیان رهبر معظم انقلاب «ستون این خیمه‌ی عظیم، ایمان است؛ ایمان به آن حقیقت درخشنده‌ای که چنین معجزه‌ایی را می‌کند، ایمان به اسلام انقلابی و اسلام ناب محمدی ...»(1).

پس حقیقت چنین انقلابی از یک سو نشأت گرفته از ایمان اسلامی و از سوی دیگر منبعث از ساحت جامعه‌ی ایرانی است؛ جامعه‌ای دینی که محتوای دینی دارد، علی‌الخصوص نهاد خانواده‌ی آن. چنانچه محتوای دینی -که سرچشمه‌ی آن ایمان است- و متعلقات آن از جامعه و تمام عناصر سازنده‌ی آن حذف شود و یا چیزی غیر از حقیقت دینی خود گردد، درواقع چنین جامعه‌ای از مسیر الهی خود خارج شده و خود را در مسیر تمدن غیرالهی قرار داده است؛ تمدنی که با تکیه بر توسعه‌ی علوم دنیوی با محوریت دنیای مادی و اصالت وجودی انسان هم‌اکنون دچار بحرانی شده که رهایی از آن بعید به‌نظر می‌رسد؛ هر چند که چنین تمدنی در حال تسری اخلاق و جهان‌بینی خویش به تمام دنیا است.

از این رو است که شناخت و غنیمت‌شمردن هویت دینی و ایمان دینی به سوی یک تمدن نوین اسلامی راهگشاست؛ و این یعنی «پیشرفت مادی در زیر سایه‌ی چراغ فضیلت و معنویت».

بنابر قول جناب میرشکاک: «اگر به‌معنای حقیقی کلمه به اسلام و آن‌گاه به ایمان رسیده و در ساحت اخلاص مستقر شده‌باشیم، با تصمیم گشایش دنیوی و پیش‌گرفتن عدالت در این گشایش، می‌توانیم راه گشایش اخروی را بار دیگر باز کرده و مؤسس مدینه‌ای باشیم که تقدیر تکنولوژیک را متزلزل کند»(2).

رسول اکرم(ص) آن‌چه را که ایمان دینیِ ما را با ثبات قدم بیشتری در این راه پیش خواهدبرد ابتدا در «ورع» دانستند؛ چرا که حضرت فرمودند: « اصل الدین الورع»؛ اصل دوری از گناه است[1]؛ یعنی این‌که وجود خویش و جامعه را آلوده به گناه و دوری از خداوند نسازیم.

به نظر نگارنده آن‌چه که از جمله موانع اصلی رشد ایمان می‌باشد و عمل مقابل آن بسط و تقویت ایمان دینی را موجب خواهدشد در دو نکته است:

1- نبود استدلال و بینش عمیق و مناسب؛ اگر ایمان امری از روی احساس یا به‌اصطلاح عاریتی بوده و بر‌گرفته از تفکری عمیق نباشد، رشد این ایمان زایل می‌گردد. به‌عبارت دیگر ایمانی استوار است که عاقلانه و در پیِ استدلال باشد.

2- سوء اخلاق: با گسترش و توسعه‌ی جامعه‌ی امروزی و اسیر‌شدن انسان در چرخه‌ی زندگیِ روزمره چه بسا که حرکت به سوی فردیت بیشتر شده و خودمحوری بیش از هر چیز دیگری لحاظ قرار ‌گیرد. در حقیقت این عالم با تمام هیاهوی خود، انسان را به حال خویش رها نمی‌سازد و سعی بر آن دارد که انسان را با هیاهوهای عالم همنوا سازد و این نیز همان خواسته‌ی جریان سرمایه‌داری و تمدن غربی است که تنها انسان‌محوری کاذب را ارائه می‌دهد و ایجاد «منیتی» می‌کند که انسان را از حقیقت الهی خویش مغفول می‌سازد.

بنابراین نبود تفکری استدلالی، خلاق و روشن‌بینانه، انسان را به ورطه‌ی روی‌آوردن به ظواهری می‌کشاند که خالی و پوچ از حقیقت و مانع از رشد وجودی انسان به سوی تعالی می‌باشد و این در حالی است که تمام منابع دینی، انسان را به تفکر بسیار دعوت می‌کند . لیکن زمانه چنان شده است که گویی انسان کنونی مسخ همین دنیا شده‌است و بس.

حال اگر فرد نسبت خویش را با دنیا و هم‌چنین خداوند مشخص سازد، کیفیت حرکت در مسیر دنیا را متفاوت درمی‌یابد و تقابل و تعامل او در برابر تمام وقایع عالم متفاوت می‌گردد. مفاهیم ایمانی و الگوهای حقیقی ایمان را می‌توان محور جامعه‌ای دانست که بشر را به‌سوی سعادت دنیوی و اخروی هدایت می‌کند، اما آن‌چه شرط اصلی است، خواسته‌ی خود بشر در جهت بهره‌بردن از آن است؛ اگر انسان بخواهد، همه‌ی وسایل برای او مهیا می‌شود.

در واقع ایمان خودباوری را هدفمند می‌سازد‌، هر چه هدف و الگو بزرگ‌تر و جامع‌تر باشد، خودباوری و تلاش در راه رسیدن به هدف مقدس نیز به مراتب بیشتر خواهدبود و به نسبت چنین هدفی، تلاش و خودباوری دارای اثری عمیق و ماندگارتر می‌گردد؛ چرا که صبغه‌ی چنین حرکت و خیزشی الهی آن است که دنیا را امانت و محل گذار می‌انگارد. درک توانایی خویشتن و ادعای استقلال برآمده از ایمان در تمام عرصه‌های زندگی-که زیر سایه‌ی معنویت و علم است-‌ عرصه‌ای از زندگی را در برابر فرد پدیدار خواهدنمود که چشم به سوی تمدن اسلامی عظیمی دارد؛ بدون آن که خود را دنباله‌روی تمدن غربی بداند. از بارزترین مظاهر درک توانایی خویشتن و امید به نصرت الهی را می‌توان در انقلاب اسلامی در همین مرز و بوم دید که در طی سالیان اخیر با تکیه بر خودباوری و توانایی‌های خویش، مسیر پیشرفت را طی نموده‌است. در اینجاست که درمی‌یابیم که تاکیدات پیاپی رهبر معظم انقلاب مبنی بر تقوی و ایمان دینی اشاره‌ای است بر حفظ جوهره‌ی حرکت انقلاب اسلامی در راه رسیدن به تمدن نوین اسلامی.

 بنابراین آن‌چه که به نظر می‌رسد می‌تواند ایمان دینی را تعمیق بخشد، توجه بیشتر و جامع‌گونه‌تر به تقویت بنیانی مفاهیم دینیِ ایمان -در معارف نظری و اخلاق دینی- و هم‌چنین ترویج و نشر صحیح و کامل الگوهای دینی است و به قطع در این راه نمی‌توان بر آن حدیقفی متصور بود.

1-بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با جهادگران جهاد سازندگی 5/7/77.

2-سیاست‌زدگی ایمان و تکنولوژی، یوسفعلی میرشکاک، سوره مهر، مرداد 85 ، شماره‌ی 26.

