در ا?ن بخش م?خواه?م
مرور? بر تداب?ر امام خامنه ا? در مد?ر?ت بحران ها? دوره رهبر? ا?شان
داشته باش?م.

مطالب مرتبط را از بخش علمدار بص?رت پ?گ?ر? نما??د.
س?د مرتض? آو?ن?: درباره موس?ق? حداقل دو جور م?شود بحث کرد؛ ا?ن دو جور، ?ک? بحث فقه? درباره موس?ق? است که اصلا در حد بنده ن?ست و آدمها?? مثل ما اصلا نبا?د به خودشان اجازه بدهند که وارد بحثها? فقه? شوند، مسا?ل? کاملا تخصص? است و به ه?چوجه در ح?طه ما ن?ست. مسا?ل کاملا تخصص? به تحص?لات? در همان زم?نه احت?اج دارند. به ا?ن دل?ل است که اصلا از نظر فقه? درباره موس?ق? بحث نم?کن?م؛ ?عن? ا?ن وجه مطلب را بهطور کل? کنار م?گذار?م. بنابرا?ن اگر ضمن بحث، ا?ن سوال پ?ش ب?ا?د که موس?ق? مجاز است ?ا ن?ست؟ حرام است ?ا نه؟ به طبع نم?توانم به ا?ن سوالها جواب بدهم. با?د از حضرت امام(ره) سوال کرد. البته از ا?شان هم سوال شده و جواب هم دادهاند. اما م?شود درباره ا?ن بحث کرد که چرا در تلو?ز?ون، به نظر امام(ره) عمل نم?شود؟ ا?نها بحثها? فقه? ن?ستند؛ به مسا?ل اجتماع? و س?اس? برم?گردند و از بحث فقه? خارج م?شوند. اگر از وجه فقه?شان خارج شوند، م?شود درباره آنها بحث کرد. ول? هر چ?ز? که وجه فقه? به خود بگ?رد، اصلا در محدوده ما ن?ست و وارد آن نم?شو?م. بنابرا?ن از اول مشخص است بحث? که م?کن?م، بحث? نسبتا اعتقاد?، از غ?ر وجه فقه? است.
تبل?غات در غرب جا? هنر را گرفته است
ح?وانها و گ?اهان که پا??نتر?ن مرتبه عقل را هم ندارند؛ موس?ق? بر آنها موثر است! دل?لش ا?ن است که اصلا برا? در?افت موس?ق? ه?چ احت?اج? به عقل ن?ست. ?عن? عقل ن?ست که محتوا? موس?ق? را ادراک م?کند، بلکه اعصاب است.
امروزه تبل?غات در غرب جا? هنر را گرفته است؛ ?عن? بدون ه?چ شک? م?شود گفت هنر در غرب مرده و بهطور کل? اثر? از هنر در غرب باق? ن?ست. از بعد رنسانس ا?ن اتفاق بهتدر?ج افتاد و هنر در غرب از ب?ن رفت. تا جا?? که عقلم م?رسد عرض م?کنم که چرا از ب?ن رفت.
تبل?غات امروز در دن?ا? غرب جا? هنر را گرفته است. مثالها? خ?ل? ساده م?توانند ا?ن مطلب را اثبات کنند. نگاه? به س?نما? خوب م?تواند ا?ن مطلب را بهطور کامل به ما نشان بدهد، ?ا مثلا نگاه? به آثار هنر? که در قرنها? اخ?ر از به اصطلاح هنرمندان غرب? صادر شدهاند، خ?ل? راحت نشان م?دهد که هنر? در غرب باق? نمانده است.
آخر?ن پد?دهها? هنر? در غرب آپارت و پاپارت هستند. خودشان ا?ن اسمها را گذاشتهاند. آپارت از آپت?ک است، ?عن? آپت?ک آرت و فقط به باز?ها? بصر? ختم م?شود؛ باز?ها? چشم؛ آن هم فقط در حد ف?ز?ک چشم؛ در حد قوه باصره ظاهر? ما و مشخصات? که دارد؛ ?عن? با توجه به مشخصات ف?ز?ک? چشم، باز?ها? بصر? اختراع کردهاند که اسم ا?نها را آرت –هنر- گذاشتهاند که اصلا هنر ن?ست؛ مثلا کارها? «وازرل?» را بب?ن?د که خ?ل? هم مشهورند و از آنها ز?اد صحبت م?کنند و از او بهعنوان بزرگتر?ن هنرمندان غرب اسم م?برند. در تلو?ز?ون هم گاه? پشت گو?ندهها از تابلوها? او استفاده م?کنند که در موزه هنرها? معاصر و جاها? منورالفکر? هم هست. ا?ن کارها فقط مقدار? کارها? بصر?اند، مثلا خواسته کره را با تعداد دا?ره درب?اورد و با حالتها?? که به آنها داده، کره را تجسم کرده است. چ?زها?? که ممکن است برا? چشم قشنگ باشد ول? به هر ترت?ب خودشان هم اسمش را با توجه به چ?ز? که هست، گذاشتهاند: «آپت?ک آرت». ?عن? هنر بصر?. فقط هم مقدار? باز? است. ?عن? از محتوا بهطور کامل خال? است و اصلا محتوا?? باق? نمانده است. از باز?ها? چشم? چه چ?ز? دستگ?ر آدم م?شود؟ تابلوها?? هست که از کنار نگاهشان م?کن?د، ?ک چ?زند و از سو? د?گر که نگاه م?کن?د، چ?ز د?گر و به نسبت جهتها?? که م?گ?ر?م، صورتها? جد?د? دارند. در ا?ن تابلوها چه محتوا?? هست؟
آثار خ?ل? ضع?ف? موجودند، اما نه به ا?ن مفهوم که هنر باشند. پاپارت هم که م?گو?ند چ?ز? در هم?ن حد است. ?عن? اصلا ر?شه ا?ن هنر تبل?غات است؛ تبل?غات تلو?ز?ون?. ?ک مجسمه همبرگر جزو آثار هنر?شان است که با گچ ساختهاند. کاملا مثل همبرگر است. همان رنگها را هم به آن زدهاند؛ گوشت، پن?ر، کاهو و... خ?ل? بزرگ ساخته شدهاند. به کتابها? هنر?شان مراجعه کن?د –من د?دهام، کارم ا?ن بوده- ا?ن را بهعنوان اثر هنر? نما?ش م?دهند. پاپ از پاپ?ولار م?آ?د؛ ?عن? مردم?. هنر مردم? آنها هم صرفا ر?شه در تبل?غات دارد و از آن نت?جه شده است. کار? به ا?ن معنا ندار?م و نم?خواه?م بهطور خاص درباره هنر غرب بحث کن?م. اصلا کار? ندار?م، چون هنر? در غرب باق? نمانده است. دل?ل ا?ن اتفاق کاملا روشن است. چون هنر مستق?ما تجل? روح انسان است. آثار هنر? که از انسان ساطع م?شوند، همان برتر? روح انسان را دارند؛ ?عن? همانقدر نسبت به حق?قت عالم و ذات مقدس پروردگار قرب و بعد دارند. از انسان کامل? همچون حضرت عل?(ع)، نهجالبلاغه صادر م?شود که البته گز?دها? از فرما?شات و خطبهها? ا?شان است، ول? بههر ترت?ب مشخص است که کل?ت آن چه بوده و در تعر?ف آن گفتهاند: «دون کلام الخالق و فوق کلام المخلوق». از انسان بدبخت? مثل وازارل? هم صرفا ?کسر? باز? بصر? صادر م?شود، چون تمدن غرب کلا از محتوا? هنر? خال? شده است. محتوا? هنر هم همان حق?قت عالم وجود است. ول? در ا?نکه محتوا? هنر? مستق?ما تجل? روح بشر است، ه?چ شک? ن?ست.
در بعض? کتابها? غرب? درباره ا?ن بحث م?کنند که چهطور گ?اهان مقابل موس?ق? رشد ب?شتر? دارند. حت? شن?دهام وقت? برا? گاوها موس?ق? گذاشتهاند، د?دهاند ش?ر گاوها ب?شتر شده است. ا?ن چه چ?ز? را م?رساند؟ اصلا برا? در?افت موس?ق? ه?چ احت?اج? به عقل ن?ست. ?عن? عقل ن?ست که محتوا? موس?ق? را ادراک م?کند، بلکه اعصاب است.
بنابرا?ن همان مرتبها? که روح نسبت به حق?قت عالم دارد، در اثر هنر? ظاهر م?شود و بهه?چ وجه نم?شود کلک زد.
همانطور که ب?ان انسان - حرفها و کلام او- ب?انکننده روح اوست، همانقدر اثر هنر? هم مب?ن روح انسان است؛ ب?انکننده روح هنرمند? که اثر هنر? از آن ناش? و صادر شده است. اصلا هم نم?شود کلک زد. ?عن? کس? که خم?رما?ه درون? ندارد و روحش خال? از محتواست، نم?تواند کلک بزند و ?ک اثر هنر? عظ?م از خود خلق کند؛ محال است. ?عن? اثر هنر? درست با روح هنرمند متناسب است و اصلا نم?شود در ا?ن زم?نه کلک زد و آدم را لو م?دهد؛ مثل ب?ان.
م?گو?ند:
تا مرد سخن نگفته باشد
ع?ب و هنرش نهفته باشد
ع?نا هم?نطور است. تا هنرمند محتوا? درون?اش را ب?ان نکرده باشد، نهفته است ول? وقت? ب?ان کرد د?گر خود را لو م?دهد. ?عن? درونش را لو م?دهد و نفسان?ت خود را ب?رون م?ر?زد.
موس?ق? نت?جه روح کس? است که آن را ساخته است
ا?ن ?ک بحث مقدمات? درباره موس?ق? است که لازم است بدان?م. چون اگر فعلا در مقدمه بهعنوان هنر به موس?ق? نگاه کن?م، موس?ق? هم از محدودها? که گفت?م خارج ن?ست. موس?ق? مستق?ما نت?جه روح کس? است که آن را ساخته است و از روح آن هنرمند موس?ق?دان ناش? م?شود. البته در غرب، آثار ضع?ف? از هنر هست. اگر ا?نجا بگو?م، ز?اد درست ن?ست. ول? مثال? م?زنم که هم?شه زدهام و چ?ز? غ?ر از آن نم?گو?م.
در رمانها? غرب? و نو?سندگان? که آنجا کار داستاننو?س? م?کنند - داستاننو?س? بلند- در دوره بعد از رنسانس اصلا به هنر برخورد نکردهام. ما به آثار بعد از رنسانس ?عن? قرنها? اخ?ر کار دار?م. در ا?ن آثار به هنر برخورد نکردهام جز نوشتهها? کس? به اسم هرمان هسه که آلمان? است و کتابها?? نوشته ازجمله «گرگ ب?ابان»، «دم?ان»، «سفر به شرق» و... در آثار داستا?وسک? هم تا حدود? م?شود هنر پ?دا کرد. البته مساله روس?ه اصلا جداست. هنر روس?ه را بهطور کل? با?د از مقولها? که دربارهاش بحث م?کن?م، جدا کرد. روس?ه در قرنها? اخ?ر جا?گاه? دارد که مخصوص خود اوست و بهطور جد? با?د دربارهاش حرف زد. بههم?ن دل?ل اگر داستا?وسک? را وارد ا?ن مقوله نکن?م، خ?ل? بهتر است. چون ما در قرنها? قبل از انقلاب اکتبر روس?ه، آدم? به اسم تولستو? هم داشتها?م که مذهب? و مس?ح? معتقد? است و اعتقادها?ش در کتابها?ش هم ظاهر است و م?شود از نوشتهها? او بهعنوان اثر هنر? نام برد و شک? ن?ست که هنرمند است.
اصلا به روس?ه کار? ندار?م، درباره تمدن غرب بحث م?کن?م و روس?ه را در سالها? اخ?ر است که م?شود به تمدن غرب پ?وند زد و قبلا جزو ا?ن تمدن نبوده است.
آثار داستا?وسک? را هم که بب?ن?د، کاملا مشخص است. حالت? داشتهاند مثل 60 سال پ?ش ما که چهطور فرهنگ غرب به ا?ن مملکت م?آمد، همانطور کشمکش? ب?ن فرهنگ قد?مشان و فرهنگ جد?د? که از طر?ق غرب وارد م?شده، در نوشتهها? داستا?وسک? خ?ل? صر?ح مشخص است.
