وبلاگ شخصی محسن دوباشی

پاتوق نوآوری و پیشرفت ایران
۱۱
آذر

سلام به همه دوستان? که از باب انجام وظ?فه، دست به نقد و اعتراض به ف?لم ها?? مثل ((من مادر هستم)) را م?زنند. غ?رت د?ن? ا?ن عز?زان را با?د در ا?ن عصر ب? غ?رت? قدر دانست اما دوستان آ?ا کار? که در ا?ن ا?ام صورت گرفت ?ا در ا?ام مشابه برا? ف?لم گشت ارشاد رخ داد، نت?جه ? مطلوب? داشت؟

حال به ا?ن نکته نم? پردازم که چند درصد از دوستان ف?لم را م?ب?نند و بعد نقد م?کنند و آ?ا همانند اظهار نظرها در خصوص ف?لم گشت ارشاد تنها به گفته د?گران اکتفا م?کنند ?ا خ?ر. اما نت?جه ? ا?نگونه عملکردها تاکنون به نفع جبهه فرهنگ? کشور نبوده و شاهد مثال آن هم د?ده شدن ف?لم گشت ارشاد در شبکه و?دئو خانگ? بود و نت?جه آن ا?ن شد که امروز کمتر کس? را پ?دا م?کن?د که ا?ن ف?لم را (چه نسه اصل? و چه کپ?) ند?ده باشد.

دوستان عز?ز، آ?ا ا?نگونه عملکردها در ا?ن سال ها? بعد از انقلاب توانسته مانع تول?د ا?نگونه ف?لم ها شود. آ?ا ا?نگونه عملکردها که به کرات در برابر ف?لم ها? مختلف صورت م?گ?رد نت?جه معکوس نداده است؟

اعتراضات به کمال تبر?ز? برا? ف?لم مارمولک، ?ا حمله ها به ابراه?م حاتم? ک?ا برا? ف?لم دعوت و ... را به ?اد دار?د؟ نت?جه ? ان به غ?ر از خانه نش?ن کردن امثال حاتم? ک?ا ها و تبر?ز? ها چه بوده است؟ آ?ا جبهه انقلاب اسلام? در حوزه س?نما به جزء ا?ن افراد کس د?گر? را دارد که ما همه را به انحاء مختلف برچسب م?زن?م؟

برادران و خواهران عز?ز راه مقابله با جر?ان ها? فرهنگ? تول?د محصولات فاخر است و کسان? که داع?ه دار مطالبات رهبر? در حوزه سبک زندگ? هستند و به سوالات 21 گانه رهبر? در ا?ن خصوص استناد م?کنند چرا ?قه ? فر?دون ج?ران? را چسب?ده اند، چرا دست بر گر?بان خود نم?برند و تنها آ?نه شکن? را مرام خود قرار داده اند؟

به ف?لم من مادر هستم نقد وارد است و من هم داع?ه ب? ع?ب بودن ا?ن ف?لم را ندارم اما پاسخ به شکست در زم?ن ورزش با?د در همان م?دان داده شود نه ا?نکه اعتراض را به گونه ها? غ?ر حرفه ا? پاسخ داد.اگر نقد شما در حوزه محتوا است، اگر بر ساختار ف?لم معترض ا?د و ?ا هر نقد د?گر? دار?د راه آن عدم اکران ف?لم ن?ست. اگر منطق شما قابل استناد است در محل ها? مناسب مانند دانشگاه ها و عرصه ها? فرهنگ? عرضه کن?د و قضاوت را به عهده مخاطبان قرار ده?د؟ چرا شما م? خواه?د هم نقش شاک?، هم دادستان و هم قاض? را با هم ا?فا کن?د؟