 


[1] - بحارالانوار، جلد 74 ، صفحه 86

  • محمد محسن دوباشی
۲۹
اسفند

محمد صادق آهنگران مداح اهل بیت نامه‌ای را خطاب به ده‌نمکی نوشته که متن کامل آن در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفت.  متن نامه در ادامه می‌آید:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

برادر هنرمند متعهد و انقلابی‌ام،جناب آقای حاج‌مسعود ده‌نمکی،سلام علیکم

بما صبرتم و نعم عقبی الدار

شب شنبه توفیق یافتم تا در جریان برگزاری سی‌ و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر و در کنار یکدیگر به تماشای فیلم رسوایی بنشینیم. البته توجه من به این فیلم از نوروز امسال و در جریان سفرمان به عتبات عالیات و در کربلای معلی آنجا که از مضمون فیلم و برنامه‌هایی که برای تولید آن در نظر گرفته بودی و برایم گفتی جلب شده بود و من مشتاق بودم که ماحصل تلاش و کوشش تو و همکارانت را به چشم ببینم.

خاطرم هست آن شبی که در جوار سیدالشهدا علیه‌السلام برای ساخت این فیلم متوسل شدی و اولین برگه‌های فیلمنامه را در آنجا نوشتی، بر همین اساس و در خلال تولید و تصویربرداری هم بنا به دعوتی که کرده بودی شبی را در کنارت و سایر عوامل فیلم به صبح رساندیم و من شاهد تلاش خستگی ناپذیر و مخلصانه تو و همکارانت برای خلق اثر ماندگار و ارزشمند بودم.

امشب که بحمد و سپاس الهی ثمر و نتیجه آن زحمات را دیدم لازم دانستم تا نکاتی چند پیرامون فیلم رسوایی این اثر زیبا و دوست داشتنی مسعود ده‌نمکی مرقوم کنم.

1- ورود تو به حوزه هنر هفتم و استفاده از زبان مقدس سینما به نظرم یکی از توفیقات بزرگی بوده که خدای مهربان شامل حالت کرده و فکر می‌کنم ناشی از همان حس بصیرت و تشخیص صحیح انقلابی و حضور در عرصه‌های خطیر و خطرساز بوده که ویژگی بارز فرزندان انقلابی روح‌الله است.

روزی که ضرورت ایجاب کرد، سلاح برداشتیم و به مصاف دشمن متجاوز رفتیم و امروز ضرورت است که قلم و دوربین برداریم و به مصاف دشمنانی برویم که از دشمن بعثی دیروز در دشمنی خود با انقلاب و این ملت به مراتب مهیاتر و پیچیده‌تر و کینه‌جو ترند. زبان سینما و تئاتر زبان گویا و روشن و مؤثری است که می‌توان مضامین توحیدی و اخلاقی و عرفانی را از این طریق به مخاطب منتقل کرد و تو در این فیلم مبلغ ارزش‌های نهفته در باورهای دینی ملت ایران شدی و نشان دادی ظرفیت هنر و هنرمندی ایرانی و اسلامی بسیار غنی و ارزشمند است.

این سرمایه بزرگ را باید قدر شناخت و مراقبت کرد. بودند هنرمندانی که بر سر سفره انقلاب و شهیدان نشسته بودند و با هم عهد بسته بودیم که سرباز انقلاب باقی بمانیم، اما بی‌تقوایی و بی‌اخلاقی و فقدان مراقبه امروز از آنان دشمنان قسم خورده‌ای ساخته که به جنگ با اسلام و ارزش‌های انسانی برخاسته‌اند. خداوند هم ما را هدایت کند و لحظه‌ای به خود وانگذارد و العاقبت للمتقین.

2- آنچه که در این‌جا بیان می‌کنم از دیدگاه یک بیننده علاقه‌مند و غیرکارشناس در حوزه سینماست. البته مسلما نقد بهترین هدیه‌ای است که می‌تواند باعث بلوغ هنرمند و آثارش باشد. صرف‌نظر از رای محترم منتقدان جشنواره به گمان من آنچه حائز اهمیت است بیان ساده و صادقانه فیلم و ارتباط صریح و صمیمی با مخاطب عام می‌باشد. خاطرم هست در دوران هشت سال دفاع مقدس برخی عزیزان با مراجعه به من نسبت به اشعاری که می‌خواندم که عمدتا توسط استاد حبیب‌الله معلمی سروده می‌شد، نقد داشتند.

معتقد بودند اشعار فاقد مؤلفه‌های جدی هنری است آنها پیشنهاد می‌کردند به جای این اشعار ساده از اشعار شعرایی که از نظر قوت شعر در سطح بالا باشند بخوانم تا مثلاً فخامت و صناعات و بدایع شعر در خوانده‌هایم بیشتر نمایان شود. شاید از نظر اصول ادبی حرف آنها درست هم بود.

اما شاعر اشعار من حبیب الله معلمی یک کشاورز ساده‌ای در اهواز بود و زبان شعر او همچون رسم و پیشه‌اش یک زبان ساده و همه فهم و بدور از صناعات پیچیده ادبی داشت و این بیان با ذهن و دل مخاطبی که بعضا از دور افتاده‌ترین روستاها و از پایین‌ترین اقشار به جبهه آمده بود سخت نزدیک و آمیخته و قابل‌پذیرش بود و به سرعت مفهوم و منظور شاعر و خواننده به مخاطب القا می‌شد. این بیان برگرفته از ادبیات و گفتمان امام راحل عظیم‌الشانمان بود و امروز به هنگام تماشای فیلم رسوایی به این می‌اندیشیدم که چقدر زبان و بیان بکار گرفته شده در این فیلم به زبان ساده انقلاب و امام و دفاع مقدس نزدیک و پیام ارزشمند این فیلم و روش بیان آن چقدر خواستنی و دوست داشتنی است و به ادبیات و هنر انقلاب اسلامی مانوس می‌باشد.

3- وقتی که از سینما بیرون می‌آمدم حس عجیبی داشتم. فیلم رسوایی مرا به فکر وادار کرده بود. به فکر محاسبه نفس خویش افتاده بودم و پیش از آنکه به حسابم رسیدگی کنند. در این اندیشه بودم که آیا به کسی ظلم کرده‌ام؟ آیا ابروی کسی را به خطر انداخته‌ام؟ آیا پشت کسی حرف زده‌ام؟ آیا مرتکب گناه زشت تهمت شده‌ام؟ این دلشوره اما برایم ارزشمند بود چون مرا به حرکت و امید واداشت و مرا بیش از پیش مشتاق عاقبت بخیری می‌کرد. فیلم رسوایی اگر هیچ اثری نداشته باشد این‌که مخاطبی مثل من را متحول کرده و به استغفار و پشیمانی از گناه واداشته به هدف خود دست یافته است.

گاهی اوقات در خلال فیلم به تماشاچیان که از اقشار گوناگون بودند نگاه می‌کردم و اشک‌هایشان گویای این حس مشترک بین همه مخاطبان بود. باید ایجاد این نوع تحول یعنی سازنده و رو به جلو رسالت همه فیلمسازان و هنرمندان ما باشد.