ا?ن بحث بهعنوان مقدمه برا? بحث موس?ق? لازم بود و عرض کردم موس?ق? هم نت?جه روح هنرمند است. ?عن? تجل? روح هنرمند و ع?ن ذات اوست و اصلا از ذات هنرمند قابل تفک?ک ن?ست. همان رتبها? که ذات هنرمند موس?ق?دان دارد، موس?ق? هم که از او صادر م?شود، همان رتبه را دارد.
ه?چ عامل? در تبل?غات غرب? به اندازه موس?ق? مهم و موثر ن?ست
عامل اصل? برا? هنر و تبل?غات غرب و ه?چ عامل? د?گر هنر? ?ا تبل?غات? ا?نقدر در تبل?غات غرب? مهم و موثر ن?ست که موس?ق? هست. موس?ق? در تبل?غات غرب ?ک عامل اصل? است و م?شود گفت که اصل?تر?ن عامل بهشمار م?رود
در تبل?غات غرب? که ع?ن هنر غرب است، موس?ق? ?ک عامل اصل? است. عامل اصل? برا? هنر و تبل?غات غرب و ه?چ عامل? د?گر هنر? ?ا تبل?غات? ا?نقدر در تبل?غات غرب? مهم و موثر ن?ست که موس?ق? هست. موس?ق? در تبل?غات غرب ?ک عامل اصل? است و م?شود گفت که اصل?تر?ن عامل بهشمار م?رود. ا?ن مقدمهها را م?گو??م چون قبل از ا?نکه وارد اصل بحث موس?ق? بشو?م، لازم است. بهعنوان نمونه در ?ک ف?لم غرب? -هر?ک از ف?لمها که باشد، فرق? نم?کند - در هر جا? دن?ا که ساخته شده باشد، موس?ق? در آن اصل است. راه راحت? هم دارد که م?شود تشخ?ص داد چهطور اصل است. در ف?لمها و تبل?غات غرب?، احساسات? را که م?خواهند به تماشاچ? منتقل کنند، از روش د?گر? جز موس?ق? انتقال نم?دهند. اگر احساس غم و اندوه? هست که م?خواهند آن را به تماشاچ? منتقل کنند، عامل اصل? آن هم موس?ق? است. اگر م?خواهند شاد? را به تماشاچ? منتقل کنند، ع?نا هم?نطور است و عامل اصل? آن موس?ق? است. هم?نطور درباره ه?جان و خ?ل? از مسا?ل د?گر.
انشاءالله در ا?نجا به بحث? درباره قالب و محتوا م?رس?م؛ درباره قالب و محتوا و نسبت آنها با هم که اصلا در هنر قالب و محتوا چه نقش? دارند و نسبت آنها با هم با?د چهطور باشد. گاه? در س?نما? غرب م?ب?ن?د صرفا چهارچوب اسوقسدار? که هنرمند ?ا ف?لمساز، انتخاب و ف?لمش را بر آن مبتن? کرده، ر?تم موس?ق? است. ?عن? اصلا ر?تم موس?ق? است که به ف?لم ح?ات داده و آن را ساخته. چهارچوب اصل?، ف?لم است و بق?ه ف?لم رو? ا?ن چهارچوب بنا شده است: «ر?تم موس?ق?».
نمونهاش الان در ذهنم نم?آ?د. اگر ذهنتان ?ار? م?کند، ?ک نمونه بگو??د، ول? لااقل در قسمتها? ه?جان? ف?لم ا?ن مطلب کاملا واضح است. ا?ن روح تبل?غات غرب است، منتها کمکم ظاهر م?شود.
در کارها? اوا?ل اختراع س?نما ا?ن مساله بروز چندان? نداشت. ول? رفتهرفته ظاهر شده و م?شود پ?شب?ن? کرد که در آ?نده س?نما? غرب خ?ل? شد?دتر از ا?ن خواهد بود. بهعنوان نمونه، ف?لمها? کارتون از ا?ن دست ز?اد د?دها?د. ف?لمها? والتد?سن? که حت? براساس موس?ق? تصو?رگذار? شدهاند. ?عن? متناسب با موس?ق? برا?ش تصو?ر گذاشتهاند. مثلا «باله قو» را د?دهام که بر ا?ن اساس ساختهاند و برا?ش تصو?ر گذاشتهاند.
عقل ن?ست که محتوا? موس?ق? را ادراک م?کند، بلکه اعصاب است
موس?ق? به هر ترت?ب عامل اساس? تبل?غات غرب است. دل?ل ا?نکه از موس?ق? به ا?ن شکل استفاده م?کنند، ا?ن است که موس?ق? برا? تاث?رگذار? بر بشر، مانع عقل را برابر خود ندارد. موس?ق? فقط بهوس?له اعصاب در?افت م?شود. ?عن? احساسات? که در موس?ق? موجود است، فقط از راه اعصاب سمپات?ک و پاراسمپات?ک در?افت م?شود- که توض?حش را بعد عرض م?کنم. در بعض? کتابها? غرب? درباره ا?ن بحث م?کنند که چهطور گ?اهان مقابل موس?ق? رشد ب?شتر? دارند. حت? شن?دهام وقت? برا? گاوها موس?ق? گذاشتهاند، د?دهاند ش?ر گاوها ب?شتر شده است. ا?ن چه چ?ز? را م?رساند؟ نم?خواهم از ا?ن مطلب استفاده کنم که در دامدار?ها با?د موس?ق? پخش کرد. البته روش? هم که الان در دامدار?ها وجود دارد، غلط است و ر?شه در تمدن غرب دارد. فعلا به روشها? غلط? که اعمال م?شود، کار? ندار?م.
موس?ق? اصلا از راه عقل در?افت نم?شود. بلکه بهطور مستق?م رو? اعصاب موثر است و از راه اعصاب، تاثرات به انسان منتقل م?شود. تاثرات? که در موس?ق? موجود است، ?ک دل?ل خ?ل? ساده دارد. بچها? که اصلا رقص ند?ده، بهه?چ وجه ند?ده کس? برقصد - نمونهاش را خودم د?دهام- بچها? که از اول بچگ? اصلا رقص ند?ده و موس?ق? هم نشن?ده است؛ اگر عدها? دوروبرش شروع کنند به دست زدن، بب?ن?د چه حالت? از خودش بروز م?دهد؟
کار? هم ندار?م که در اثر موس?ق?، رشد گ?اه ب?شتر م?شود ?ا کمتر؟ ?ا اصلا ا?ن افزا?ش رشد چه دل?ل? دارد؟ ?ا اگر در دامدار?ها ش?ر گاوها ب?شتر م?شود، دل?لش چ?ست؟ م?دان?م که گ?اهان عقل ندارند. ح?وانها به مفهوم? که درباره انسان مطرح است، عقل ندارند. ?عن? حت? از مراتب پا??ن عقل هم که فاهمه و واهمه است، برخوردار ن?ستند. درباره عقل انشاءالله بحث م?کن?م؛ ?عن? ح?وانها و گ?اهان حت? پا??نتر?ن مرتبه عقل را هم ندارند که در زبان معمول? به آن فهم ?ا هوش م?گو??م. پس چهطور است که موس?ق? بر آنها موثر است؟ دل?لش ا?ن است که اصلا برا? در?افت موس?ق? ه?چ احت?اج? به عقل ن?ست. ?عن? عقل ن?ست که محتوا? موس?ق? را ادراک م?کند، بلکه اعصاب است. در حال?که در ?ک کلام با محتوا - که هر دو صدا هستند- کس? که حرف م?زند و کلمهها را مبتن? بر محتوا?? بهکار م?برد، طرف مقابل ا?ن محتوا را چهطور در?افت م?کند؟ مسلما از طر?ق عقل. آن قضاوت? که انسان نسبت به آن ب?ان م?کند، وجودش از آن محتوا تاث?رپذ?ر? دارد. محتوا را م?گ?رد، درباره آن قضاوت م?کند. حالا ?ا تصد?ق م?کند ?ا رد م?کند، اگر تصد?ق کرد، وجودش متناسب با آن محتوا متاثر م?شود.
الان من که حرف م?زنم، کلمهها? و?ژها? را بهکار م?برم. معنا? آن مورد نظرم است. شما معنا را از چه طر?ق? م?گ?ر?د؟ علامتها، کلمهها و اسمها تمث?ل و ب?ان حق?قتها?? هستند، چه قرارداد? چه غ?رقرارداد?. آ?ا زبان صرفا قرارداد? است ?ا ر?شهها? غ?رقرارداد? هم هست که قرارداد براساس آن ر?شهها برپا شده است؟ هم?نطور است. منتها فرض کن?م کلمهها?? که از آنها استفاده م?کن?م، براساس قرارداد است. شما ا?ن قراردادها را در ذهنتان تنظ?م م?کن?د؟ هر?ک از ا?ن قراردادها مقابل مفهوم د?گر? وضع شده است. اصلا قرارداد به عرب? م?شود وضع. وقت? وضع را در علم نحو تعر?ف م?کنند، م?گو?ند وضع ?عن? ا?نکه مقابل ش?ئ، ش?ئ د?گر را قرار دادن، آنچنان که وقت? ش?ء اول م?آ?د، ش?ء دوم در ذهن متبادر شود. چهطور؟ مثلا شما م?گو??د قرارداد مقابل وضع، معن? قرارداد، وضع است ?ا معن? وضع، قرارداد است. وقت? کس? م?گو?د وضع، در ذهن شما قرارداد هم م?آ?د. مقابل ا?ن ما?ع شفاف? که با باران نازل م?شود، گفتها?د آب که هر وقت ا?ن ش? م?آ?د، د?گر? هم به خاطرتان م?آ?د. وقت? آب م?ب?ن?د، م?خواه?د آن را ب?ان کن?د و م?گو??د آب.
وضع ?عن? ا?ن قرارداد در زبان که م?گو?ند، هم?ن است. ول? کلمهها?? که م?گو?م، هر?ک مقابل معنا?? هستند و برا? معنا?? وضع شدهاند. وقت? من ?ک کلمه م?گو?م، معنا?ش در ذهن شما متبادر م?شود. اما ا?ن معنا را از چه راه? م?گ?ر?د؟ بهوس?له عقل. راه د?گر? ندارد.
در موس?ق? ا?ن چ?ز? که الان موجود است، جلسهها? شبنش?ن? است که همه در فعل حرام صرف م?شوند. ا?نها اصلا بو? دود تر?اک م?دهند و بو? گند مشروب و عرق کشمش از آن بلند است. ا?ن ن?ها?? را که کسا?? بهصورت تکنواز? زده گوش کن?د و بب?ن?د چه اندوه? در آن موجود است؛ چه اندوه ?أسآم?ز?!
شما تاث?ر گر?ه را بهوس?له اعصاب نم?گ?ر?د و گر?ه از راه اعصاب بر شما تاث?ر نم?گذارد. از طر?ق اعصاب - ?عن? اگر گر?ه را برا? گ?اه هم بگذار?د- رو? آن تاث?ر بگذارد ?ا اگر گر?ه را برا? گاو هم بگذار?د، متالم شود، اصلا گر?ه بر اعصاب تاث?ر نم?گذارد.
اگر نوا? ن?، تناسبها?? ب?ن صوتها برقرار کند که ا?ن تناسبها درست مثل موس?ق? بهوس?له اعصاب در?افت شوند، ه?چ فرق? ندارد. چون وقت? آدم م?خواهد ضجه بزند، با موس?ق? ضجه م?زند. آدم در خ?ل? از موارد به درگاه حضرت پروردگار که دعا م?کند، با موس?ق? است. اصلا آدم با موس?ق? دعا م?کند. موس?ق? آهنگ? است که به دعا?ش م?دهد که در دستگاهها? موس?ق? فارس? هم هست. اگر آن دعا را ب?اور?د، م?شود گفت که در کدام دستگاه است.