سال ها است که ندا? هل من ناصر رهبر فرزانه انقلاب در عرصه فرهنگ به گوش م?رسد، کدام حرکت قابل را شما انجام داده ا?د که حال از د?گران انتظار دار?د. من به عنوان بردار کوچک شما عرض م?کنم که با?د جواب?ه به محصولات فرهنگ? را در غالب فرهنگ داد و اگر ا?نگونه نشد جا برا? اعتراض باق? نخواهد ماند و آنگاه تنها اسلحه ? ما عربده کش? خواهد شد و بدان?د که ا?ن رفتار در مقابل ف?لم من مادر هست باعث ان شده که کسان? که اصلا م?ل به د?دن ا?ن ف?لم نداشتند علاقمند هستند که بب?نند که حرف حساب ف?لم چ?ست و ا?ن ?عن? ا?نکه غ?رت د?ن? شما، باعث تبل?غ ا?ن ف?لم گرد?د.

والسلام

  • محمد محسن دوباشی
۱۱
آذر

کافه‌س?نما نوشت: در حال? که شب افتتاح?ه ف?لم "من مادر هستم" با استقبال مردم و به آرام? در حال سپر? شدن بود و مردم برا? تماشا? ف?لم وارد سالن شده بودند، فر?دون ج?ران? ( کارگردان ف?لم) با تعداد? از معترضان به ف?لمش روبرو شد و با آنها درباره ف?لم بحث کرد؛ معترضان? که اعلام کردند از گروه انصار حزب‌الله ن?ستند و چند دانشجو? معترض به ف?لم ج?ران? هستند.

  • محمد محسن دوباشی
۱۱
آذر

فیلم جدید فریدون جیرانی که دو سال پیش جلوی دوربین رفته و از چند روز پیش اکران عمومی‌اش شروع شده، در چند روز اخیر بحث‌های زیادی را به راه انداخته است تا جایی که برخی گروه‌ها از تجمع روبروی وزارت ارشاد در اعتراض به اکران این فیلم خبر داده‌اند.

«من مادر هستم»؛ به تهیه کنندگی سیدغلامرضا موسوی وکارگردانی فریدون جیرانی داستان دختری به نام «آوا» است که به دلیل تجاوز دوست پدرش(سعید) وی را به قتل می‌رساند و همسر سعید که بعد از 2 سال از پاریس به ایران بازگشته به دلیل کینه‌ای که از مادر و پدر آواا دارد، قاتل مورد ظلم قرار گرفته را به بالای دار می برد و ... تمام!

باران کوثری (آوا)، حبیب رضایی (سعید)، هنگامه قاضیانی (ناهید- مادر آوا)، فرهاد اصلانی (نادر- پدر آوا)، امیرحسین آرمان (پدرام-  دوست پسر آوا)، پانته‌آ بهرام (سیمین- همسر سعید) بازیگران اصلی «من مادر هستم» هستند که رابطه‌های پیچیده‌(!) و معمول فیلم‌ فارسی‌های دهه اخیر را دارند یعنی: نادر در جوانی با سیمین دوست بودند تا جایی که وی حامله می‌شود؛ با فشار نادر سیمین مجبور به سقط جنینش میشود چون در آن روزها به فکر ازدواج با ناهید افتاده بود و حالا دوست دختر جوانی‌های نادر همسر دوست صمیمی‌اش یعنی سعید شده... !

 

این از نسل قدیم؛ آوا که حالا 19 سال دارد با دوست پسرش یعنی پدرام موسیقی کار می‌کنند و درجریان طلاق نادر و ناهید به خاطر آزادی‌هایی که پدرش به وی می‌دهد طرف او است، ولی درخلال بازگشت سیمین به تهران آن هم بعد از 2 سال(!) سعید خیانت بزرگی به دوست قدیمی‌اش می‌کند و به آوا تجاوز می‌کند؛ آوا هم انتقام سختی می‌گیرد و سعید را به قتل می‌رساند.

سیمین هم که تا روز قبل از قتل از سعید خوشش نمی‌آمد و حتی به نادر روی خوش نشان می‌داد به یکباره به فکر همسرش می افتد و بر قصاص آوا پافشاری می‌کند تا جایی که فیلم درحالی که آوا و خانواده‌اش را مظلوم نشان می‌دهد با صحنه "اعدام آوا" به اتمام می‌رسد.