4- مضمون اصلی فیلم بیان درد امروز ماست. ریختن آبروی برادران مؤمن و بی‌توجهی به حرمت اجتماعی اشخاص در سطوح مختلف از بداخلاقی‌هایی است که این روزها دامن بسیاری را گرفته است، قضاوتهای نابجا و عجولانه، تهمتهای زشت، سند سازیهایی بی‌مبنا و بی‌توجهی به این مسئله که گاهی یک تهمت کیان خانواده فردی را منهدم می‌کند، اینها مشکلات امروز جامعه ماست و با کمال تأثر در رفتار و گفتار برخی از صاحبان قدرت و مسئولیت شاهد آن هستیم.این بلای بزرگ مخصوص به این روزهای ما نیست رسول گرامی اسلام نیز از این قبیل تهمتها در امان نبود و در این فیلم بخوبی شاهد زشتی این گناه بزرگ و زیبایی پرده‌پوشی و تقوا و استعانت از خدا و اخلاص بودیم.فردا عازم سفر عتبات عالیات هستم. تنها کاری که از دستم برمی‌آید این است که برای تو و همه دست‌اندرکاران این اثر گرانمایه در جوار حرم نورانی امیرالمومنین و امام حسین (ع) و ابالالفضل‌ العباس علیهم‌السلام و سایر مشاهد مشرفه دعاگو باشم و توفیق روز افزون شما را در این راه سخت و خطیر مسالت نمایم.

محمدصادق آهنگران

  • محمد محسن دوباشی
۱۲
اسفند

خردمندانه «آجیل» نخریم

این یک باور دیرینه در میان ما ایرانیان است که اگر در ایام نوروز، در پذیرایی از مهمانان، آجیل وجود نداشته باشد، برایمان «بد» است! 
 
البته برای مردم مهمان نوازی مانند ایرانیان، این «مسئله» عادی است. به همین دلیل است که اگر قیمت آجیل، سر به فلک هم بگذارد، ما ایرانی‌ها، حتی به بهای زدن از شکم زن و فرزند هم که شده، باید آن را تهیه کنیم تا آبروداری نماییم! حتی اگر در خانه‌هایمان، فرزندان خود را از دست زدن به ظرف آجیل -مخصوصاً پسته‌هایش- منع کنیم و چشم غره رفتن مادر به کودکان که «ذلیل مرده! باز مهمان دیدی؟ دست به اون آجیل‌ها نزن» امری عادی باشد!
 
آجیل، نه کسی را سیر می‌کند و نه کسی از نخوردنش دچار سوءهاضمه می‌شود. آنچه حضور آجیل را در سبد خرید عید الزامی کرده است، نگرانی از قضاوت قوم و خویش و دوست و آشناست که نکند بیایند و برود و بگویند که خانه فلانی آجیل نداشت یا اگر هم نگویند، پیش خود فکر کنند که ما، فقیر و ندار هستیم.  
 
اگر این تصور که نداشتن آجیل در سفره عید، نشانه فقر است، از بین برود، آن الزام نه چندان مهم تاریخی (!) مبنی بر داشتن آجیل در عید نیز می‌تواند منتفی شود.


ما می‌توانیم، امسال که قیمت آجیل بی قواره بالا رفته، آجیل نخریم و به مهمانان مان بگوییم که «نه از سر نداری و فقر، که به خاطر اعتراض به گرانی بی قاعده آجیل آن را نخریدیم. ما، بخشی از جامعه هستیم و قرار نیست هر طور که خواستند با ما رفتار کنند و قرار نیست اجناس را به هر قیمتی که تحمیل کردند بخریم.»
 
می‌توانیم برای گرم شدن محفل عیدمان، تعریف کنیم که یک بار در آلمان، شیر را بیش از حد متعارف گران کردند و مردم نیز، بی آن که مانند برخی جوامع بدوی، شلوغ و شورش کنند، تنها کاری که کردند این بود که شیشه های شیر که توزیع کنندگان پشت در خانه‌هایشان می‌گذارند را برنداشتند... و چند روز بعد، قیمت‌ها به حالت سابق برگشت.
 
و در ادامه می‌توانیم این «رفتار متمدنانه» را با «رفتار خشونت آمیز» سودانی‌ها مقایسه کنیم که در اعتراض به گرانی بنزین، پمپ بنزین‌ها را آتش زدند و باز آن را با «رفتار نامعقول» خودمان مقایسه کنیم که وقتی چیزی گران می‌شود، خریدمان را چند برابر می‌کنیم تا به گران کنندگان جایزه هم بدهیم! و این در حالی است که در قریب به اتفاق موارد، کاستن یا قطع تنبیهی و موقتی خرید خیلی از اقلام، ضرری به زندگی‌مان نمی‌زند، همان طور که هیچ کدام از آلمانی‌ها، با چند روز شیر نخوردن، نمردند.
 
در همین عربستان هم سال گذشته، مدتی مرغ گران شد و مردم با شعار «نمی‌خریم تا مرغ‌هایشان بگندد» مدتی مرغ نخریدند تا ارزان شد ولی در ایران، مردم دنبال کامیون مرغ دویدند و تا جایی که می‌توانستند خریدند؛ مقایسه تلخی است اما این دو اتفاق تقریباً در یک مقطع زمانی رخ دادند و عربستانی‌ها آن کردند و ما ایرانی‌ها این!
 
 
علت نداشتن آجیل در ایام عید امسال، می‌تواند «فقر» نباشد، بلکه «احساس مسئولیت در قبال جامعه» باشد. در این صورت، مهمانان، نه تنها سوء ظن نخواهند داشت، بلکه تحسین مان هم می‌کنند زیرا آنقدر درک و شعور دارند که بفهمند این مسئولیت اجتماعی، بسیار ارزشمندتر از شکستن چند تخمه و خوردن چند پسته است.
 
 اگر چیزی خارج از قاعده گران شود، در جوامع متمدن، مردم «خردمندانه» آن را تحریم می‌کنند؛ در جوامع عصبی، «وحشیانه» شورش و خرابکاری می‌کنند و در جوامع احساساتی، «حریصانه» می‌خرند... وقت آن است که ما نیز خردمندانه عمل کنیم.
  • محمد محسن دوباشی
۲۴
دی

آغاز ماه ربیع الاول و بشارت آن بعد از محرم و صفر که ماه مصیبت آل الله است همیشه مورد توجه بوده است اما شب اول ماه ربیع مصادف با واقعة بس بزرگ و تاثیر گذار در تاریخ اسلام است. شبی که امیرالمومنین علی (ع) شهادت‌طلبانه در بستر پیامبر اکرم قرار گرفت و زمینه هجرت پیامبر محقق گردید. شب لیله المبیت شبی است که باید در حد و منزلت آن بدان پرداخت و مهمترین درس آن ترویج فرهنگ شهادت طلبی است که امید است روز نخست ماه ربیع الاول به عنوان روز شهادت طلبی همیشه در یاد و خاطره ها بزرگ داشته شود. در این مختصر به مناسبت این اقدام شهادت طلبانة حضرت امیر به موضوع فرهنگ شهادت خواهیم پرداخت.

یکی از مفاهیم بسیار اساسی و ارزشمند در جهان‌بینی اسلامی مفهوم «شهادت» است. شهادت در فرهنگ اسلامی دارای دو معنای متفاوت است. معنای خاص شهادت همان کشته شدن در راه خدا در میدان جهاد است اما معنای وسیع شهادت که در روایات فراوانی به آن اشاره شده است، این است که انسان در مسیر انجام وظیفة الهی کشته شود یا بمیرد . هر کس در حین انجام چنین وظیفه ای از دنیا برود، شهید محسوب میشود و در حکم شهید، خدا از فضل و رحمت خویش، اجر و منزلت شهیدان را به آنان مرحمت میکند.