?عن? موس?ق? دارد. کار? به ا?ن معنا ندار?م. منظورم ا?ن است که دل?ل آنکه ا?نها در تبل?غات چن?ن استفادها? از موس?ق? م?کنند، ا?ن است که موس?ق? اصلا از راه عقل در?افت نم?شود. بلکه بهطور مستق?م رو? اعصاب موثر است و از راه اعصاب، تاثرات به انسان منتقل م?شود. تاثرات? که در موس?ق? موجود است، ?ک دل?ل خ?ل? ساده دارد. بچها? که اصلا رقص ند?ده، بهه?چ وجه ند?ده کس? برقصد - نمونهاش را خودم د?دهام- بچها? که از اول بچگ? اصلا رقص ند?ده و موس?ق? هم نشن?ده است؛ اگر عدها? دوروبرش شروع کنند به دست زدن، بب?ن?د چه حالت? از خودش بروز م?دهد؟
کس? که موس?ق? گوش م?دهد، خودش را دست موس?ق? م?سپرد و بنده آن م?شود
دل?لش ا?ن است که تاثرات? که انسان از موس?ق? م?گ?رد، فقط از راه اعصاب است و بعد تصم?م م?گ?رد آ?ا از آن متاثر شود ?ا نه. خودش را دست ا?ن موس?ق? بسپرد ?ا نه. چون اصلا مساله، خود را دست موس?ق? سپردن است، موس?ق? گوش دادن ن?ست. اشتباه نشود. اصلا موس?ق? گوش دادن? ن?ست. کس? که موس?ق? گوش م?دهد، خودش را دست موس?ق? م?سپرد و بنده آن م?شود. ?عن? تصم?م گرفته که موس?ق?، خوب چ?ز? است و من م?توانم موس?ق? گوش کنم و تاثرات عصب? آن را بگ?رم. به ا?ن دل?ل د?گر عقلش کنترل ندارد. کس? که ا?نطور است، مانع عقل را از همان اول از سر راه برداشته و تصم?م گرفته که خودش را به دست موس?ق? بسپرد.
دل?ل خ?ل? سادها? دارد؛ چه موس?ق? را برا? حضرت امام(ره) بگذار?د، چه برا? من، تفاوت? نم?کند. با ا?نکه مراتب عقل?مان متفاوت است ول? موس?ق? را برا? هر?ک بگذار?د، تفاوت? نم?کند. ا?شان هم اگر ?ک موس?ق? شاد را بشنود، همه تاث?رها? موس?ق? به ا?شان منتقل م?شود. منتها بعد تصم?م م?گ?رد و موس?ق? را قطع م?کند و خودش را دست موس?ق? نم?سپرد. اگر کس? خودش را دست موس?ق? بسپرد، خب لذت هم م?برد. ول? اگر کس? خودش را دست موس?ق? نسپرد، موس?ق? برا?ش عذابآور است. جد? م?گو?م.
ا?نطور ن?ست که موس?ق? برا? همه مردم لذتبخش باشد. ا?ن ?ک اشتباه است. اما متاسفانه موس?ق? گوش کردن آنقدر در روزگار ما اشاعه دارد که اصلا نم?شود ا?ن حرف را به کس? زد. چون برا?ش ا?ن تجربه پ?ش نم?آ?د که مدت? موس?ق? گوش نکند، بعد برا?ش ?ک موس?ق? شاد?آور - به قول خودشان - بگذار?د و بب?ن?د اصلا احساس شاد? به آدم دست م?دهد ?ا نه. چ?ز? غ?ر از عذاب ن?ست، غ?ر از تکرار اصوات? که اعصاب آدم را خرد کرده و جدا او را ناراحت م?کند.
کس? که خود را دست موس?ق? نم?سپرد،?عن? مع?ارها?? را قبول نم?کند که در موس?ق? هست و بنده موس?ق? نم?شود - احساس? که در موس?ق? موجود است به او منتقل نم?شود که ه?چ، بلکه اصلا حالت اشمئزاز به انسان دست م?دهد. ول? اگر خودش را بسپرد و مانع عقلش را از سر راه بردارد، بهوس?له اعصاب بهراحت? تاثرات آن منعکس م?شود. بهتر?ن دل?ل آنکه از طر?ق ز?ستشناس? -به قول خودشان - موجود است، ا?نکه وقت? برا? گ?اه موس?ق? گذاشتند، رشد ب?شتر? پ?دا کرد.
ا?ن دل?ل خوب? ن?ست. ?عن? دل?ل به نفع موس?ق? ن?ست، ضدموس?ق? است. ?عن? موس?ق? بهوس?له اعصاب گ?اه? هم درک م?شود، ?عن? بهوس?له اعصاب ح?وان? هم درک م?شود. وقت? از راه اعصاب ح?وان? درک شد، ?عن? اصلا واسطه عقل را نم?خواهد. وقت? واسطه عقل را نخواهد، بحث کاملا فرق م?کند.
کسان? که موس?ق? گوش م?کنند، اولا موس?ق? اعت?ادآور است، خ?ل? شد?د و اعت?ادش از هر چ?ز د?گر هم شد?دتر است و حالت تخد?ر? آن خ?ل? عم?قتر از هر چ?ز? است؛ مثل تر?اک، مشروب و... حالت تخد?ر? آن همچنان ز?اد است که اصلا قابل ترک ن?ست
البته ما بحث فقه? نم?کن?م، اما چون خ?ل? از اصول فقه مبتن? بر مبحثها? فلسف? است، شا?د به بحث فقه? شب?ه شود، ول? ما بحث فقه? نم?کن?م؛ بهه?چ وجه. بحث اعتقاد? م?کن?م، شب?ه بحثها? فقه? م?شود، ول? ما از آن نت?جه فقه? نم?گ?ر?م. ?ک? از دل?لها ا?نکه در اسلام ب?شتر مرجعها، موس?ق? را مطلقا حرام م?دانند، هم?ن است. البته ب?ان نم?کنند و ا?ن موضوع از سو? مراجع ب?ان نشده. ول? منظورم ا?ن است که دل?ل ا?نکه چن?ن برخورد? با موس?ق? هم موجود است، ر?شهاش در حد?ثها?? است که از حضرت رسول(ص) و ائمه اطهار(ع) رس?ده است. ?ک دل?ل هم?ن است. دل?لها? د?گر را هم عرض م?کنم. ول? ?ک? از دل?لها?? که م?شود برا?ش متصور شد، هم?ن است که چرا اسلام چن?ن برخورد? با موس?ق? دارد.
?ک? ا?ن است که وقت? انسان نتواند از راه عقلش بر چ?ز? نظارت کند، آن چ?ز قابل اعتماد ن?ست؛ بهه?چ وجه. چون انسان اصلا موجود? عقلان? است. عقل مشخصه اصل? و فصل انسان است؛ ?عن? اگر عقل را از انسان بگ?ر?د، د?گر انسان ن?ست. عقل چ?ز? است که انسان را از موجودات د?گر جدا م?کند. اگر بخواه?د در تعر?ف انسان وارد شو?د، عقل را با?د بهعنوان فصل ذکر کرد. فصل ?عن? چ?ز? که اگر از آن موجود بگ?ر?د، چ?ز? نم?ماند؛ ?عن? مشخصها? که آن موجود را از موجودات د?گر سوا م?کند و فاصله م?دهد.
بنابرا?ن آنچه انسان نتواند بهوس?له عقل بر آن نظارت داشته باشد، اصلا قابل اعتماد ن?ست و نبا?د سراغش رفت. فرض کن?د جذاب?تها?? که از غ?ر راه عقل بر انسان تحم?ل م?شود، آ?ا ا?نها قابل اعتمادند؟ خ?ر. نم?شود به آنها اعتماد کرد. معاذالله اگر کس? صور قب?حه بب?ند، خب جذاب?ت دارد. ف?لمها? پورنوگراف?ک جذاب?ت دارند. آ?ا ا?ن جذاب?ت، جذاب?ت? است که بهوس?له عقل بر انسان تحم?ل م?شود؟ خ?ر. م?دان?د که عقل ا?ن وسط کارها? ن?ست. فقط خصوص?تها? ح?وان? را در بشر تحر?ک م?کند. چون ا?ن غر?زه، کشش و جاذبه در بشر موجود است، وقت? ا?ن تصو?رها را نشانش م?دهند، تصور لذت? که از جمع شدن با جنس مخالف موجود است، باعث گرا?ش انسان و جذاب?ت در بشر م?شود. آ?ا ا?ن جذاب?ت بهوس?له عقل به او تحم?ل شده است؟ خ?ر. حالا که از راه عقل تحم?ل نشده، اصلا قابل اعتماد ن?ست، ا?ن را بهعنوان جاذبه کاذب م?شناس?م و آن را کنار م?گذار?م. چون اصل بر ا?ن است که ما در محدوده انسان?ت باق? بمان?م. اگر کس? سر ا?ن اصل شک دارد، اصلا کار? با او ندار?م. وقت? کس? در تعر?ف انسان م?گو?د ح?وان ناطق، ما کار? با او ندار?م. بگذار?د تعر?ف کند ح?وان ناطق. فقط آن «ناطق» را فصل انسان با ح?وان م?داند و ما کار? به او ندار?م و کس? که انسان را ح?وان ابزارساز تعر?ف م?کند، به او هم کار? ندار?م. با ا?نها اصلا کار? ندار?م و بحث? هم نم?کن?م. ول? آن چ?ز? که در اسلام مطرح است، با?د هم?شه سع? کن?م در محدوده انسان? خودمان بمان?م و تکامل ما هم در هم?ن محدوده است. گذشتن از ا?ن حد، سقوط و هبوط است. تکامل ما در محدوده انسان?ت است؛ بنابرا?ن از حد طر?ق عقل – که فصل انسان با اش?ا و موجودات د?گر است- نم?شود خارج شد.
?ک? از بحثها? اساس? درباره موس?ق?، تناسب ب?ن محتوا و قالب موس?ق? است
در ضمن هم?ن مطلب که به آن اشاره هم شد، درباره دعا بود که وقت? انسان با تمام وجودش به فقر ذات?اش مقابل حضرت پروردگار پ? م?برد و با حالت احت?اج و ن?از رو به درگاه حق م?آورد، خب دعا? انسان با موس?ق? همراه است؛ ?عن? اصلا موس?ق? را با خود دارد. ?ا هم?نطور درباره قرآن خواندن که صوت خوش قرآن سفارش هم شده است. در حد?ثها? ز?اد? د?دهام – بهو?ژه حد?ث? که فکر م?کنم از امام سجاد(ع) باشد- نقل شده حضرت رسول(ص) صدا?شان را سر نماز به قدر طاقت مأموم بلند م?کردند، صوت خوش را بهقدر طاقت مأموم از خودشان بروز م?دادند. ا?نطور نبوده با آهنگ? که برا? خودشان نماز م?خوانند، برا? مردم هم بخوانند. چون م?گفتند و نقل شده از امام سجاد(ع). م?گفتند اگر م?خواستند با آن ب?ان بخوانند، همه از شدت لذت، غش م?کردند.
نقل شده ا?شان صدا? خوش حضرت داوود(ع) را داشتند. درباره ا?نها چه م?شود گفت؟ ا?ن ?ک? از بحثها? اساس? درباره موس?ق? است. ?عن? تناسب? که ب?ن محتوا و قالب موس?ق? موجود است و اگر ا?ن نسبت ?ا ارتباط قطع شود، آن وقت است که ما موس?ق? را بهطور کل? طرد م?کن?م و حرام م?دان?م. ول? تا وقت? ا?ن محتوا را دارد و ارتباط ظاهر و قالب آن با محتوا حفظ شده است، سفارش هم شده در حد?ثها درباره ا?نکه مثلا انسان قرآن را با صوت خوش بخواند ?ا نمازش را با صوت خوش بخواند. دل?لش ا?ن است که وقت? در آن دعا انسان با تمام وجودش مشغول دعاست، محتوا? دعا ر?شها? صوت? است که انسان به ب?ان و لحن خود م?دهد. موس?ق? که در دعا از انسان صادر م?شود، متناسب با محتوا? دعاست که به ن?از و فقر ذات? انسان برابر خداوند مربوط است.
وقت? بشر به موس?ق? عادت م?کند، د?گر قابل اعتماد ن?ست. اعت?ادش خ?ل? شد?دتر است و فقط با?د خودش را به موس?ق? بسپرد؛ موس?ق? چن?ن طلب? از انسان دارد. طلب بندگ? و معبود?ت م?کند چون با?د خودش را بسپرد، اعصابش را در اخت?ار آن بگذارد تا آن تاثر در او ا?جاد شود. بنابرا?ن از اول انتخاب کرده و بندهوار تاث?ر موس?ق? را پذ?رفته است.