«من مادر هستم» فیلم قوی و جذابی نیست، نه آنکه ضعیف بودن کارگردانی و فیلمنامه از میزان جرم اقای جیرانی و دوستانش بکاهد ولی واقعیت سینمای شبهه روشنفکری ایران چیزی بیشتر از ساخته آقای جیرانی نیست.

بیماری سینمای شبهه روشنفکری ایران فراتر از فیلم 90 دقیقه‌ای «من مادر هستم» است؛ این عبارت یعنی آنکه هرچند جیرانی در فیلم اخیرش همه مردها را مشروب خور و زن‌ها را خائن به زندگی‌شان معرفی کرده ولی همه این رابطه‌های چند بعدی(!) و عاشقانه زن و مردهای سینمای ایران به یک سیاهی می‌رسد و اتفاقا این سیاهی ریشه‌ در یک جبر اجتماعی دارد و جالب تر اینکه این جبر تاریخی ریشه در دین دارد؛ این بار آقایی جیرانی که سابق بر این مهمترین تریبون سینما یعنی برنامه هفت تلویزیون را در اختیار داشت با ظرافت خاصی اعدام را یک جبر تلخ ناعادلانهه می‌داند و تاجایی که جا دارد به مظلومیت فرد اعدام شده پیازداغ اضافه می‌کند!

چگونه؟ سیمین که حالا خون‌خواه شوهرش شده از آغاز تا پایان فیلم به عنوان یک بیمار روانی نشان داده می‌شود که داستان فیلم را برای یک دکتر روانشناس تعریف می‌کند یعنی حتی قصاص که یک واجب دینی است در این فیلم توسط یک بیمار روانی که عقده‌ی شخصی هم دارد اجرا می‌شود، جدا باید از تمام رابطه‌های مبهم و بی‌ضابطه میان زن‌ و مردهای فیلم گذشت.

اخیرا رسانه‌ها نقل قولی از فریدون جیرانی نقل کرده‌اند که وی جواب برخی منتقدین گفته است: این فیلم می‌گوید یک خانواده اگر مشروب  کمتر بخورد، این قدر روابط بی‌بند و بار نداشته باشد این اتفاق برایش نمی‌افتد.

این حرف آقای جیرانی یعنی آنکه ما باید باور کنیم که فیلم «من مادر هستم» به جد رابطه‌های نامشروع و مشروب‌خواری را نقد کرده است؟ به نظر می‌رسد به هیچ وجه فیلم مخاطب را به این نمی‌رساند که بی‌ضابطه و مثلا حرام خواری انسان را بدبخت می‌کند! شاید فشارهایی روانی موجود در جامعه کارگردان را به این نتجیه رسانده است که چنین دفاعی از فیلم بکند ولی واقعیت این فیلم چیزی جز بد کردن قصاص به خاطر مظلوم شدن دختری معصوم(!) که مورد تجاوز مرد مورد اطمینان قرار گرفته، چیز دیگر نیست.

شاید باید به «من مادر هستم» ریشه‌ای تر نگاه کرد؛ با پایین آمدن این فیلم از پرده مشکل ذهن فیلم سازان شبهه روشنفکر ایرانی حل نمی‌شود همانگونه که در این سینما امثال «گشت ارشاد» و «زندگی خصوصی» ساخته می‌شود این فیلم هم می‌آید ولی مشکل چیست؟

جیرانی و امثال وی تمام سینمایی‌های هم فکرش این است که جامعه ایران را طیفی میان شراب‌خورهای خیلی بی‌بند و بار تا شراب‌خورهای کم بند وبار می‌دانند!

مشکل این است که فکر می‌کنند چون نمی‌توانند صحنه داخل اتاق خواب سعید و آوا را نشان دهند میزان فروش سینماها کم است همان گونه که آن خانم بازیگر چندسال اخیر مشکل سینمای ایران را حذف 3 عنصر زن، سکس و خشونت عنوان کرده بود.