شهادت در واقع پایان بخشیدن به حیات طبیعی و مادی برای دفاع از ارزش های والای انسانی و حرکت به سوی مقام بلند شهودی است. شهادت عالی ترین مقام و بالاترین کرامتی است که نصیب بندگان خالص و خاص خدا می شود و در یک کلام شهادت بُرنده ترین سلاح برای احیاء شرف و کیان امت اسلامی بوده و در اعتلای کلمة توحید و پیشبرد مکتب اسلام در طول تاریخ اثر گذار بوده است. شهادت نه تنها برای کسانی که توفیق آن را می‌یابند، رستگاری بزرگی محسوب میشود بلکه در بُعد اجتماعی نیز باعث حفظ و بقای موجودیت نظام اسلامی و ارزش های دینی میشود. با گسترش فرهنگ شهادت و روحیه شهادت طلبی در جامعه و ترویج آن در بین عامه مردم خصوصاً نسل جوان می‌توان به نتایج بزرگی در تثبیت و تقویت پایه های دینی و مبانی اعتقادی و اسلامی رسید.

اسلام دارای توان بسیاری در بسیج مؤمنان است و تأکید بر جنبه های معنوی، ترک لذت های جسمی و دنیایی در راه رسیدن به هدف های والاتر و وعده بهشت و رضوان الهی، قدرت نیرومندی برای ثبات ایمان و دفاع از اسلام، به انسان مسلمان می دهد. و امتی که دارای روحیه شهادت طلبی نباشد، دچار تقصیر یا کاستی در آگاهی و تعهد و پایبندی به تکالیف خویش خواهد شد و یا به تعبیر دیگر فرهنگ شهادت طلبی منجر به یک نگاه حداکثری به دین خواهد شد که این نگاه با نگاه کوچک و خُرد انسان های کوته بین در تضاد است و برگه برندة فرهنگ تشیع در طول تاریخ نیز همین تفکر بوده است.

مقام معظم رهبری در بیانات خود به این نکته تاکید داشتند که «خرمشهر با سلاح و تجهیزات پیشرفته نظامى فتح نشد بلکه توکل بر خدا، شجاعت، شهادت طلبى و فداکارى رزمندگان و مردم ایران، موجب آزادسازى خرمشهر گردید و امروز نیز تنها راه مقابله با تهدیدها تقویت این عوامل پایدارى است.»[1] و شهادت آخرین نقطة اوج و کمال انسانی است که برای انسان قابل تصور است. شاید مرحله ای از تکامل وجود نداشته باشد که انسان با رسیدن به آن به رستگاری و سعادت جاوید خود یقین پیدا کند به جزء مرحلة شهادت در راه خدا که سعادت ابدی انسان در این مرحله به طور قطع تضمین شده است و داشتن روحیه شهادت طلبی نیز انسان را به این نعمت عظیم رهسپار میسازد چرا که پیامبر رحمت فرمودند:

مَن طَلَبَ الشَّهاده‌ی صادِقاً اُعطِیَهَا ولَو لَم تُصِبهُ[2]

هر که براستی خواهان شهادت باشد، (ثواب آن) به او داده میشود، هر چند به شهادت نرسد.

اما اگر بخواهیم فرهنگ شهادت را تعریف کنیم باید گفت «فرهنگ شهادت عبارت است از تمامی آثار باقیمانده از شهدا درباره شهید و شهادت اعم از آثار غیر مادی مثل باورها، انگیزه ها، اعتقادات، اهداف، خلقیّات، رفتارها، آگاهی‌ها، آداب و اعمالی که موجب وصول انسان به عالی ترین و والاترین درجه‌ی کمالیعنی انتخاب آگاهانه مرگ در راه خدا می‌گردد و نیز آثار مادی ... »[3]

اما فرهنگ شهادت‌طلبی دارای آثار و کارکردهای متفاوتی در زمینه های فردی، اجتماعی، تربیتی، فرهنگی، عقیدتی و ... است که با توجه به زمان و مکان و مناسبت‌ها، مختلف می‌باشد. ولی هیچگاه محدود و منحصر به زمان و مکان خاص و دوران ویژه نیست. یا به عبارت دیگر پدیده ای فرازمانی است به این معنا که این فرهنگ منحصر به زمان جنگ و جهاد نیست، بلکه در هر زمان و دوره کارکرد و آثار مخصوص به خود را دارد. همچنان که در زمان به ظاهر صلح و ثبات نیز دارای تاثیرات و کارکردهای ویژه خود می‌باشد.

اینک به برخی از کارکردهای فرهنگ شهادت‌طلبی به صورت گذرا اشاره میشود:[4]

  1. فدا کردن جان برای حفظ ارزش‌ها

در جامعه‌ی که پایبندی به ارزش‌ها به عنوان یک اصل و هدف مورد توجه آحاد یک ملت است، در صورت به خطر افتادن این ارزش‌ها مردم حاضرند عزیزترین سرمایة خود یعنی جان خویش را در راه حفظ ارزش‌ها با توسل به سلاح شهادت فدا کنند. در چنین جامعه‌ای که فرهنگ شهادت و روحیة شهادت طلبی حکمفرما باشد، افراد حاضرند جان خویش را در طبق اخلاص گذاشته و آن را در برایر مهم‌ترین و مقدّس‌ترین هدف که حفظ ارزش‌ها است، تقدیم کنند و به تعبیر قرآن به معامله‌ای پر سود برسند.

إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ[5]

در حقیقت‏ خدا از مؤمنان جان و مالشان را به [بهاى] اینکه بهشت براى آنان باشد خریده است همان کسانى که در راه خدا مى‏جنگند و مى‏کشند و کشته مى‏شوند [این] به عنوان وعده حقى در تورات و انجیل و قرآن بر عهده اوست و چه کسى از خدا به عهد خویش وفادارتر است پس به این معامله‏اى که با او کرده‏اید شادمان باشید و این همان کامیابى بزرگ است

 

  1. عزّت بخشیدن به افراد جامعه و زیر ذلّت نرفتن

شهادت تامین کنندة عزّت برای یک ملت می‌باشد و باعث می‌گردد که مردم در مقابل تعرّض دشمنان و بیگانگان از خود استقامت و ایستادگی نشان دهند و با اقتدا به مولای خود حضرت امام حسین(ع) و با شعار هیهات منّا الذلّه نگذارند با تسلط و غلبه دشمنان عزّت نفس آنان از بین برود. منطق شهید در روابط و مناسبات اجتماعی زیر بار ذلّت نرفتن و حفظ عزّت نفس است و تقویت این روحیه در شهروندان سبب میشود تا روابط حاکم بر آن جامعه مبتنی بر حفظ عزّت نفس و مناعت طبع باشد. حضرت رسول می فرماید:

فَمَنْ تَرَکَ الْجِهَادَ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ذُلًّا فِی نَفْسِهِ وَ فَقْراً فِی مَعِیشَتِهِ وَ مَحْقاً فِی دِینِهِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَعَزَّ أُمَّتِی بِسَنَابِکِ خَیْلِهَا وَ مَرَاکِزِ رِمَاحِه[6]

آن کس که جهاد را فرو گذارد، خدا بر اندام او لباس فقر می‌پوشاند و فقر و احتیاج در زندگى‌اش پدید آید و باعث از بین رفتن دینش مى‏شود. خداى متعال امت مرا به وسیله‌ی سم اسبانی که به میدان جهاد می‌برند و به وسیله‌ی پیکان ها و نیزه ها عزت می‌بخشد.

 

  1. ایجاد روحیه ظلم‌ستیزی و عدالت‌طلبی در جامعه

تا زمانی که فرهنگ شهادت در جامعه حکمفرما است، روحیه ظلم ستیزی و عدالت طلبی در آن جامعه گسترش و تقویت می‌شود و مردم هیچگاه حاضر نمیشوند زیر بار ظلم و ستم حاکمان زر و زور و تزویر روند و تا پای جان در برابر ظلم و ستم ایستادگی کرده و به دنبال ایجاد عدالت و قسط در جامعه خواهند بود.