مثل د?گر؛ الان صحبت سر ا?ن بود که از نظر فن? دعا? آدم? که با کمال ن?از دعا م?کند، جزو ?ک? از دستگاهها? موس?ق? ا?ران? است. ول? چهطور است که حرام ن?ست؟ در حال?که شجر?ان مثلا حرام است. ه?چ شک? هم در آن ن?ست. بحث فقه? نم?کن?م، ول? شک? ندار?م که شجر?ان را نم?شود گوش داد. چون ا?ن حضرات? که ا?نقدر ل?برال هم هستند، شجر?ان را در تلو?ز?ون پخش نم?کنند، راد?و را نم?دانم. ول? در تلو?ز?ون پخش نم?کنند؛ ?عن? قشنگ معلوم است که ا?نقدر آش شور است که خود ا?نها هم فهم?دهاند. منتها چهطور ا?نقدر شور است؟ در حال?که همان دستگاهها را ممکن است ا?شان هم بخواند. وقت? انسان در قرآن صوت خوش دارد، حتما از نظر فن? در ?ک? از دستگاهها? موس?ق? فارس? است. چهطور ا?ن کار حرام ن?ست، اما وقت? ا?ن موس?ق? ارتباطش را با محتوا? معنو? قطع م?کند، حرام م?شود. چرا؟
اگر د?د?د موس?ق? بر محتوا غلبه دارد، گوش نکن?د، برا? ا?نکه باعث گناه م?شود
حت? در ظاهرش هم مشخص است. ?عن? وقت? ظاهر، ارتباط خودش را با آن محتوا? اله?، روحان? و معنو? قطع م?کند، هرچند از نظر فن? در همان دستگاهها? موس?ق? است، منتها با ا?ن حال د?گر قابل گوش دادن ن?ست و حرام است، ?عن? گناه دارد. اصلا مساله اساس? در موس?ق? هم?نجاست. اگر ا?ن مساله ادراک نشود، نم?شود فهم?د چرا برخورد اسلام با موس?ق? ا?نطور است. بله، از نظر فن? مثل ا?ن است که ما 32 حرف در فارس? دار?م. کلام? که انسان م?گو?د، از ا?ن 32 حرف خارج ن?ست. حت? شعر از نظر عروض? در وزنها? خاص? است.
فعولن، فعولن، فعولن فعول.
چن?ن گفت رستم به اسفند?ار
فعولن فعولن فعول
بر ا?ن وزن است و هرکس بخواهد شعر بگو?د بههر ترت?ب از ا?ن وزنها? عروض? خارج ن?ست. اما آ?ا هر شعر? قابل گوش دادن است؟ ن?ست. هر شعر? هم خوب ن?ست. نم?شود گفت شعرها?? را که در وزن «فعولن فعولن فعولن فعول» است، کس? گوش نکند، ول? اگر در وزنها? عروض? د?گر? آمد، گوش کند. ا?نطور ن?ست. درباره موس?ق? هم هم?نطور است. دستگاهها? موس?ق? ا?ران? از نظر فن? شب?ه هم?ن وزنها? عروض? شعرند. اصل محتواست که در ا?ن دستگاه ظاهر م?شود؛ محتوا?? که در ا?ن قالب ر?خته م?شود. وزنها? عروض? ?ا دستگاهها? موس?ق? فارس? مثل ظرفها?? هستند که آن محتوا را در بر م?گ?رند. البته ارتباط خ?ل? غن?تر و حق?ق? ب?ن ا?ن ظرف و آن محتوا موجود است. ول? از نظر ظرف بودن آن، وزنها? عروض? همچنان که ظرف است برا? شعر، دستگاهها? موس?ق? فارس? هم ظرف هستند، برا? محتوا?شان.
ا?نطور هم ن?ست که هر موس?ق? و آهنگ? بهدل?ل ا?نکه محتوا?ش قرآن است، خال? از اشکال باشد. من خ?ل? از اقسام قرائتها? قرآن را که الان هست، گوش نم?کنم، چون موس?ق? بر محتوا?ش غالب است و صورت موس?ق? دارد، نه صورت قرآن. خ?ل? از چ?زها?? که الان وجود دارند، اصلا قابل گوش دادن ن?ستند و بهتر است -?عن? پ?شنهاد م?کنم- گوش نده?د. حکم شرع? نم?دهم، پ?شنهاد م?کنم گوش نکن?د. چون در آنها موس?ق? اصل است، نه قرآن. ا?ن ?ک حساب خ?ل? ساده است و حساب فقه? هم نم?خواهد. اگر د?د?د موس?ق? بر محتوا غلبه دارد، گوش نکن?د، برا? ا?نکه باعث گناه م?شود.
ا?ن سل?قه شخص? ن?ست. وقت? در قرائت قرآن هم موس?ق? بر محتوا غلبه کند، گوش کردنش گناه دارد. فرض کن?د در هم?ن «اذا الشمس کورت» ش?خ عنتر بدو?، به نظر ما قرآن اصالت دارد ?ا موس?ق?؟ موس?ق? غلبه دارد. خ?ل? از سورهها?? که هم?ن آقا? عبدالباسط م?خواند، کاملا مشخص است و شک? ندارم که تمر?ن کرده هر?ک از ا?نها را با چه لحن و موس?ق? بخواند و ترک?ب موس?ق?اش نسبت به معنا?ش اصل است. در ب?شتر چ?زها?? که شن?دهام، د?دهام که اصلا معنا? قرآن و محتوا? آن مورد نظر ن?ست؛ فقط موس?ق? قرآن است که مورد نظر است.
شخصا قرآنها?? را که بچهها? ش?عه با هم?ن صوت معمول? م?خوانند، ترج?ح م?دهم. آقا?? هست به اسم قادر? که قبل از انقلاب هم م?خوانده، قرائت قرآنش را خ?ل? دوست دارم. چون لحن آن با معنا?ش متناسب است. وقت? م?شنو?د، معنا?? که درباره ق?امت م?گو?د، در دلتان ظاهر م?شود. نه ا?نکه وقت? تمام شد، بتوان?د آهنگ آن را با سوت بزن?د.
ا?ن خ?ل? فرق دارد. آن د?گر قرائت قرآن ن?ست، موس?ق? است و م?شود با سوت هم زد. قرائت قرآن آن است که وقت? درباره ق?امت م?گو?د، تن آدم بلرزد. منظورم از ارتباط محتوا با قالب ا?نجاست. البته ا?ن حد خ?ل? ظر?ف است و اصلا قابل تشخ?ص ن?ست. حدش آنقدر ظر?ف است که اگر م?گفتند محدوده طول و حرام بودن موس?ق? ا?ن است که موس?ق?ها?? که مثلا در دستگاه ابوعطا خوانده شدهاند، بهطور کل? حرام هستند و آنها?? که در دستگاهها? د?گر خوانده شدهاند، حلال. اگر محدودهاش ا?ن بود، خ?ل? راحت م?شد، کار? نداشت و جمهور? اسلام? هم م?توانست بهراحت? در راد?و و تلو?ز?ون به ا?ن مساله عمل کند. دل?ل اصل? ا?نکه نم?تواند عمل کند، ا?ن است که حد آن مشخص ن?ست. حد ا?ن مساله به مطابقت محتوا و قالب باز م?گردد. حالا که حد ا?ن است، اصل در درک موس?ق? هم هم?ن است.
موس?ق? که الان موجود است، اصلا بو? دود تر?اک م?دهند و بو? گند مشروب و عرق کشمش از آن بلند است
ا?ن که گفتم هنر، مستق?ما تجل? روح انسان است، منظورم ا?ن بود و م?خواستم ا?ن استفاده را کنم که نهجالبلاغه حضرت عل?(ع) هم در هم?ن 28 حرف عرب? است. از ا?ن 28 حرف خارج ن?ست. از کلمهها? عرب? هم خارج ن?ست. ا?شان کلمهها? جد?د? برا? ب?ان مقاصدشان ن?اورده، بلکه از همان کلمهها استفادهها? جد?د? کردهاند؛ در همان 28 حرف و همان قالبها. حت? در همان وزنها? عروض? هم شعرها?? به ا?شان نسبت دادهاند. همان وزنها? عروض? که عربها بهطور معمول شعر م?گو?ند. اما ا?ن کجا و آن کجا؟
دل?لش چ?ست؟ دل?لش آن روح? است که پشت ا?ن معان? است. آن روح? که ر?شه تجل? ا?ن کلمههاست. در موس?ق? هم هم?نطور است. در موس?ق? ا?ن چ?ز? که الان موجود است، جلسهها? شبنش?ن? است که همه در فعل حرام صرف م?شوند. ا?نها اصلا بو? دود تر?اک م?دهند و بو? گند مشروب و عرق کشمش از آن بلند است. ا?ن ن?ها?? را که کسا?? بهصورت تکنواز? زده گوش کن?د و بب?ن?د چه اندوه? در آن موجود است؛ چه اندوه ?أسآم?ز?! اندوه? دار?م که اندوه خوش? است؛ اندوه? که آدم دلش م?خواهد تمام دلش از آن پر باشد. آن اندوه و غم? که حافظ در شعرها?ش به آن اشاره م?کند، ?ا آن غم? که در روضه دنبالش م?رو?م، ?ک? است. ول? ?ک اندوه هم دار?م که ر?شهاش در ?أس و قنوط است. آن اندوه اصلا قابل تحمل ن?ست، تخد?ر نفس بشر است. موس?ق? کسا?? را گوش کن?د، چن?ن حالت? به انسان دست م?دهد؛ چون ر?شهاش در دود تر?اک است. آن تخد?ر در موس?ق? ظاهر م?شود و جلو آن را هم نم?شود گرفت. همانطور که روح هنرمند در اثر هنر?اش ظاهر م?شود. اصلا هم نم?شود مانع? در برابر قرار داد و کلک هم نم?شود زد؛ در موس?ق? که بهه?چ وجه. در موس?ق? ا?ن ارتباط نسبت به زم?نهها? هنر? د?گر مستق?متر و خ?ل? نزد?کتر است. برا? ا?نکه تاث?رها? موس?ق? هم از راه اعصاب در?افت م?شود. از آنطرف هم عوامل? که موس?ق? برا? ب?ان از آنها استفاده م?کند، عوامل مجردند؛ مجرد از معناها? کلام? و ادب?؛ معناها?? که عقل انسان بر آنها نظارت دارد. فرض کن?د ا?ن کار? را که م?گو?م شما بهوس?له عقلتان ناظر بر آن هست?د؛ وقت? تصد?ق کرد?د، م?پذ?ر?د. بعد هم تاثراتش را م?گ?ر?د. اما عوامل? که موس?ق? از آنها استفاده م?کند، فقط تناسبها? مجرد ب?ن صوتهاست.
ا?ن تناسبها? مجرد، اصلا از راه عقل ادراک نم?شوند. نتها? مختلف را بزن?د. اصلا انسان ا?نها را بهوس?له عقل نم?فهمد. ول? وقت? من م?گو?م «آب» شما م?فهم?د، ول? اگر بگو?م «دامدامدام» نم?فهم?د. تکرار ا?ن نتها با عقل، ادراک نم?شود و عقل، نظارت? بر آنها ندارد. ب?ان ا?ن، از راه تناسبها? مجرد ر?اض? است که در عالم ب?ن صوتها هست.