متاسفانه ذهن بیمار سینمای شبهه روشنفکر ایرانی تاآنجا مشکل دارد که صحنه آماده شدن آوا برای اعدام روحانی قوه قضاییه با همان دیالوگی که فیلم‌های غربی در سر صحنه اعدام نشان ‌می‌دهند دختر معصوم(!) را دعوت به توبه می‌کند ولی مخاطب احساس نفرتی عجیب نسبت به این صحنه‌ارای دادگاه برای اعدام پیدا می‌کند.

تحلیل‌های خنده‌دار مدافعان این سینمای بیمار برای دلیل بافی مشروع کردن نتیجه‌گیری فیلم «من مادر هستم» تا آنجا پیش رفته‌ است که باید تمام مخاطبان را پشت درب سینما نگه داشت و یک نفر ازسوی فیلم ساز بیاید و توضیح دهد که ما قصد ترویج رابطه‌های پنهانی نداشتیم! ما قصد تخریب قصاص نداشتیم! ما قصد نداشتیم بگوییم هروقت دلت خواست می‌توانی بروی و به خانواده‌ات خیانت کنی!

برخی خبرها از طراحی عوامل مالی «من مادر هستم» برای فروش بیشتر فیلم حاکی از آن است که «من مظلوم هستم» راهی است که این دوستان در نظر دارند.

شاید فروش کم فیلم‌های شبهه روشنفکری سینما فیلم‌سازان را به این نتیجه رسانده تا به جای تهیه فیلم‌های خوب راه میان‌بری به نام شلوغ کاری‌های مظلوم نمایانه حول و حوش فیلم به راه بیاندازند!

نکته آخر: این فیلم ضد سبک زندگی غربی نیست چه آنکه بیشتر به نفع این سبک زندگی است و فقط و فقط به تخریب یک واجب شرعی به نام قصاص در لوای مظلوم نمایی برای دختری که در حال مستی با دوست پدرش زنا کرده است می‌پردازد!

اما پاسخ فریدون جیرانی به خبرگزاری فارس را در ادامه میخوانیم:

فیلم «من مادرهستم» نه درباره خیانت است ، نه درباره زنا و نه نمایش فحشاست . فیلم «من مادرهستم» یک فیلم اخلاقی است که یک نوع سبک زندگی را به چالش می کشد. بنابراین از عده ای که ندیده تحت تاثیر تحریکات پشت پرده، جوسازی ناجوانمردانه ای را علیه فیلم شروع کردند و قضاوتشان را قضاوتی اسلامی تلقی کردند دعوت می کنیم که از فردا به تماشای فیلم بنشینند و بعد از دیدن فیلم نظر بدهند...

لینک کامل پاسخ فریدون جیرانی

  • محمد محسن دوباشی
۱۶
آبان

سید محمد مهدی میرباقری

در سال‏های گذشته و در حوادث اخیر، علوم انسانی غربی به مانند «تنگه‏ی اُحد»ِ فرهنگی و جنگ‏افزارِ صحنه‏ی نبرد نرم عمل کرد و باعث نفوذ فکری و سیاسی دشمن به درون جبهه‏ی انقلاب اسلامی و بحران‏سازی گردید. لذا توجه به ماهیت بحرا‏ن‏زای علوم انسانی غربی در جامعه‏ی اسلامی موجب می‏شود این فرآورده‏های غربی در میان‏مدت و درازمدت، به عنوان تهدیدهای امنیتی برای نظام جمهوری اسلامی تلقی شود.