 

  1. ترویج فرهنگ ایثار و از خود گذشتگی

شهادت عالی ترین درجه ایثار و از خود‌گذشتگی است و شهید بزرگ‌ترین حق را بر جامعه دارد. زیرا با ایثار خون خود جامعه را اصلاح و به سمت سعادت سوق داده و با خون خود زمینه ساز نابودی ظلم و ستم شده است و با خون خود ضامن عدالت اجتماعی است. ایثارگری در عرصه های مختلف زندگی مردم می‌تواند تحول آفرین باشد و در سالم سازی روابط فرهنگی و اجتماعی شهروندان تاثیر عمیق بر جا گذارد.

 

  1. عامل استقلال و حفظ تمامیّت ارضی کشور در مقابل بیگانکان

استقلال یک کشور بستگی به عکس العمل مردم در مقابل بیگانگان دارد و این امر میسر نیست مگر اینکه در آن جامعه روحیه شهادت طلبی در میان افراد جامعه وجود داشته باشد و مردم مشتاقانه از شهادت استقبال کنند و آن را فوزی عظیم بدانند در غیر اینصورت آن جامعه به خطر خواهد افتاد.

  1. خدا محوری در مقابل خود محوری

شهادت به معنای ترجیح نظر خداوند بر نظر و میل شخصی است و شهید کسی است جان عزیز خویش را به خاطر رضای الهی و در راه او فدا می‌کند. گسترش این روحیه در جامعه به این معنا است نا هر کسی در انجام تکالیف فردی و اجتماعی خود، خدا را در نظر بگیرد و فقط برای جلب رضایت او کار کند و به تبع در چنین جامعه‌ای میزان تنش‌ها کاهش خواهد یافت. در جامعه‌ای با این فرهنگ تملّق، دروغ، نفاق و ریا جایی ندارد چرا که افراد آن جامعه برای رضایت افراد تن به کاری نخواهند داد.

 

  1. توجه به آخرت و بی اعتنایی به دنیا

بزرگترین وسیلة دشمنان در تهاجم فرهنگی، پر رنگ کردن دنیا در نظر انسان است و در مقابل شهادت یعنی به اعتنایی به دنیا و لذّات آن و توجه به نعمت‌های پایدار آخرت است. شهید و شهادت طلب در دو راهی دنیا و آخرت، آخرت را بر می گزیند و مصداق تعبیر حضرت امیر خواهد شد.

کونوا من ابناء الاخره و لاتکونوا من ابناء الدنیا[7]

 

  1. سازش ناپذیری در مقابل دشمنان خدا

دفاع مردم از حقوق خود و دیگران به نحو شایسته و توجه به منافع جامعه در برابر زورگویان از نتایج اشاعه فرهنگ شهادت‌طلبی است. وقتی مناسبات مردم بر پایة سازش ناپذیری با باطل استوار بود،حق و عدالت تنظیم کنندة روابط خواهد شد و کسی توان حرکت در خلاف مسیر جامعه را نخواهد داشت.

 

  1. پیروی و اطاعت از ولی تا پای جان

شهیدان افتخار تبعیت و پیروی از امام و مولای خود را تا پای جان به خود اختصاص داده اند و این درس را به خوبی می توان از اصحاب اباعبدالله فرا گرفت که چگونه در شب عاشورا با شهادت طلبی بی نظیر خود در رکاب مولای خود ماندند و پشتیبانی از ولی رمز تحقق امنیت و آرامش است و به فرمودة معمار کبیر انقلاب پشتیبان ولایت فقیه باشد تا به مملکت شما آسیبی نرسد.

 

  1. حرکت در مسیر کمال

شهادت رستگاری و کمال مطلق است و این مسیر در کلام حضرات معصومین بزرگترین ستایش ها را نصیب مقام شهید نموده است تا حدی که شهادت مهم‌ترین اعمال و بالاترین مرحله تکامل انسان معرفی میشود و حضرت امیر اینگونه بیان می فرماید.

اِنَّ الجهاد بابٌ مِن ابوابِ الجَنَّه فَتَحَهُ الله لِخاصَّه اَولیائِه[8]

جهاد ، دری از درهای بهشت است که خداوند آن را برای اولیاء خاص خویش گشوده است.

 

  1. صبر و استقامت در برابر مشکلات برای نیل به اهداف عالیه

یکی از نشانه های مومن به فرموده امام سجاد(ع) الصَّبْرُ عِنْدَ الْمُصِیبَةِ[9] است و بی صبری و عدم تحمل باعث بروز بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی میگردد. یکی از بزرگترین آثاری که از این فرهنگ نصیب جامعه میشود تحمل بزرگترین رنج‌ها و مصیبت ها در راه خدا است و همة این استقامت ها برای احیاء دین خدا در جامعه است.

 

  1. اصلاح و سازندگی جامعه

اصلاح جامعه نیازمند خون شهید و ایجاد جامعه ایده‌آل انسانی محتاج ایثار شهیدان است تا با جهاد در راه خدا آن چه را مخّل آزادی بشر و تهدید کنندة جامعه است را از میان بردارند. امام علی (ع) نیز در حدیثی اصلاح  دین و دینا را جزء در سایه‌ی جهاد امکان پذیر نمی دانند. در واقع جامعه ای که فاقد روحیه شهادت طلبی باشد مردم آن با نگاه حداقلی زندگی خواهند کرد و این جامعه هیچگاه رنگ تحقق آرمان‌ها را نخواهد دید.

 

  1. ایجاد هویت و هدف مشترک در یک جامعه

روحیه جهاد در راه خدا و شهادت طلبی هویّت و هئف مشترکی را برای افراد ایجاد میکند. به طور کلی هویت معطوف به پاسخ دو سوال اساسی است:

من که هستم؟ - هویت فردی

ما که هستیم؟ - هویت جمعی

این دو سوال در واقع دو رویکرد به بحث هویت از منظر روانشناختی و از منظر اجتماعی است و عناصر هویتی، مجموعه‌ای از گرایش‌ها و نگرش‌های مثبت نسبت به عوامل و عناصر و الگوهای هویت‌بخش و یکپارچه‌کننده در سطح یک جامعه است. نگاه شهادت طلبانه و حرکت در مسیر رضای خدا پاسخ دهنده به هر دو سطح است و جامعه را از بحران هویتی نجات میدهد.

چرا که اگر نتوان برای هستی یک پدیده، محدوده هویتی تعیین کرد، باید از بحران هویت صحبت به میان آورد و هرگاه شناسایی «غیر»، به دلیل عدم صراحت مؤلفه‌های هویتی «خود»،  امکان‌پذیر نباشد، در این صورت هستی دچار بی‌هویتی یا بحران هویت می‌شود و این نه تنها ناشی از توان ((فرهنگ غیر)) نبوده است بلکه به دلیل بحران هویتی است. که نگاه فردی و اجتماعی واحد در این فرهنگ راه مقابله با این پدیده است.