تا کس? بندهوار با موس?ق? برخورد نکند، تاث?ر? رو? انسان نم?گذارد
ا?ن تناسبها?? که برا? بشر خوشآ?ند بوده ?ا بدآ?ند، در طول سالها از همان اول انتخاب شده است که بشر به کره ارض هبوط کرده. از همان اول، ا?ن تناسبها? مختلف را از طب?عت انتخاب کرده و برگز?ده و تا امروز حفظ کرده. تناسبها? ر?اض? هم ب?ن ا?نها موجود است که فقط تجرد ر?اض? دارند. چون ب?انشان بهوس?له تناسبها? مجرد است و عقل، نظارت? بر آنها ندارد و از راه عقل هم ادراک نم?شوند و تاثراتشان هم فقط از راه اعصاب است که در?افت م?شود، نه از راه عقل. به ا?ن دل?ل است که تمدن غرب از آنها بهعنوان عامل اصل? در تبل?غات استفاده م?کند. مساله مهم د?گر? هم که بهعنوان جمعبند? عرض م?کنم، ا?نکه تا کس? بندهوار با موس?ق? برخورد نکند، تاث?ر? رو? انسان نم?گذارد. برا? ا?نکه آدم راحت م?تواند قطع کند و گوش ندهد. وقت? بندهوار نشست?د و تاث?ر آن را پذ?رفت?د، آنوقت موثر است؛ از غ?ر طر?ق عقل و از طر?ق تاث?رها رو? انسان موثر است. منظورم ا?ن بود کسان? که موس?ق? گوش م?کنند، اولا موس?ق? اعت?ادآور است، خ?ل? شد?د و اعت?ادش از هر چ?ز د?گر هم شد?دتر است و حالت تخد?ر? آن خ?ل? عم?قتر از هر چ?ز? است؛ مثل تر?اک، مشروب و... حالت تخد?ر? آن همچنان ز?اد است که اصلا قابل ترک ن?ست. مصاحبها? از حضرت امام(ره) هست اوا?ل? که تشر?ف آورده بودند، ?ا وقت? اروپا و فرانسه بودند، فرموده بودند اصلا مغز? که به گوش دادن موس?ق? عادت کرد، د?گر قابل استفاده ن?ست.
وقت? بشر به موس?ق? عادت م?کند، د?گر قابل اعتماد ن?ست. اعت?ادش خ?ل? شد?دتر است و فقط با?د خودش را به موس?ق? بسپرد؛ موس?ق? چن?ن طلب? از انسان دارد. طلب بندگ? و معبود?ت م?کند چون با?د خودش را بسپرد، اعصابش را در اخت?ار آن بگذارد تا آن تاثر در او ا?جاد شود. بنابرا?ن از اول انتخاب کرده و بندهوار تاث?ر موس?ق? را پذ?رفته است.
* ا?ن متن توسط مجله داستان در فضا? مکتوب منتشر شده بوده، و اکنون برا? اول?ن بار در فضا? مجاز? توسط «خبرگزار? دانشجو» منتشر م? شود.
باسلام.
م?دانم آنقدر سرتان شلوغ است که وقت خواندن نامه ها? پر درد من ?ا دختران هم درد مرا ندار?د. برا? هم?ن حرف آخرم را اول م?زنم: آقا?ان رئ?س، تقاضا دارم د?گر در فکر ساختن ف?لم و سر?ال جهت پاسداشت مقام چادر نباش?د. ارزش چادر را به اندازه کاف? در “تا ثر?ا” و “راستش را بگو” نما?ش داد?د.
س?نما به اندازه کاف? چادر را تخر?ب م?کند. اگر نم?توان?د جلو? ا?ن تخر?ب را بگ?ر?د، لااقل ?ار? شان نکن?د و ه?زم در آتششان نر?ز?د.
چادر ?عن? د?ندار?. چادر ?عن? ح?ا. چادر ?عن? سادگ?. چادر ?عن? پوشش. چادر ?عن? “چادر”.
چادر نه مثل “چادر بر سر ثر?ا” عامل بدبخت? و عقب ماندگ? زن است و نه مثل “چادر بر سر راستگوها” مجوز? برا? آرا?ش و بگو بخند با نامحرم! آخر خودتان قضاوت کن?د، آ?ا ا?ن چادر است که باز?گران راستش را بگو بر سر نهاده اند ?ا به قول بعض?ها شنل زورو!!
نماد ?ک خانم چادر?، خانم? است متد?ن، د?ندار و با ح?ا نه ثر?ا? نزول خور و نه چادر?ها? آرا?ش کرده راستگو با آن روابط ب?جا? گسترده شان!!
راستش را بگو چه چ?ز را م?خواست نشان دهد؟ م?خواست بگو?د، دختران چادر? هم م?توانند اُمّل نباشند! م?توانند درع?ن چادر? بودن آرا?ش کنند و با پسران روابط صم?م? داشته باشند؟؟!
اُمّل بودن ا?ن است که قدر گوهر? مثل چادر را ندان?… ندان? که چادر عامل سرفراز? توست… ندان? که اگر چادر بر سرگذاشت? با?د محکمتر از قبل با نامحرم برخورد کن?… ندان? که چادر را برا? چه برسر گذاشته ا?…
آر?، چادر تاج بندگ? ما و نماد? از د?ندار? ماست. ا?نها شعار ن?ست… ا?نها حق?قت چادر در ذهن چادر?ها? واقع? است.
درمورد سر?ال “کلاه پهلو?” که در ا?ن چند قسمت اول سوهان روح من و هم دردان من شده ن?ز درددل بس?ار است. شا?د برا? آن با?د، طومار? بنو?س?م! ا?ن همه بدلباس?، آرا?ش، روابط و… را در ?ک سر?ال جمع کرده ا?د که چه چ?ز را نشان مردم ده?د؟! مجوز ا?ن همه بدحجاب? و ب? اخلاق?، نشان دادن کشف حجاب در زمان رضاشاه است؟!!
أ?ن تذهبون؟؟؟
با احترام
?ک دختر چادر?
و أَنْزَلْنا عَلَ?ْکُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى - بقره 57
قرآن کر?م ?ک? از نعمتها? را که برا? بن? اسرائ?ل برم?شمارد نزول دو نوع روز? آسمان? بنام « منّ و سلو? » است و در تفاس?ر آمده است که لحظه ? نزول ا?ن نعمت ها? اله? ساعات ب?ن الطلوع?ن بوده است. از حضرت صادق عل?ه السّلام روا?ت شده که نزول منّ و سلوى در ب?ن الطلوع?ن بوده و هر که در خواب بود از آن محروم م?شد.
فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً - ذار?ات 4
درتفس?ر ا?ن آ?ه گفته شده است: إن الملائکة تقسم أرزاق بن? آدم ما ب?ن طلوع الفجر إلى طلوع الشمس فمن نام ما ب?نهما نام عن رزقه. ملائکه در هنگامه ب?ن طلوع فجر و طلوع خورش?د رزق و روز? بن? آدم را تقس?م م?کنند و کس? که در آن زمان در خواب باشد رزقش را از دست م? دهد.
حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِ?نَ – بقره 238
مفسران م?گو?ند صلوة وسطى ذکر خاص بعد از عام است که بواسطه اهم?ت آن با ا?ن ک?ف?ت ذکر شده است. درمورد ا?نکه مقصود ازصلوت وسط? چه نماز? است؟، بعض? گفته اند نماز صبح است چون وقت آن ب?ن الطلوع?ن و مشهود ملائکه شب و روز است لذا صلات وسط? نام?ده شده است.
وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها - طه 130
« قبل طلوع الشمس » ?عنى ب?ن الطلوع?ن، ?عن? از طلوع فجر تا طلوع خورش?د، و تسب?ح خدا که در ا?ن آ?ه آمده است با ذکر و نماز و قرآن درا?ن ساعات محقق م?شود.
وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ وَ سَبِّح بِحَمْدِ رَبِّکَ بِالعَش?ّ وَ الإِبکار – غافر 55
از گناهت استغفار کن و تسب?ح خدا را بگو در زمان شب و زمان ابکار. در تفس?ر آمده است که مقصود از «الإبکار» ب?ن الطلوع?ن است.
أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّ?ْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُوداً - اسراء 78
"دلوک الشمس" به معنا? زوال آفتاب و ظهر است، "غسق الل?ل" به معنا? ن?مه شب است و "قرآن الفجر" اشاره به نماز صبح است. لذا، ا?ن آ?ه شر?فه از اول ظهر تا نصف شب را شامل مىشود، و نمازهاى واجب ?وم?ه که در ا?ن قسمت از شبانه روز با?د خوانده شود چهار نماز است، ظهر و عصر و مغرب و عشاء؛ و با انضمام نماز صبح که جمله: "و قُرْآنَ الْفَجْرِ" دلالت بر آن دارد نمازهاى پنجگانه ?وم?ه کامل مىشود. (ترجمه الم?زان، ج 13، ص 241)
ب?ن الطلوع?ن از منظر روا?ات:
مَا عَجَّتِ الْأَرْضُ إِلَى رَبِّهَا عَزَّ وَ جَلَّ کَعَجِ?جِهَا مِنْ ثَلَاثٍ مِنْ دَدمٍ حَرَامٍ ?ُسْفَکُ عَلَ?ْهَا أَوِ اغْتِسَالٍ مِنْ زِنًى أَوِ النَّوْمِ عَلَ?ْهَا قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ (من لا?حضره الفق?ه- جلد4 - ص20)
زم?ن به سو? پروردگارش، فر?اد? مانند ا?ن سه فر?اد (از بعد شدت) بر نم? آورد: فر?اد از خون? که به ناحق بر رو? او م? ر?زد، آب غسل? که با عمل زنا واجب شده است، خواب? که پ?ش از طلوع خورش?د باشد.
عَنْ أَمِ?رِ الْمُؤْمِنِ?نَ عل?ه السلام: أَنَّ النَّوْمَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ?ُورِثُ الْفَقْرَ وَ شَتَاتَ الْأَمْرِ (مستدرک الوسائل- جلد 5 - ص 110)
خواب پ?ش از طلوع خورش?د و ن?ز خواب قبل از نماز عشاء، باعث فقر و پر?شان? امور م? شود.
عَنْ عَلِ?ِّ بْنِ الْحُسَ?ْنِ ع فِ? حَدِ?ثٍ قَالَ لَا تَنَامَنَّ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِنِّ? أَکْرَهُهَا لَکَ إِنَّ اللَّهَ ?ُقَسِّمُ فِ? ذَلِکَ الْوَقْتِ أَرْزَاقَ الْعِبَادِ عَلَى أَ?ْدِ?نَا ?ُجْرِ?هَا (وسائلالش?عة - جلد6 - ص 498)
هرگز قبل از طلوع خورش?د نخواب که من آن را برا?ت خوب نم? دانم، ز?را خدواند در آن وقت، روز? بندگانش را به دست ما تقس?م م? کند.
و همچن?ن امام باقر (عل?ه السلام) در بخش? از مناظره خود با اسقف اعظم مس?ح? در خصوص زمان ب?ن الطلوع?ن ا?نگونه فرمود: آن ساعت از ساعات بهشت است، لذا در آن ساعت ب?ماران به هوش م?آ?ند و دردها ساکن م?شوند و کس? که شب را نخواب?ده در ا?ن ساعت به خواب م?رود و خداوند ا?ن ساعت را در دن?ا موجب علاقه کسان? که به آخرت رغبت دارند گردان?ده و از برا? عمل کنندگان آخرت دل?ل? واضح ساخته و برا? منکر?ن آخرت حجت? گردان?ده است.
. . .
اما همه ? ا?نها در نظر عاشق و در نگاه شاعر، م?شوند استعارات و کنا?ات و تشب?هات? که ذهن و قلب او را پرواز م? دهند در آسمان عالم خ?ال. «فجر» برا? ما «رأس الحس?ن» است و «طلوع فجر» برا? ما «طلوع رأس الحس?ن بر سر ن?زه». «آفتاب» برا? ما «پرچم انتقام» است و «طلوع آفتاب» برا? ما «اهتزار پرچم ?الثارات الحس?ن بر بام کعبه». «ب?ن الطلوع?ن» برا? ما «فاصله ? ب?ن ا?ن دو طلوع» است !! و بالاتر?ن «رزق» ما در ب?ن الطلوع?ن «گر?ه ? بر حس?ن» و «?ار? فرزند او در خونخواه? اش» و «اطاعت از نا?ب بر حق امام عصر عجل الله تعال? فرجه الشر?ف» است.
ب?ن الطلوع?ن ?عن? فاصله? زمان? ب?ن دو طلوع مقدس
?عن? فاصله? ب?ن طلـوع سر بر?ده? حضرت خورش?د بر فراز ن?زه و طلوع پرچـم " ?الثــارات الحس?ـن " بـر فــراز خانه? کعبه
و مــا اکنون در ب?ن الطّلوع?ـن به سر م?بـر?م!
به طلوع اول که نرس?ـد?م؛ امــا طلوع دوم در راه است.
نکند خوابمــان ببرد و بعد از طلوع،از خواب ب?دار شو?م! که د?گــر آنگاه نماز قضا شده و واجب? مغفول مانده.