  • محمد محسن دوباشی
۱۶
آبان

حجت الاسلام دکتر حمید پارسانیا رییس سابق دانشگاه باقرالعلوم و مدیر گروه علوم اجتماعی این دانشگاه، همواره به عنوان یکی از پیشروان تحول در علوم انسانی در دانشگاه و حوزه مطرح بوده. سخنان اخیر رهبر انقلاب، بهانه ای شد برای انتشار این گفتگو با استاد

 خاستگاه‌های فلسفی، تاریخی و فرهنگی چگونه بر علم تاثیر می گذارند؟ نسبت این دو با هم چگونه است؟

هر نظریه علمی، مبانی و اصول موضوعه‌ای دارد که به لحاظ منطقی با آنها مرتبط است و از آنها تغذیه می‌کند. هر تئوری در حوزه علوم انسانی است، مبادی آنتولوژیک، هستی شناختی، اپیستمولوژیک و معرفت شناختی و انسان شناختی دارد. ربط بین مبادی و هر نظریه ی علمی، ربطی منطقی است که به صورت گزاره‌های شرطی مطرح می شود. اگر شما به لحاظ آنتولوژیک، مثلاًماتریالیست باشید، دیگرنمی توانید در انسان شناسی راجع به ابعاد معنوی وجود و روح انسان سخن بگویید.

لذا اگر مبنا و نظریه شما غلط باشد، باز هم به صورت گزاره شرطی، آن مبانی آن لوازم را به دنبال می‌آورد، بنابراین هر فلسفه‌ای و هر نوع معرفت شناسی، در حاشیه خودش، تحولی را در قلمرو علوم و نظریه پردازی به وجود می‌آورد.

  • محمد محسن دوباشی
۱۶
آبان

عبدالعلی رضایی

برای تشریح عروج انسان یا بهتر بگوئیم عروج انسانیت لازم است هنر و علم را به هم درآمیزیم و با یکدیگر پیوند دهیم. زیرا ارتقای بشریت داستانی مستمر است. می توان آنرا داستان آفرینش دانست.[۱]

قرائن بسیاری و جود دارد که علوم انسانی به عنوان بعنوان ستون فقرات تمدن ها بوده و موجب پیدایش علوم مختلف گردیده است.

نقش حوزه مفاهیم اعم از مفاهیم نقلی، عقلی و تجربی در ایجاد تمدن و توسعه بر کسی پوشیده نیست.

آنچه که امروز نیاز ما را به علوم انسانی دو چندان می کند نیاز به مفاهیم اجتماعی و نه فردی از انسان در حوزه نظامات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است. این نیاز جدید جامعه اسلامی در علوم انسانی برخواسته از تفکر سکولار غرب قابل تامین نیست و هرآنچه که به عنوان میراث گذشته در اختیار داریم کفایت لازم برای مهندسی تمدن اسلامی را ندارد. لذا محتاج یک نهضت علمی و به عبارت روشنتر رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای(مد ظله العلی) نهضت نرم افزاری برای دستیابی به افق های جدید و تولید علوم از جمله علوم انسانی را داریم.

 

  • محمد محسن دوباشی
۱۶
آبان

پاسخ? که شه?د بهشت? 33 سال پ?ش به غرب داد/ به روش خود آمر?کا به او پاسخ داد?م

 

به نقل از مشرق: مجله اشترن چاپ آلمان فدرال در شماره 29 نوامبر 1979 خو?ش ضمن چاپ گزارش مصور? از حوادث تهران و تظاهرات خشمگ?نانه مسلمانان پاکستان عل?ه آمر?کا و رو?دادها? مربوط به اشغال سفارت آمر?کا در پاکستان؛ مصاحبه‌ا? را که خبرنگاران ا?ن مجله (آقا?ان ب?رن دورلر و کلاوس ل?نکه) با شه?دآ?ت‌الله دکتر بهشت? در تهران انجام داد و منتشر نمودند.
در آن زمان شه?د بهشت? دب?ر کل حزب جمهور? اسلام? و مرد شماره دو نظام نوپا? جمهور? اسلام? به شمار م? رفت.