 

هر که از جان بگذرد جانش دهند                     چون که جان در باخت جانانش دهند

هر که در سجن ریاضت سر کند                        یوسف اسا مصر عرفانش دهند

هر که نفس بت صفت را بشکند                        در دل اتش گلستانش دهند

هر که گردد مبتلای درد هجر                          از شراب وصل جانانش دهند

 

در پایان به این نکته اشاره میگردد که تفکر شهادت طلبی یکی از راهبردهای کلان فرهنگ تشیع بوده که دشمنان با درک اهمیت آن در مقابله با آن به طرق مختلف برخواسته اند و جهاد در این عرصه امروز از هر زمانی بیشتر احساس میشود و چرا که پیامبر در باب اهمیت جهاد فرمودند: « کسی که جهاد نکرده یا آرزوی جهاد نداشته باشد و بمیرد، به نوعی از نفاق مرده است. »


[1]  بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای ستاد برگزاری مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) با رهبر انقلاب 3/3/1382

[2]  کنز العمال، ج4، ص 419

[3]  مجتبی نوروزی، کتاب فرهنگ شهادت از دیدگاه قرآن و سنت، ص 46

[4] مجتبی نوروزی، کتاب فرهنگ شهادت از دیدگاه قرآن و سنت، ص 47

[5]  سوره توبه آیه 111

[6]  أمالی الصدوق - ص577

[7]  نهج البلاغه / کلمات قصار

[8]  نهج ابلاغه خطبه 270

[9] بحار الانوار ج‌64 ص293

 

  • محمد محسن دوباشی
۲۱
دی

نشریه معتبر «فوربس» به تازگی فهرستی از تاثیرگذارترین مردان قدرتمند زمین در سال ۲۰۱۲ منتشر کرده است. «کارولین هوارد» نویسنده این مطلب، گفته این فهرست ۷۱ نفره را از بین ۷.۱ میلیارد نفر در جهان انتخاب کردن کار دشواری بوده است. برای انتخاب‌ نام‌هایی که در فهرست نهایی این نشریه قرار گرفته‌اند، قاره‌ها، صنایع و افراد بسیاری مورد بررسی دقیق قرارگرفته‌اند.
 
یکی از مواردی که در این فهرست به چشم می‌خورد طیف سنی متفاوت مردان حاضر در این لیست است. جوانترین فردی که در میان تاثیرگذارترین مردان جهان در سال ۲۰۱۲ قرار گرفته «مارک زوکربرگ» موسس شبکه اجتماعی فیسبوک است. او با ۲۸ سال سن عنوان جوانترین میلیاردر حاضر در این فهرست را نیز به خود اختصاص داده است. اما مسن‌ترین فردی که در این فهرست جایی برای خود دست و پا کرده «عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود » پادشاه عربستان با ۸۸ سال سن است. این فهرست اما یک انتخاب جالب هم برای ایرانی‌ها دارد: رستم قاسمی وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران.


مارک زوکربرگ ـ ۲۸ ساله

موسس  فیسبوک: کمتر کسی می‌توانست حدس بزند که سایت اجتماعی فیسبوک به این حد نفوذ و موفقیت در سرتاسر دنیا دست خواهد یافت. اما این شبکه اجتماعی پرحرف و حدیث نه تنها توانست نام خود را در دنیا جاودانه کند، بلکه «زوکربرگ» جوان را نیز به میلیاردها ثروت رساند. اگرچه بررسی‌ها نشان می‌دهد که میزان ثروت مارک از ۱۷.۵ میلیارد دلار به ۱۴ میلیارد دلار کاهش یافته است اما با این حال هنوز هم نام «زوکربرگ» همه جا شنیده می‌شود. در ماه اکتبر کاربران «کشور فیسبوک» به مرز یک میلیارد نفر رسیدند.

کیم جونگ ـ اون ـ ۲۹ ساله

رهبر کره شمالی: جوانترین پسر « رهبر عزیز کره شمالی، کیم جونگ ـ ایل» بعد از مرگ پدر در دسامبر سال ۲۰۱۱ جای او را گرفت. فرضیه‌ها حاکی از این مطلب است که « رفیق کیم جونگ ـ اون» کنترل مطلقی بر زندگی ۲۴ میلیون شهروند کره شمالی دارد. زمانی که وی رهبری کره شمالی را در دستان خود گرفت ۲۸ سال داشت و به این ترتیب عنوان جوانترین رهبر این کشور را نیز به خود اختصاص داد. «اون» دارای عناوین دبیر اول حزب کارگران کره، رییس کل کمیسیون مرکزی نظامی، رییس کل کمیسیون ملی دفاع کره شمالی، فرمانده ارتش خلق کره، و عضو کمیته مرکزی حزب کارگران کره است.

لری پیج و سرگئی برین ـ ۳۹ ساله

موسسین گوگل: «لری پیج» مدیرعامل موتور جست وجوی گوگل است و «سرگئی برین» امروز مدیریت پروژه‌های ویژه بزرگترین موتور جست وجوی دنیا را در دستان خود دارد؛ پروژ‌ه‌هایی که در سال ۲۰۱۴ به بازار عرضه خواهند شد. هنگامی که «پیج» مشغول تحصیل در مقطع دکترا در رشته علوم رایانه در دانشگاه استنفورد بود، «سرگئی برین» را ملاقات کرد. آنها با کمک یکدیگر موتور جست‌وجوگر گوگل را در سال ۱۹۹۸ میلادی بنانهادند. به گزارش اقتصاد ایران آنلاین،این دو توانسته‌اند گوگل را به پربازدیدترین سایت دنیا تبدیل کنند. آمارها نشان می‌دهد که هر ماه بیش از یک میلیارد نفر به گوگل مراجعه و از آن استفاده می‌کنند. مدیران گوگل همچنین همواره کوشیده‌اند تا این سایت را به عنوان یکی از سردمداران تکنولوژی‌های خاص در دنیا معرفی کنند.

الون موسک ـ ۴۱ ساله

مدیرعامل شرکت SpaceX، تسلا موتورز: این میلیادر ۴۱ ساله یکی از مردان قدرتمند در عرصه فضایی است. او موسس شرکت نام‌آشنای PayPal است. «موسک» در سابقه فعالیت در شرکت‌های مطرح دیگری چون شرکت توسعه راکت SpaceX و شرکت تولید ماشین‌های الکتریکی تسلا را هم دارد.
علاوه بر این موارد، «موسک» یکی از کلیدی‌ترین افرادی بوده که در شرکت انرژی خورشیدی سولارسیتی به فعالیت مشغول بوده است. «موسک» در حال حاضر سه فناوری کلیدی را در دستان خود دارد. او علاوه بر توسعه موشک‌ها، در شرکت تسلا هم برای تولید ماشین‌های الکتریکی در ایالات متحده فعالیت می‌کند و علاوه بر این دو مورد با فعالیت خود در شرکت سولارسینی برای تولید انرژی خورشیدی به روش‌های مدرن هم برنامه‌های ویژه‌ای دارد. «موسک» متولد ۲۸ ژوئن سال ۱۹۷۱ میلادی در آفریقای‌جنوبی است و رشته کاری او به هیچ وجه مرتبط با تحصیلاتی که داشته نیست.

روبین لی ـ ۴۴ ساله

موسس و مدیر عامل بایدو: یکی از ثروتمندترین مردان چینی است. برآوردها نشان می دهد که ثروت خالص او بالغ بر ۷ میلیارد دلار می‌شود. او توانسته با اختراع بزرگترین موتور جست وجوی چینی نه تنها در میان هموطنان خود که در دنیا نیز نام و آوازه‌ای برای خود دست و پا کند. «روبین لی» پیشقدم در تأسیس اینترنت چین و مغز متفکر موتور جست و جوی محبوب چینی بایدو است. لی در دانشگاه پکن و نیویورک، مدیریت اطلاعات خوانده است. او در سال ۲۰۰۰ به همراه «اریک زو» موتور جست وجوی «بایدو» را پایه گذاری کردند. از سال ۲۰۰۴ تا کنون لی مدیریت «بایدو» را برعهده دارد.