اصلا اگر خواب?دن در "ب?ن الطلوع?ن" بـرا? همه مکروه است، برا? خونخواهـان حس?ن حرام تر از حرام است !!
نکند خواب باش?م، خواب بمان?م و بعد که ب?دار شد?م بب?ن?م به جــا? پرچـم "?الثـارات الحس?ـن" سـر امــاممــان بـر ن?ــــزه رفتـه باشد
متن? از برادر سجاد شاکر?
شاید اگر از خیلی از سینمادوستان بخواهیدکه زوجهای سینمای ایران را نام ببرند، بسیاری از آنها، این مفهوم را در سینمای ما فاقد ارزش دانسته و آن را به دلیل نپرداختن به برخی موضوعات، الکن و بیپایه میشمارند.
حال اگر بخواهیم خیلی موشکافانه به مفهوم زوج در سینما بپردازیم، میتوانیم به این تعریف یک خطی بسنده کنیم که زوج، به دو بازیگر روبروی هم گفته میشود که بتوانند هارمونی خاصی میان خلق نقشهای یکدیگر برقرار کنند و در ضمن ایفای فوقالعاده نقششان، نقش قابل توجهی در فروش بسیار خوب فیلم داشته باشند.
با توجه به همین تعریف تک خطی، بسیاری از بازیگرانی که شاید به ظاهر در فیلمی میدرخشند، خط میخورند و تعداد فوق العاده اندکی باقی میمانند؛ تعداد اندکی که در سینما ماندگارند و به نوعی، بر خط و ربطهای پارتنر مقابل خود، بیشتر از خود او واقفند.
اکران فیلم «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» و معرفی حمید فرخنژاد و مهتاب کرامتی به عنوان زوج جدید سینمای ایران سبب شد تا بخواهیم سیری بر تطور مفهوم زوج در سینمای پس از انقلاب کشورمان داشته باشیم.اما قبل از پرداختن به این 10 زوج سینمایی، توضیح زیر را مطالعه فرمائید.
در سینمای ما بازیگران پرکار بسیاری وجود دارند که طبیعتاً در کارنامه خود، با بازیگران بسیاری همبازی شدهاند بنابراین تعدد همبازی شدن با یک بازیگر، ملاک انتخاب ما نبوده و ماندگاری نقشهایی که این دو بازیگران رو در روی یکدیگر خلق کردهاند، مورد نظر است به عنوان مثال بازیگرانی چون امین حیایی، نیکی کریمی، باران کوثری، بهرام رادان و شهاب حسینی، جزو بازیگران پرکاری هستند که تقریباً با تمام بازیگران جنس مخالف خود، همبازی شدهاند ولی به دلایلی از جمله ضعف بازیگر نقش مقابل آنها، نتوانستهاند یک زوج رؤیایی و در خدمت احساس و منطق را به مخاطب معرفی کنند، بنابراین این بازیگران و بازیگران اینچنینی از لیست 10 موردی ما خط خوردهاند.

1.خسرو شکیبایی و بیتا فرهی
توفانی که فیلم «هامون» به پا کرد، فارغ از تمام ارزشهایی که با خود به همراه داشت، یک ابر ستاره مرد و یک ستاره زن را به سینمای ایران معرفی کرد.این زوج، نخستین زوج سینمای ایران پس از انقلاب بودند که به مردم معرفی شدند.«هامون» در زمانی که دوران سازندگی در ایران شروع شده بود و جو روشنفکری در میان مردم عمومیت یافته بود، ساخته و اکران شد.
داریوش مهرجویی با نگارش زندگی یک زوج روشنفکر، بهترین طریق همذات پنداری را برای مخاطب آن دوران فراهم آورد و بدین ترتیب «هامون»، به یکی از بهترین ساختههای تمام عمر سینمای ایران تبدیل شد.خسرو شکیبایی و بیتا فرهی علاوه بر «هامون»، در دو فیلم دیگر نیز با یکدیگر همبازی شدند.«بانو» که هامونی زنانه بود و «کیمیا» که هر دو این فیلمها توانست هم در گیشه و هم در خاطر مردم جاودانه شود اما داستان توفیقات بیچون و چرای «هامون» هرگز تکرار نشد.بیتا فرهی پس از مرگ خسرو شکیبایی گفت: «بهترین خاطراتی که من در سینما دارم با حضور خسرو شکیبایی بوده است.»

2. پرویز پرستویی و فاطمه معتمدآریا
پرستویی و معتمدآریا هر دو جزو پیشکسوتان بازی در سینما هستند که تجربه 5 فیلم سینمایی و دو سریال را در پرونده کاری خود دارند.نخستین همکاری این زوج کاربلد سینمای ایران در سال 77 و با فیلم «مرد عوضی» رقم خورد. این فیلم اگرچه ارزشهای سینمایی زیادی نداشت اما یک بده بستان خارق العاده از بازی کمدی دو بازیگر مطرح را برای مردم به ارمغان آورد.دومین همکاری، یک سال بعد و با فیلم «شوخی» اتفاق افتاد؛ «شوخی» هم فیلم چندان ماندگاری نبود اما بازیهایش تحسین شده بود.در همان سال این زوج به بازی در «مومیایی 3» پرداختند که به لحاظ مضمون، تابع دو فیلم قبلی اما در شکل بازی، نکات جدیدتری از این زوج در اختیار مخاطب قرار میداد.
«عزیزم من کوک نیستم» در سال 80، با همان ساختار 3 فیلم قبلی و بازیهایی درخور توجه روانه اکران شد.شاید تعدد این فیلمهای کمدی در طول4 سال سبب شد تا این زوج سینمایی برای مدت 6 سال در سینما آفتابی نشوند و پس از آن هم با فیلم «صد سال به این سال ها» حضوری متفاوت در سینما داشته باشند که متأسفانه این فیلم تا به امروز اجازه اکران پیدا نکرده است.از آن سال تا به امروز، این دو بازیگر در دو سریال شاخص شبکه اول سیما به بازی پرداختند که «لبه تیغ» و «آشپزباشی» نام داشت.
درام پرکشش «لبه تیغ» مخاطبان فراوانی را برای خود دست و پا کرد اما کمدی سطحی «آشپزباشی» انتقادات بسیاری را بر این سریال وارد آورد اما آنچه باز در این دو سریال، دوست داشتنی و قابل توجه مینمود، بازی این زوج قابل تحسین سینمای ایران بود.اخیراً اعلام شده که این زوج محبوب برای بازی در فیلم «سوادیکا»ی جمال شورجه انتخاب شدهاند؛ خبری که نه تأیید شده و نه تکذیب که اگر چنین اتفاقی در سال 92 رخ دهد و در سال 93 هم اکران شود، مخاطبان پس از 13 سال، فیلمی با حضور این زوج بر پرده سینماها خواهند دید.

3. محمدرضا گلزار و مهناز افشار
شما چه طرفدار محمدرضا گلزار در سینما باشید یا نباشید، باید به نقش و جایگاه ستاره بودن او در سینمای کشورمان ایمان داشته باشید.گلزار در سالهای نخست فعالیتش توانست با همبازی شدن با ستاره زن آن زمان یعنی مهناز افشار، یک زوج سینمایی تجاری را تشکیل دهد که بشدت مورد توجه تهیهکنندگان و کارگردانان بسیاری قرار داشت به گونهای که آنها در فاصله 6 سال، در 6 فیلم با یکدیگر همبازی شدند و دو فیلم میلیاردی و چهار فیلم با فروشهای بسیار قابل توجه را به سینما تحویل دادند.
«زهر عسل» در سال 81، نخستین رویارویی این دو بازیگر بود که متأسفانه به دلیل داستان نه چندان پرکشش، این فیلم نتوانست چندان بدرخشد و مورد توجه مردم قرار بگیرد.اما در سال 82، ورق برای این بازیگران برگشت و کمپانی «پویا فیلم» از این دو بازیگر برای فیلم «کما» بهره برد و توانست با داستانی جذاب، یک فروش استثنایی را برای خود رقم بزند؛ فروشی که تأثیری کاملاً مستقیم بر جایگاه هر دو بازیگر و انتخابهای بعدیشان داشت.در همان سال و قبل از اکران فیلم «کما»، این زوج شناخته شده در فیلم پربازیگر «13 گربه روی شیروانی» نیز به بازی پرداختند که این فیلم پر از جلوههای ویژه بصری و کامپیوتری نیز عملاً نتوانست در بین مردم جایگاه رفیعی داشته باشد.
چهارمین بازی این دو بازیگر در مقابل یکدیگر به فیلم «آتش بس» در سال 84 برگشت که صفهای طویل کنار هر سینما خبر از یک فیلم میلیاردی میداد، همینطور هم شد و دو ستاره آن روزهای سینمای ایران توانستند جایگاه تجاریای که با فیلم «کما» برای خود دست و پا کرده بودند را تقویت بخشند.در همان سال، این دو بازیگر، در فیلم بسیار ضعیف «تله» به ایفای نقش پرداختند که سابقه خوب آنها سبب شد تا آن فیلم با وجود تمام ضعفهایی که داشت، بیشتر از نیم میلیارد تومان فروش داشته باشد.«تله» حتی تا به امروز هم ضعیفترین فیلم کارنامه سیروس الوند به حساب میآید.
و اما آخرین رودررویی این دو بازیگر، به فیلم «کلاغ پر» برمیگردد که در سال 86 ساخته شد و عملاً شکست بزرگی برای این دو بازیگر به حساب آمد.یک داستان فوق العاده ضعیف و شخصیت پردازیهایی که اصلاً به چشم نیامدند و این شد که این دو بازیگر تا به امروز با یکدیگر هم بازی نشدند.گرچه در شرایط فعلی اوضاع سینما تفاوت بسیاری کرده و محمدرضا گلزار و مهناز افشار دیگر به مانند نیمه ابتدایی دهه هشتاد، آن ستارگان تک و تنهای سینمای ایران به حساب نمیآیند.

4. محمدرضا گلزار و الناز شاکردوست
جایگاه محمدرضا گلزار به عنوان ستاره بازیگری سینمای ایران در حدود یک دهه، تصمیم تهیه کنندگان بسیاری را در زمینه قرار دادن او در مقابل بازیگران مختلف تقویت نمود.به جز مهناز افشار که پارتنر بسیار خوبی برای گلزار به حساب میآمد، ستاره جدیدی وارد سینما شده بود که رویارویی او با گلزار میتوانست ظاهراً به خلق فیلمهای ماندگاری بینجامد.این رویارویی شکل گرفت و حاصل کار،4 فیلمی شد که اگرچه ماندگار نیستند اما فروشهای خوبی را برای گیشه به ارمغان آوردند.
نخستین رویارویی محمدرضا گلزار و الناز شاکردوست به سال 83 بر میگردد که کیومرث پوراحمد تصمیم گرفت با ساخت فیلم «گل یخ»، یک بازسازی از فیلم «سلطانقلبها» انجام دهد.فیلم ساخته شد و فروش نسبتاً خوبی کرد اما این زوج، راه طولانی برای جا افتادن داشتند.
دومین همکاری در سال 86 و با فیلم «مجنون لیلی» رقم خورد که این فیلم هم به دلیل پر بازیگر بودن و داستان اپیزودیک خود، نتوانست کمک شایان توجهی به دیده شدن این زوج بکند تا اینکه یک سال بعدش، برادران بانکی توانستند با به خدمت گرفتن این زوج در فیلم «دو خواهر»، جهشی قابل توجه در شناخت آنها داشته باشند.«دو خواهر» در کل کشور بالغ بر 2 میلیارد فروخت و بدین ترتیب جایگاه گلزار پس از 3 سال دوباره تقویت شد و بازیگر گرانی به نام الناز شاکردوست، اعلام موجودیت کرد.
آخرین همکاری این زوج هم به سال 90 و فیلم «تو و من» باز میگردد که به دلیل تشابه بسیار زیاد فضای این فیلم با فیلم «دو خواهر» و همچنین شرایط اقتصادی خاصی که در سال 91 دامن سینما را فرا گرفت، این فیلم نتوانست به فروشی بیشتر از 700 میلیون در پایتخت برسد.