*اشترن: انقلاب اسلام? از زمان گروگانگ?ر? در ا?ران آخر?ن بقا?ا? خوشب?ن?‌ها را در جهان از دست داد. افکار جهان عل?ه شماست. آ?ا شما ا?ن امر را محاسبه کرده‌ا?د؟ آ?ا شما انتقام از شاه را به هر ق?مت? که تمام شود م?‌خواه?د بگ?ر?د؟
*بهشت?: در انقلاب ما گروگانگ?ر? ?ا اقدامات? نظ?ر آن پ?ش‌ب?ن? نشده بود. اما ا?الات متحده آمر?کا در قبال احساسات مردم ما تا بدان حد ب?‌اعتنا?? کرد که در جوانان ما م?ل کش?دن انتقام را زنده کرد. به دولت آمر?کا از ا?ن امر قبلا اعلام خطر شده بود.

  • محمد محسن دوباشی
۱۶
آبان

1-چرا مرتد را م?‌کشند؟

ـ چرا مُرتد را م?‌کشند؟ حق فرد مهم‌تر است ?ا حق جامعه، پ?از و س?ر شا?د برا? فرد مف?د باشد، اما موقع? که کس? م?‌خواهد به مسجد برود نبا?د پ?از و س?ر بخورد.

حق خانه متعلق به انسان است، اما موقع? که در مس?ر راه‌ساز? باشد، با?د خراب شود. مرتد را هم زمان? اعدام م?‌کنند که تضع?ف امت و مکتب م?‌کند و گرنه م?‌توان مرتد بود و به کس? نگفت.

2- چرا خداوند خودش امام زمان(عج) را حفظ نکرده است؟

ـ قرار ن?ست خداوند کارها?ش را با غ?ب انجام دهد، خدا در مورد قرآن هم م?‌گو?د آن را حفظ م?‌کند، اما چگونه حفظ کرده است؟ با فرمول و حساب و کتاب.

مثلاً آ?ه مربوط به امام عل?(ع) را ب?ن دو آ?ه منع خوردن گوشت الاغ و خوک گذاشته است. در مشهد قد?م صحن‌ها? اطراف حرم بازار بود، کفاش‌ها ?ک لنگه کفش را ب?رون م?‌گذاشتند و م?‌گفتند هر کس خوشش آمد و مناسبش بود سراغ لنگه د?گر کفش م?‌آ?د، اگر هم دزد بود که ?ک لنگه کفش به دردش نم?‌خورد، خدا آ?ه تطه?ر را در م?ان آ?ات زن‌ها? پ?غمبر گذاشته است. ?وسف م?‌دانست آن ل?وان در کدام خورج?ن است، م?‌توانست مستق?م آدرس بدهد و به سراغش برود، اما گفت: همه خورج?ن‌ها? برادرانش را بگردند. رد گم کردن ?ک روش است و ?ک? از راه‌ها? حفظ امام زمان(عج) هم?ن غ?بت است.

3- اهم?ت علم در قرآن چگونه است؟

ـ علم به قدر? ارزش دارد که اگر سگ نجس آموزش داده شود، شکار? که م?‌آورد حلال است.

پ?امبران با ارزش‌تر?ن موجودات جهان هستند. علم آن قدر ارزش دارد که ?ک پ?امبر م?‌م?رد و زنده م?‌شود تا معاد را ?اد بگ?رد.

سه گونه علم دار?م: علم مف?د، مثل کار? که حضرت موس? (ع) در ب?ابان‌ها دنبال ?ک بنده صالح م?‌گشت تا آن را کشف کند. علم مف?د م?‌ارزد به ا?نکه پ?امبر(ص) در ب?ابان‌ها راه را گم کند.

ا?نکه حرف را بدان?م بهتر است، غلط است. دانستن به اسم اطلاع‌رسان? غلط است. ا?ن شعار از کجا آمده؟ آ?ا مبنا? عقل? و ?ا وح? دارد؟ ا?نکه بگو??م تا سه روز د?گر، د?گر گندم? در کشور وجود ندارد، اطلاع رسان? مف?د است، پس «علم مضر هم» دار?م. نوع سوم علم، علم? است که نه مف?د است و نه مضر، مثل دانستن تعداد اصحاب کهف.