رید هافمن ـ ۴۵ ساله

رئیس هیئت مدیره شرکت LinkedIn: او یکی از موسسان و رییس هیات‌مدیره شرکت LinkedIn است که در سن چهل‌وپنج سالگی با سرمایه خالص ۲٫۱ میلیارد دلار، توانسته است خود را به عنوان یکی از جوانترین میلیاردهای دنیای تکنولوژی در رده نوزدهم فهرستی که امسال فوربس منتشر کرد قرار دهد. او همچنین یکی از اعضای هیات‌مدیره شرکت بازی‌های آنلاین Zynga است. سرمایه‌گذاری ۴۰ هزار دلاری او در سال ۲۰۰۴ در فیس بوک، در ماه آگوست گذشته بازگشت بیش از ۱۰۰ میلیون دلاری داشته است.

دیوید کامرون ـ ۴۶ ساله

نخست‌وزیر بریتانیا:دیوید ویلیام دانلد کامرون متولد ۹ اکتبر ۱۹۶۶ و با ۴۶ سال سن به عنوان جوان‌ترین نخست وزیر ۲۰۰ سال اخیر بریتانیا شناخته می‌شود. کامرون در دانشگاه آکسفورد در رشته فلسفه، علوم سیاسی و اقتصاد تحصیل کرده و رتبه اول را به دست آورده است. او سپس به دپارتمان مطالعاتی محافظه‌کار پیوست و مشاور ویژه «نورمن لامونت» و بعد از آن «مایکل هوارد» شد. اولین دوره کاندیداتوری پارلمان در حوزه انتخاباتی استافورد در سال ۱۹۹۷ به شکست انجامید اما کامرون در سال ۲۰۰۱ به عنوان عضو پارلمان از حوزه انتخاباتی آکسفوردشیر از بخش ویتنی انتخاب شد. او دو سال بعد به عنوان سخنگوی مخالفان ترفیع رتبه پیدا کرد و خیلی زود، در جریان رقابت انتخاباتی عمومی سال ۲۰۰۵ رئیس هماهنگ‌کننده سیاست شد. کامرون به عنوان یک کاندیدای جوان و میانه رو شناخته شد که مورد قبول رای دهندگان جوان بود و در سال ۲۰۰۵ پیروز انتخابات رهبری محافظه کار شد.

دمیتری مدودف ـ ۴۷ ساله

نخست وزیر روسیه:مدودف در سال ۲۰۱۲ جای خود را با ولادیمیر پوتین عوض کرد و این گونه او دوباره به نخست وزیری رسید. او در تاریخ ۷ می سال ۲۰۰۸ میلادی به عنوان رئیس جمهور روسیه طی مراسمی در کاخ کرملین، سوگند یاد کرده بود. دمیتری مدودف فرزند آناتولی مدودف از اساتید موسسه فناوری لنینگراد است. او در سال ۱۹۹۰ در دفتر ولادیمیر پوتین به عنوان وکیل حقوقی استخدام شد و در زمان انتخابات ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین رئیس دفتر انتخاباتی وی بود. رابطه پوتین ـ مدودف به عنوان یک مدل سیاسی خاص در دنیا شناخته می‌شود.

جف بزوس ـ ۴۸ ساله

مدیرعامل آمازون:او موسس و مدیر بزرگترین و مشهورترین وب‌سایت خرده‌فروشی در دنیای تکنولوژی است. او با وب‌سایت آمازون تغییراتی سریع و اساسی در عرصه صنعت نشر و چاپ ایجاد کرد. جف بزوس همراه نامزد خود در سال ۱۹۹۴ شرکت امازون را تاسیس کردند و بلافاصله یک برنامه نویس حرفه‌ای به نام «کافان» را تشویق کردند تا در شرکت استخدام شود . یک سال بعد یعنی در سال ۱۹۹۵ اولین نسخه از وب سایت آمازون روی شبکه اینترنت قرار گرفت واز تاریخ ۱۶ جولای ۱۹۹۵ آمازون رسما کار خود را اغاز کرد.

رستم قاسمی ـ ۴۸ ساله

رئیس اوپک: سردار رستم قاسمی به عنوان وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران و رئیس دوره‌ای اوپک شناخته می‌شود. مهندس رستم قاسمی در کنار فارغ التحصیلی در رشته مهندسی عمران، یکی از فرماندهان مهندسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در هشت سال جنگ تحمیلی و از جانبازان جنگ ایران و عراق نیز هست. رستم قاسمی در سال ۱۳۴۳ در شهر اسیر از توابع شهرستان لامرد استان فارس متولد شده است.

  • محمد محسن دوباشی
۱۷
دی
مرگ اخلاق در قربانگاه جذب مخاطب

نود در آستانه تبدیل شدن به برنامه ای زرد و عوامانه

می توان ادعا داشت که برنامه نود، در زمره موثرترین و پراقبال ترین تولیدات سیما در دهه هشتاد (البته آغاز نود از دهه هفتاد بود) بوده است؛ اما با شروع دهه اخیر بود که شاهد افزایش انتقادات به آن بودیم. 
این تا بدانجا پیش رفته که می توان اذعان داشت حتی اهالی فوتبال نیز به نقد جدی آن پرداخته و معتقد به بازبینی جدی در محتوا و سمت و سویش هستند. امروز می توان مدعی بود که نود در پایین ترین سطح کیفی خود در سال های فعالیتش ارائه شده و می توان حتی روند اجرایش را نیز در هر دوشنبه شب پیش بینی کرد.


* نود و فقدان راهبردی مشخص
برنامه نود که با هدفی انتقادی و ارتقای سطح فوتبال وارد عرصه تولید شد، این روزها تبدیل به یکی از مشکلات این رشته پرهوادار شده است. این روزها، برنامه عادل فردوسی پور فاصله زیادی با برنامه ای دارد که می توانست در دورانی موجب اصلاح برخی کج روی ها در فوتبال شود. دیگر نه سطح آموزشی برنامه در آن حد است که موجب ارتقای دانش مخاطبان شود و نه از عمق و تحلیلی برخوردار است که بتواند مانع از روی دادن اتفاق های نامطلوب و غیر کارشناسی شود. آنچه از این برنامه دریافت می شود، های و هوی و جنجال بی ثمر است و لاغیر.
این روزها وقتی نامی از نود برده می شود، آنچه در ذهن مخاطبان متبادر می شود، درگیری لفظی چند نفر از اهالی فوتبال در برنامه ای زنده است. این درگیری ها نیز عمدتا بی نتیجه و منتهی به قطع شدن تماس یا نداشتن وقت کافی برای نتیجه گیری می شود. در حقیقت، آنچه این روزها شاهد اشاعه آن از سوی عادل فردوسی پور و متولیان شبکه سه سیما هستیم، یک برنامه زنده بی هدف و عموما در سطح عوامانه مباحث یک رشته ورزشی است.