5. حمید گودرزی و نیوشا ضیغمی
حمید گودرزی و نیوشا ضیغمی در آن سالها، جزو بازیگرانی بودند که کارهای نسبتاً بفروشی انجام داده بودند اما نتوانسته بودند زوج مطابق با بازی خود را پیدا کنند.این اتفاق در سال86 و با فیلم «قرنطینه» رقم خورد.فیلم سالمی که بازی این زوج، به خوبی در آن به چشم آمد.حاصل این همکاری خوب در یک سال آتی دیگر، دو بار تکرار شد و آنها در فیلمهایی چون «تلافی» و «گناه من» هم همبازی یکدیگر بودند اما کناره گرفتن تدریجی حمید گودرزی از سینما و توجه بیشترش به زندگی خانوادگی سبب شد تا این زوج نتوانند در فیلم دیگری بازی کنند.

6. حامد بهداد و لیلا حاتمی
حامد بهداد یکی از بهترین بازیگران مرد حال سینمای ایران است و لیلا حاتمی هم جزو یکی از بهترین بازیگران زن سینمای ما. بنابراین طبیعی است که وقتی پای یک قصه خوب و کارگردانی هوشمند وسط باشد، ما باید شاهد بازیهایی استثنایی در آن فیلم باشیم.
زوج حامد بهداد و لیلا حاتمی، تاکنون 4 فیلم با یکدیگر بازی کردهاند.آنها در ابتدا در فیلم «هر شب تنهایی» رسول صدرعاملی به بازی پرداختند که به دلیل پرداخت فوقالعاده ضعیف داستانی، بازی نه چندان خاص آنها نیز به چشم نیامد و بدین ترتیب همکاری این دو بازیگر خوب با فیلمی بد شروع شد.«سعادت آباد» دومین فیلم آنها بود که حامد بهداد بهترین بازی عمرش را در آن فیلم انجام داد و لیلا حاتمی نقش قابل توجهی در این بازی فوقالعاده او داشت.«نارنجی پوش» مهرجویی که اوج هنرنمایی این زوج کاربلد سینمای ایران بود.
البته این دو در فیلم «پله آخر» نیز بازی کردهاند که دیگر زوج روبهروی یکدیگر نیستند؛ این فیلم تا چند روز دیگر در سینماهای کشور به اکران عمومی میرسد.البته اگر حاتمی یک ماه پیش در ایران بود و پیشنهاد بازی در فیلم «چه خوبه برگشتی» مهرجویی را میپذیرفت، هماکنون باید منتظر بازی جالب توجه دیگری از او در کنار حامد بهداد میبودیم.
لیلا حاتمی در مصاحبهای، در زمینه همبازی شدن با حامد بهداد گفته بود: «من خودم همیشه از طرفداران این بودهام که با حامد بهداد همبازی باشم و همیشه از این موضوع استقبال کردهام چون احساس میکنم کارش برایش جدی است، یعنی هر دوی ما هدف مشترک داریم که آن ارتقای فیلمی است که داریم بازی میکنیم. واقعاً حضور دارد. آدم از کسانی که آنقدر حضور دارند و میروند در بازی، خوشش میآید»

7. محمدرضا فروتن و میترا حجار
زوج محمدرضا فروتن و میترا حجار، محصول سینمای نیمه دوم دهه هفتاد ایران است.
«فریاد»، در سال 77 فیلم کمتر دیده شده کیمیایی، نخستین رویارویی این دو بازیگر جوان و بااستعداد سینمای ایران بود.فیلم، دیده نشد و بالطبع این زوج نیز به چشم نیامد.اما تمام کاستیهای «فریاد»، با فیلم «متولد ماه مهر» در سال 78 جبران شد و با سیمرغی شدن حجار در همان سال و فروتن در سال قبلش، توجه همگی به این زوج جدید سینما جلب شد.دومین همکاری این زوج با کیمیایی، یکی از بهترین فیلمهای تمام طول عمر سینمایی کیمیایی بود؛ کیمیایی «اعتراض» را ساخت و از ایران خارج شد.
دوستداران سینما این فیلم را چندین و چند بار دیدند و نه تنها از آن لذت بردند بلکه به تثبیت جایگاه سینمایی زوج فروتن و حجار ایمان آوردند.«بازنده» در سال 83، دیگر رویارویی این زوج بود که به دلیل ضعفهای داستانی برای زوجی که در فیلمهای کیمیایی و درویش شناخته شده بودند، شکست خورد و در نتیجه، بازی آنها زیاد به چشم نیامد.
آخرین بازی این زوج، رودرروی یکدیگر به فیلم «دلتنگیهای عاشقانه» باز میگردد که در سال 91 تولید شد و نخستین نمایشاش در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر خواهد بود.البته ناگفته نماند که این زوج سینمایی، در فیلم «ملاقات با طوطی» در سال 81 هم بازی کردند که نقشهایشان رودرروی یکدیگر نبود.

8. صابر ابر و ترانه علیدوستی
این دو بازیگر نیز منتسب به جریان روشنفکری بازیگری در سینمای ایران هستند که بازیهای رودررویشان، خاطرات خوشایندی را برای آنها و مخصوصاً مخاطبان سینمای ایران به همراه دارد.نخستین فعالیت این زوج مقابل یکدیگر، به فیلم «درباره الی» اصغر فرهادی باز میگردد که این دو، نقش زوجی را ایفا میکنند که حتی یک پلان تصویری مقابل یکدیگر ندارند!
هر چه این زوج در «درباره الی» مقابل یکدیگر بازی نکردند اما در «انتهای خیابان هشتم» تماماً در کنار یکدیگر بودند و بازیهای روانی از خود به نمایش گذاشتند.«پذیرایی ساده» مانی حقیقی که هنوز به اکران درنیامده نیز رویارویی چند سکانس از این زوج است که در نوع خود جالب توجه است.
آخرین همکاری این زوج، به فیلم «آسمان زرد کم عمق» بهرام توکلی باز میگردد که باید منتظر نخستین نمایش آن در جشنواره سی و یکم فجر باشیم.

9. رضا کیانیان و رؤیا نونهالی
رضا کیانیان پارتنر بازیگران بسیاری بوده است که از میان آنها، رؤیا نونهالی، هم در دفعات بیشتری همراه او بود و هم در فیلمهای مهم این بازیگر، او را یاری نمود.«بوی کافور، عطر یاس» در سال 78، «ماهیها عاشق میشوند» در سال 83، «خاک آشنا» در سال 86 و «صداها» در سال 87، بازیهای این زوج کاربلد سینمای ایران است
البته ناگفته نماند که این زوج سینمایی در فیلمهای خانهای روی آب (80) و یک تکه نان (83) نیز بازی کردهاند که بازیهایشان در این دو فیلم، در مقابل یکدیگر نبوده است. نکته جالب دیگر در مورد این زوج سینمایی آن است که هر دو آنها، بازیگران مورد علاقه «بهمن فرمان آرا» به حساب میآیند که با نگاهی به لیست همکاریهای این دو، در مییابیم که آنها در بیشتر فیلمهای چند سال اخیر این کارگردان حاضر بودهاند.
رضا کیانیان درباره بازی مقابل رؤیا نونهالی گفته است: «نونهالی همیشه، هر جا، با هر گروهی هم بازی شده، همه دلشان خواسته باز هم با او همکاری داشته باشند.»

10. حمید فرخنژاد و مهتاب کرامتی
«زندگی خصوصی آقا و خانم میم»، فارغ از تمام داشتههای سینمایی قابل توجه خود، نخستین رویارویی حمید فرخنژاد، بازیگر صاحب سبک سینمای ایران با مهتاب کرامتی به حساب میآید.دو بازیگری که با توجه به پتانسیلهای خلقالساعه خود در ایفای هر چه بهتر نقشهایشان، میتوانند یک زوج قدرتمند در سینمای کشورمان محسوب شوند که «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» با توجه به نرم بازی بیرونی کرامتی و بازی بشدت درونگرای فرخنژاد، نوید شکوفایی و شناخته شدن این زوج در سینمای کشورمان را میدهد.
نیوشا ضیغمی پیشتر در مصاحبهای اعلام کرده بود:«در تمرین بازی، 20 بار با آقای فرخنژاد، 20 حالت مختلف از او میبینی و وقتی جلوی دوربین میروی، باز حالت بازی او تغییر میکند»فیلم بعدی این زوج جدید سینمایی، «زندگی مشترک آقا و خانم محمودی و بانو» نام دارد که باز ساخته روحالله حجازی است که نخستین نمایش آن، در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر خواهد بود.
منبع: کافه سینما
به نقل از وبلاگ Searches
چکیده
تنوع موضوعات و مسائل اجتماعی موجب شده است محققان روشهای متعدد و با کاهش خطای بیشتری را تجربه کنند به همین سبب روشهای مختلفی بوجود آمده که هر یک در نوعی از تحقیقات کاربرد دارند. در حالت کلی روشها به دو گروه کمی و کیفی قابل تقسیم هستند که هر یک به تناسب موضوع تحقیق کاربرد ویژهای دارند. روشهای کمی قابلیت تعمیم بیشتری دارند ولی نتایج آن منطقاً چندان پذیرفته شده نیست. در عوض روشهای کیفی از لحاظ قابلیت اعتماد بیشتری دارند ولی از لحاظ تعمیم پذیری نمیتوان بر آن اتکا کرد. در این پژوهش از زوایای مختلف این دو نگرش مورد بازنمایی و مقایسه قرار گرفته است. همچنین ابزارها و تکنیکهای مورد استفاده در تحقیقات اجتماعی معرفی و کابرد آنها نیز در هریک از تحقیقات کمی و کیفی مورد بررسی قرار گرفته است. در پایان به ویژگیها، نقاط ضعف و قوت هریک از دو نگرش (کمی و کیفی) پرداخته شده است.
علامه مصباح ?زد?: همه ارزشها وابسته به خدا? متعال است و با?د پرتو? از سو? او بتابد تا کار? ارزش پ?دا کند.
ارزش مطلق از آن خداوند است و او هرچ?ز? که به نوع? انتساب به و? داشته باشد را ارزش تلق? کرده است و هم?ن که عمل? برا? رس?دن به بهشت ?ا دور شدن از عذاب جهنم? که خدا آن را مقدر کرده، انجام شود، ارزش تلق? م? کند، و حت? پا??ن تر از آن که عمل? برا? منافع دن?و? باشد اما زم?نه را برا? ارزش ها? اله? مستعد و آماده کند، ن?ز به نوع? ارزش تلق? م? کند و ناد?ده نم? گ?رد
و? ط? ?ک اقدام بد?ع در اواسط جماد? الاول ???? و در آستانه مهاجرت علما? تهران به قم (مهاجرت کبر?)، به همراه? ??نفر از علما? طراز اول اصفهان از جمله آقا نجف? اصفهان?، حاج آقا نورالله نجف? اصفهان?، آ?ت الله ابوالقاسم دهکرد?،ش?خ مرتض? ر?ز?، م?رزا محمدتق? مدرس، س?دمحمدباقر بروجرد?، م?رزا محمد مهد? جو?بارها?، م?رزا ابوالقاسم زنجان?، آقامحمدجواد قزو?ن? و رکنالملک ش?راز? موارد ز?ر را متعهد شدند:
ا?ن خدام شر?عت مطهره با همراه? جناب رکنالملک، متعهد و ملتزم شرع? شدها?م که مهماامکن بعد ذلک تخلف ننما??م، فعلا ?فقرهاست:
اولاً: قبالجات و احکام شرع?ه از شنبه به بعد رو? کاغذ ا?ران? بدون آهار نوشته شود. اگر بر کاغذها? د?گر نو?سند، مهر ننموده و اعتراف نم?نو?س?م. قباله و حکم? هم که رو? کاغذ د?گر نوشته ب?اورند و تار?خ آن بعد از ا?ن قرارداد باشد، امضا نم?نما??م. حرام ن?ست کاغذ غ?ر ا?ران? و کس? را مانع نم?شو?م؛ ماها به ا?ن روش متعهد?م.
ثان?ا: کفن اموات، اگر غ?ر از کرباس و پارچه اردستان? ?ا پارچهها? د?گر ا?ران? باشد، متعهد شدها?م برآن م?ت، ماها نماز نخوان?م. د?گر? را برا? اقامه صلوه بر آن م?ت بخواهند ماها را معاف دارند.