4- چرا زندگ? بعض? از مؤمن?ن پردردسر است؟

ـ ?ک? از وزرا در سخنران? گفته بود که ا?ن قرائت? سخنران خوب? است، اما ساده است، م?‌گو?د زکات نداده‌ا?د، برا? هم?ن باران نم?‌آ?د. پس کشورها?? مثل کانادا که ا?ن همه باران دارند و محصولات کشاورز? دارند، ا?نها چه کار م?‌کنند؟ ا?ن حرف را زده بود و همه خند?ده بودند. به او گفتم با آخوند جماعت طرف نشو!

?ک بار گفتم ف?لم مارمولک اشکال? ندارد، در سمنان ?ک عده آخوند سرم ر?ختند و گفتند چرا ا?ن را گفت?؟! جواب دادم: ببن?د مارمولک ?ک ح?وان کوچک است و به ما کار? ندارد، نهنگ با آن بزرگ?ش حضرت ?ونس را خورد، اما بعدش او را پس داد.

قرآن سه تا آ?ه دارد در مورد زکات که ?ک? در مورد خوبان است، که تا زکات م?‌دهند باران م?‌بارد. خدا بعض?‌ها را کار? ندارد، 30 سال حسن? مبارک رئ?س جمهور بود و خداوند م?‌گو?د صبر کن?د او را در قفس هم م?‌ب?ن?د، در قرآن م?‌گو?د به بعض? از افراد مهلت داده‌ا?م تا زمان هلاکتشان.

?ک عده را هم خدا تا لحظه آخر کار ندارد، حساب ا?ن افراد خ?ل? سخت‌تر است، گروه اول مثل ش?شه ع?نک‌اند و اگر کث?ف شوند با دستمال کاغذ? سر?ع پاک م?‌شوند. گروه دوم مثل ?ک لباس‌اند که اگر کث?ف شوند، چند روز بعد م?‌شو??م. گروه سوم هم مثل فرش‌اند که اگر کث?ف شوند، برا? آخر سال م?‌گذار?م و با مشت و د?ن سرکار دارند.، علت ا?نکه بعض? از مومن?ن مشکل دارند ا?ن است که خداوند آنها را دوست دارد.

5- چرا اول با?د مسلمان بود و بعد ازدواج کرد؟

ـ عمده هدف ازدواج لذت جنس? که ن?ست که بگو??م حال اجازه بده?د با هم باش?م، هدف ترب?ت نسل است. خداوند م?‌گو?د در کفار راه? برا? مسلط شدن بر مسلمانان ن?ست، اما با ا?ن ?ک لحظه لذت جنس? شما، ?ک نسل را در معرض کفر قرار م?‌ده?د، اسلام اجازه نم?‌دهد ?ک نسل به خاطر ?ک لحظه شهوت خراب شود.

6- اهم?ت رعا?ت قانون در چ?ست؟

ـ با دکتر بهشت? بود?م که ا?شان پشت چراغ قرمز ا?ستاد. پرس?دم چرا شما رد نم?‌شو?د. چون آن زمان قبل از انقلاب بود و ا?شان نظام را قبول نداشت. شه?د بهشت? گفت: نظام را قبول ندارم اما نظم را قبول دارم.

زمان? که امام در پار?س بودند، گوسفند? کشتند و کباب? درست کردند. وقت? امام فهم?د که ا?ن کار را کردند، گفت: طبق قانون فرانسه چن?ن حق? (ذبح شخص?) ندار?د، پس من ا?ن گوشت را نم?‌خورم! قانون، قانون کل? است و با?د همه را اجرا کنند.

7- چگونه به بچه‌ها از خدا بگو??م؟

ـ سؤال بچه‌ها معمولاً ا?ن است که خدا کجاست؟ با چند سؤال و جواب م?‌شود به بچه گفت که خدا کجاست! اگر بچه معن? راست و دروغ را م?‌فهمد، م?‌توان?م از او بپرس?م دروغ کجاست، راست کجاست و بعد بگو??م راست و دروغ مکان نم?‌خواهد، پس خدا هم ا?ن چن?ن است.