* مرگ اخلاق در قربانگاه جذب مخاطب
آنچه این روزها می توان از برنامه نود دریافت کرد، یک زردسازی با جذب مخاطب است که منجر به این شده تا برای رسیدن به این هدف، هر وسیله ای توجیه شود. در حقیقت، عادل فردوسی پور در دوگانه اخلاق و مخاطب، در ورطه جذب مخاطب فرو رفته است. این تا بدانجاست که به راحتی افراد مورد ذبح شخصیتی قرار می گیرند تا بتوانند شماره انداز مخاطبان را برای تهیه کنندگان این برنامه افزایش دهند.
در این بین، برخی موارد نیز منجر به این می شود تا مسئولان این شبکه و برنامه دچار یک غیر واقع نمایی در خصوص خود و برنامه روی آنتن شوند. به عنوان مثال، بارها دیده شده که استناد به مردمی بودن این برنامه در واکنش به شمارگان پیامک های ارسالی برای پرسش مطرح شده است. در این مواقع است که عنوان می شود، مردم معتقد به فلان موضوع هستند. این در شرایطی است که جامعه آماری مورد نظر، فقط اندکی از جمعیت چند میلیونی این سرزمین است که چه بسا، عموم با نظری مخالف یا موافق باشند که حاصل نظرسنجی این برنامه نباشد. می توان اذعان داشت که چنین برآوردهای غلطی منتهی به این نتیجه شده که این روزها نود، خود را طراز همه چیز دانسته و در این ورطه، به نوعی فریفته خود شده است.

* نود در آستانه تبدیل شدن به برنامه ای زرد و عوامانه
می توان اذعان داشت که این روزها عادل فردوسی پور و نود در آستانه ورود (اگر نگوییم وارد شده اند) به یک ورطه زرد و عوامانه هستند. بدان معنی که برنامه فاقد راهبرد و استراتژی در راستای بهره مندی از ظرفیت قابل توجه خود است. 
نمود چنین واقعیتی را می توان در تلاش برای جذب مخاطب حداکثری بدون توجه به اصول اخلاقی، طرح و دامن زدن به مباحث عامیانه و فاقد مبنا در فوتبال، شخصی بودن رفتارها در برنامه بر مبنای خواست مجری، خود محوری و عدم توجه به نظر منتقدان به محتوا یا بخشی از تولید و ...، دید.
 همگی این موارد دلالت هایی از سقوط برنامه ای است که می توانست الگویی برای سایر تولیدات سیما باشد؛ اما متاسفانه نه تنها نتوانست به چنین جایگاهی دست یابد که این روزها در مسیر عکس حرکت کرده و سردمدار رفتارهای هیجانی و عوامانه شده است. ماجرایی که موجب موجی از انتقاد و نارضایتی اهالی فوتبال به این برنامه شده و انتظار می رود با این روند، بر دامنه آن افزوده شود. در حقیقت، این بار فوتبالی ها هستند که نود را مورد انتقاد قرار داده و آن را دیگر از خود نمی دانند.

به نقل از مشرق نیوز

  • محمد محسن دوباشی
۱۴
دی

متن کامل چهارمین جلسه دروس این مرجع تقلید با موضوع «حیا» که روز دو‌شنبه 28 فروردین‌ماه و بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء برگزار شده است در پی می‌آید.

 

مروری بر مباحث گذشته


بحث ما راجع به "حیا " بود. عرض کردم یکی از مشکلات اساسی جامعه ما، همین مسأله رواج بی‎حیایی در روابط گوناگون دیداری، گفتاری و شنیداری است. گفته شد که حیا فریضه‎ای از فرایض انسانی است که بازدارنده انسان از اعمال زشت و قبیح می‎باشد. در آخر جلسه گذشته رابطه بین عقل عملی و حیا را مطرح کردم و روایاتی هم در این رابطه خواندم.

روایت از علی علیه‎السلام بود که فرمودند: «اعقل الناس احیاهم»، عاقل‎ترین مردم، باحیاترین آنها است.

  • محمد محسن دوباشی
۱۴
دی

تا قبل از این خواندن و شنیدن از استاد تنها دغدغه ای بود شخصی اما اشتباه کردیم و امروز باید درس های استاد را بازخوانی کنیم که دیگر از چشمه فیاض او به نصیب شده ایم.

اما میشود دوباره دل در دریای معرفت آقا مجتبی سیراب کرد و در این بخش با هم در محضر استاد تلمذ میکنیم. مطالب این بخش را از صفحه پای درس آقا مجتبی پیگیری نمایید.


 

  • محمد محسن دوباشی
۱۳
دی

صلی الله علیک یا سیدنا المظلوم یا اباعبدالله الحسین(ع)

السلام علی قلب زینب الصبور

چل روز می شود که شدم جبرئیل تو

ذبح عظیم گشتی و گشتم خلیل تو

چل روز می شود که فقط زار می زنم

کوچه به کوچه نام تو را جار می زنم

چل روز می شود که بدون توأم حسین

حالا پی نتیجه ی خون توأم حسین

چل روز می شود که حسین همه شدم

حیدر شدم، حسن شدم و فاطمه شدم ...

آبی که تر نکرد لب تشنه ی تو را

حالا نصیب خاک مزارت شده اخا

چل روز پیش بود همینجا سرت شکست

اینجا دل من و پدر و مادرت شکست ...

از تل زینبیه رسیدم که وای وای

بالا سرت نشستم و دیدم که وای وای ...

دیدم کسی حسین مرا نحر می کند

آقای عالمین مرا نحر می کند ...

فرصت نشد ز خاک بگیرم سر تو را

فرصت نشد در آورم انگشتر تو را

می خواستم ببوسمت اما مرا زدند

ناراحتم کنار تو با پا مرا زدند ...

در شهر کوفه بود که بال و پرم شکست

نزدیک خانه ی پدریّ ام سرم شکست

وای از عبور کردن مثل غلام ها

وای از نگاههای سر پشت بام ها ...

تا شهر شام رفتم و معجر نداشتم

تقصیر من چه بود؟ برادر نداشتم

از بس رسید سنگ به سمت جبین من

نزدیک بود پاره شود آستین من

**********

شعر از علی اکبر لطیفیان

  • محمد محسن دوباشی
۱۳
دی

او را ' آقا مجتبی ' می نامیدیم. نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد.

یک هفته که پر از آلودگی می شدی، دلت خوش بود که چهارشنبه ها هست، می روی مدرسه نور، دلت را می زنی به دریا. حالت خوش می شود. چهارشنبه که از درس اخلاق  برمی گشتی به خانه، رفتارت با همه خوب می شد. نمازت اول وقت می شد. چشم و دلت را خوب کنترل می کردی. هر حرفی نمیزدی. دیگران نمی فهمیدند چه سری هست در این چهارشنبه های هفته که لااقل تا شنبه تو را پیش می برد.

  • محمد محسن دوباشی
۱۳
دی
روی عن علی بن الحسین (علیهماالسلام) قال:

عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ:
 الْوَرَعُ فِی الْخَلْوَةِ
وَ الصَّدَقَةُ فِی الْقِلَّةِ
وَ الصَّبْرُ عِنْدَ الْمُصِیبَةِ وَ
الْحِلْمُ عِنْدَ الْغَضَبِ 

وَ الصِّدْقُ عِنْدَ الْخَوْفِ

شرح حدیث از بیان استاد در ادامه مطلب


  • محمد محسن دوباشی
۱۳
دی

بحران هسته ای

  • محمد محسن دوباشی
۱۳
دی

مطبوعات زنجیره ای


  • محمد محسن دوباشی
۱۱
دی

 

قتل های زنجیره ای

  • محمد محسن دوباشی
۱۱
دی

 

تخریب جایگاه ولایت فقیه


  • محمد محسن دوباشی