ثالثا: ملبوس مردانه جد?د، که از ا?ن تار?خ به بعد دوخته و پوش?ده م?شود، قرار داد?م مهما امکن، هر چه بدل? در ا?ران ?افت م?شود، لباس خودمان را از آن منسوخ نما??م و منسوخ غ?را?ران? را نپوش?م و احت?اط نم?کن?م و حرام نم?دان?م لباسها? غ?را?ران? را، اما ماها ملتزم شدها?م حت?المقدور بعد از ا?ن تار?خ ملبوس خود را از منسوج ا?ران? بنما??م. تابع?ن ماها ن?ز کذلک و متخلف توقع احترام از ماها نداشته باشد. آنچه از سابق پوش?ده و دار?م و دوخته، ممنوع ن?ست استعمال آن.
رابعا: مهمان?ها بعد ذلک ولو اع?ان? باشد، چه عامه، چه خاصه، با?د مختصر باشد ?ک پلو و ?ک خورش و ?ک افشره. اگر زا?د بر ا?ن کس? تکلف دهد، ماها را به محضر خود وعده نگ?رد. خودمان ن?ز به هم?ن روش مهمان? م?نما??م. هر چه کمتر و مختصرتر از ا?ن تکلف کردند، موجب مز?د امتنان ماها خواهد بود.
خامسا: وافور? اهل وافور را احترام نم?کن?م و به منزل او نم?رو?م ز?را که آ?ات باهره:«إِنَّ الْمُبَذِّرِ?نَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّ?َاطِ?نِ» «وَلا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا ?ُحِبُّ الْمُسْرِفِ?نَ» «وَلا تُلْقُوا بِأَ?ْدِ?کُمْ إِلَ? التَّهْلُکَه» و حد?ث «لاضرر و لاضرار» ضرر مال? و جان? و عمر? و نسل? و د?ن? و عرض? و شغل? آن محسوس و مسر? است و خانوادهها و ممالک را به باد داده. بعد از ا?ن هر که را فهم?د?م وافور?، بهنظر توه?ن و خفت م?نگر?م.[1]
وفات
در ???? قمر? در اصفهان دارفان? را وداع گفت و در تک?ه ر?ز?ها در تخت فولاد به خاک سپرده شد.
[1]↑ روزنامه حبل المت?ن کلکته، سال ??، ش?،??جماد? الثان? ????
به گزارش تر?بون مستضعف?ن، چهارشنبه هفته گذشته (?? آذر) اقدام مهم و قابل تامل? از سو? نما?ندگان مجلس شورا? اسلام? صورت گرفت که با سکوت و کم توجه? رسانه ها? داخل? مواجه شد. در ا?ن روز، نما?ندگان مجلس نهم با بررس? دوفور?ت? و حت? ?ک فور?ت? طرح الحاق ?ک تبصره به ماده ?? قانون مد?ر?ت خدمات کشور? مخالفت کردندو در نت?جه طرح به صورت عاد? به کم?س?ون ارجاع شد. در صورت تصو?ب ا?ن طرح، حق فوقالعاده مامور?ت سفرها? خارج? برا? مقامات و کارکنان به ?? درصد کاهش م? ?افت.
به گفته ن?ره اخوان ?ک? از طراحان ا?ن طرح ا?ن طرح دوفور?ت? با ?? امضاء تقد?م مجلس شده بود و حت? تعداد د?گر? از نما?ندگان هم خواستار امضا? ا?ن طرح بودند.
ازد?د موافقان ا?ن طرح، ا?ن کار انقلاب? هم باعث صرفهجو?? و کاهش هز?نهها? کشور م?شود و هم کمک به دولت است که هم اکنون برا? تام?ن منابع مال? خود با مشکلات? مواجه است. همچن?ن «ا?ن کار نماد?ن باعث م? شود که حداقل ب?ماران? که برا? تام?ن ارز خارج? با مشکل مواجه هستند احساس کنند که عده بس?ار? از کارمندان و نما?ندگان دولت ن?ز با آنها همراهند و م?خواهند که حق مامور?تشان کاهش پ?دا کند«.
ول? مخالفان ا?ن طرح اعتقاد داشتند که اولاً: براساس بندها? ماده ?? قانون مد?ر?ت خدمات کشور? حق فوقالعاده مامور?ت هر ساله با تصو?ب ه?ات وز?ران مشخص م?شود و جزو اخت?ارات دولت م? باشد و در نت?جه ورود مجلس در ا?ن موضوعات کوچک و آنهم در ماه ها? پا?ان? سال و به صورت دوفور?ت?، موجب وهن مجلس است. ثان?اً: اصلا مطرح شدن ا?ن طرح ضرور? ندارد ز?را «دولت برا? پرداخت اضافهکار کارمندان و حق مامور?ت با مشکلات? مواجه است، پس سوال ا?ن است که چطور دولت م?خواهد بودجه برا? پرداخت ا?ن حق الزحمهها تام?ن کند» و ثالثاً: «با?د شئونات ماموران? که از جمهور? اسلام? به کشورها? د?گر عازم م?شوند رعا?ت شود برا? مثال خلبان? که از ا?ران به کشور د?گر? پرواز م?کند و با سا?ر خلبانان در ?ک هتل اقامت م?کند نم?تواند از حق مامور?ت برخوردار نباشد، نبا?د کار? کرد که شئونات آنها پا??ن آورده شود«.
مقامات روزانه چقدر حق مامور?ت م?گ?رند؟
محسن نر?مان نما?نده سابق مجلس به آرمانگفت: حق مامور?ت سفرها? خارج? نما?ندگان مجلس برا? هر روز، ??? دلار اعلام شده بود (رقم? ثابت در ?? سال گذشته) و در بخش د?گر آن هم آمده بود که ظاهرا مد?ران ادارات (دولت?) ن?ز برا? هر روز مامور?ت خارج? ط? سالها? گذشته ?? دلار در?افت م?کردند. بر ا?ن اساس با احتساب نرخ دلار به ????تومان مقامات حدودا روزانه ??? هزار تومان و مد?ران روزانه ???هزار و ???تومان حق مامور?ت در?افت م?کنند.
حسن کامران در برنامه تلو?ز?ون? پا?ش به همکارانش اعترض کرد و گفت: «وقت? دندان آدم ش?ر?ن م? شود به ا?ن لا?حه ها و طرح ها را? نم? دهد». نگاه? به آمار سفرها? خارج? نما?ندگانشا?د مو?د حرفها? کامران باشد «از مجلس ششم ????، مجلس هفتم ???? و مجلس هشتم ???? ه?ات به خارج از ا?ران اعزام شد…در هم?ن مجلس گذشته اصولگرا?ان، نما?ندگان ???? روز سفر رفتند؛ ?عن? اگر سفرها ?کنواخت تقس?م م?شد هر نما?نده ?? روز? را در خارج م?گذراند.»
خدا را شکر که ا?ن طرح را? ن?اورد
ول? بازخوان? ا?ن بخش از سخنران?دکتر سع?د جل?ل? که به بررس? روند بررس? و تصو?ب طرح مشابه ا? درباره کاهش حق مامور?ت سفرها? خارج? در مجلس چهارم و ش?وه اجرا? آن توسط دولت آقا? هاشم? م? پردازد، خال? از لطف ن?ست:
«?ادم هست که در دوران مجلس چهارم و دولت آقا? هاشم? رفسنجان?، ما کل? انتقاد م?کرد?م و م?گفت?م که ا?ن چه وضع سفرها? خارج? است؟ مردم نان ندارند که بخورند بعد طرف راحت م?رود خارج، تازه روز? ?? دلار هم پول به صورت فوقالعاده به او م?دهند و از ا?ن سنخ حرفها… . آن زمان آقا? در? مسئول کم?س?ون برنامه و بودجه بود، بعد از ا?ن همه صحبت، انصافا مجلس چهارم ?ک شاهکار انجام داد و فوقالعاده? ارز? مامور?ت خارج از کشور را لغو کرد. ما خوشحال شد?م و گفت?م ا?ن همان چ?ز? بود که ما م?خواست?م. چون خ?ل?ها سفرها? خارج? را فقط برا? فوقالعادهاش م?رفتند. مجلس تصو?ب کرد که فوقالعاده? ارز? سفرها? خارج? لغو و به جا? آن مثلا روز? ?هزارتومان به حسابشان وار?ز شود. هنوز سه ماه ?ا ? ماه نگذشته بود که د?د?م ?ک بخشنامه آمد که با توجه به مصوبه مجلس، فوقالعاده? مامور?ت خارج? ???? تومان است، اما بر اساس جدول ذ?ل هز?نهها?? که در مامور?ت برا? افراد پ?ش م?آ?د را بده?د، بعد ل?ست کرده بودند که مثلا وز?ر ??? دلار، معاون وز?ر ?? دلار، و… . ?عن? دوبرابر شد. چون فرد هم روز? ???? تومان را در?افت م?کرد و هم اگر قبلا به اسم هز?نهها? سفر ? دلار م?گرفته، الان ?? دلار م?گرفت. من مات مانده بودم. بخشنامه هم با امضا? معاون اول آقا? هاشم?، ?عن? آقا? دکتر حب?ب? آمده بود. آن سال تقر?با هز?نهها دوبرابر شد. خوب چه کس? در س?ستم ا?ن بخشنامه را تنظ?م م?کند؟ ا?ن همه مشکل در کشور وجود دارد، در عرصهها? مختلف کار خواب?ده و کس? به فکر نم?افتد، اما در ا?ن موضوع به ا?ن سرعت بخشنامها? متناسب تنظ?م و ابلاغ و اجرا»
سوم ت?ر 84 شا?د بهتر?ن روز عمر مشا?? بود، «قله» هم?نجا بود و د?گر نبا?د سرش را بالا م?گرفت، او ز?ن پس با?د پا??ن را نگاه م?کرد. «دولت خدمتگزار» تشک?ل شده بود.
به گزارش نامه به نقل از هفته نامه متن بهروز شجاع? م?گو?د: «هرجا که بوده شاگرد اول بوده»، پرب?راه هم نم?گو?د، اما او د?گر شاگرد اول ن?ست و اسفند?ار، استاد اول دولت است، زاده آبانماه 1339 در روستا? مشا از توابع رامسر. از نوجوان? صدا? خوش? داشت، در مدرسه قرآن تلاوت و گهگاه? هم مداح? م?کرد. ارد?بهشت سال 89، مردم ا?ران قرآن خواندن مشا?? را از شبکه اول س?ما? تلو?ز?ون د?دند و شن?دند؛ جا?? که محمود احمد?نژاد و بشاراسد، شانهبهشانه هم نشسته بودند و رح?ممشا?? قرآن تلاوت م?کرد.
اسنفد?ار رح?ممشا?? اما تنها به مداح? و تلاوت قرآن علاقهمند نبود، آنطور که خود م?گو?د، «قهرمان شطرنج» مدرسه ن?ز بوده و حالا س?استمدار? مرموز با ?قها? بسته و تسب?ح? در دست است که شا?د تصو?ر امروز او، نماد? از علا?ق دوران کودک?اش باشد.

با?د از تار?خ عبرت گرفت؛ آنچه موجب حادثه کربلا شد، سستشدن مبان? فکر? و اعتقاد? مسلمانان آن عصر و زمانه بود.
راه صح?ح، همان راه? است که امام حس?ن(ع) پ?ش رو? ما گذاشت. تقو?ت روح غ?رت و حساس?ت د?ن?، مبارزه با تساهل و تسامح بهعنوان مقدمه فرهنگ ب?د?ن? و ن?ز مبارزه با فردگرا?? و تکرو? و تشک?ل ه?أتها? مذهب? برا? مقابله با دشمنان? که ک?ان، نظام و د?ن ما را هدف گرفتهاند، لازم است.
اما در ا?ن م?ان دلنبستن به دن?ا برا? تقو?ت روح?ه جهاد و نهراس?دن از مرگ و شهادتطلب?، شرط نخست برا? مقابله با دشمنان اسلام و انقلاب است.
آ?تالله مصباح ?زد? گفت: 
اصل ا?ن ا?ده که انسانها با هم همکار? داشته باشند، از ن?روها? هم استفاده کنند و ا?ن همافزا?? باعث تصاعد هندس? ن?روها شود، ?ک اصل اسلام? است و ب?شتر?ن دستورات اسلام مبتن? بر مشارکت، تعاون، فعال?تها? اجتماع? و همگرا?? است.