?ا ا?نکه بگو??م اگر عکس خروس، نقاش م?‌خواهد، پس خود خروس هم خالق م?‌خواهد. ?ا ا?نکه بپرس?م دوست داشتن ب?ن من و تو کجاست، دوست? ب?ن من و تو در رفتارمان نشان داده م?‌شود. خداوند را هم از اثرات حضورش م?‌توان فهم?د.

8- نکته‌ا? در مورد حجاب بگو??د.

ـ شما نم?‌توان?د ?ک زن را با حرف د?ن و مرام? در جهان پ?دا کن?د که بگو??د من م?‌خواهم همسرم 95 درصد به من علاقه داشته باشد و 5 درصد هم به زن‌ها? د?گر علاقه داشته باشد. ا?ن را ه?چ کدام از زن‌ها? دن?ا قبول نم?‌کنند، چرا که م? خواهند صددرصد علاقه همسرشان متعلق به خودشان باشند. اگر ا?ن گونه است، پس چرا بعض? از زن‌ها آرا?ش م?‌کنند و ب?رون م?‌آ?ند؟

چرا چ?ز? را که خودشان برا? خود نم?‌پسندند و نم?‌خواهند برا? د?گران انجام م?‌دهند؟ اگر اسلام حت? بگو?د، حجاب آزاد است باز هم زن‌ها ا?ن کار را نم?‌کنند، البته مردها هم نبا?د نگاه کنند.

برا? جدا کردن دختر و پسر در دانشگاه مسئولان نم?‌خواهند ا?ن کار را انجام بدهند، چرا که بچه‌ها که در کودک? شهوت ندارند، جدا هستند. در دب?رستان هم که هنوز ا?ن شهوت ز?اد نشده، دختر و پسر جدا هستند، اما در اوج شهوت در دانشگاه ?ک? م?‌شوند.

حالا ?ک اتاق هم دارند به اسم اسلام? کردن دانشگاه‌ها، با ا?ن اتاق و موز خوردن که دانشگاه اسلام? نم?‌شود، صبح‌ها دخترها به دانشگاه ب?ا?ند و بعدازظهر پسرها، ا?ن شدن? ن?ست، مردم وارد جمهور? اسلام? شده‌اند، اما هنوز د?ن وارد آنها نشده است.

9- ما مجبور?م ?ا آزاد؟

ـ چهار دل?ل برا? آزاد? انسان در ?ک دق?قه م?‌توان ب?ان کرد که دلا?ل فطر? هستند، بدون استفاده از قرآن و روا?ت:

1ـ شک: شک دل?ل آزاد? انسان است و همه انسان‌ها شک م?‌کنند.

2ـ پش?مان شدن: پ?شمان شدن ?عن? م?‌توانستند کار را انجام ندهم.

3ـ انتقاد کردن: ?عن? از چ?ز? ناراض?‌ام.

4ـ نص?حت کردن: ما بچه‌ها?مان را به مدرسه م?‌فرست?م و نص?حت م?‌کن?م.

با ا?ن چهار دل?ل انسان آزاد است، اما جا?گاه خدا کجاست؟ خدا بالا? سر ماست، مثل کس? که م?‌رود تعل?م رانندگ?. کلاچ و گاز دست شماست، اما ترمز دست استاد است.

10- امربه معروف و نه? از منکر چرا لازم است؟

ـ چند نمونه تفس?ر بگو??م. «قال لاب?ه و قومه? ما هذه التماث?ل»، ابراه?م به عمو?ش گفت: که ا?ن تماث?ل چ?ست؟ در اصلاح و ارشاد، سن شرط ن?ست. در اصلاح و ارشاد از خود?‌ها با?د شروع کرد، در اصلاح و ارشاد اولو?ت را با?د در نظر گرفت.

مثلاً دختر? ب?‌حجاب است و نماز نم?‌خواند. اول با?د به نمازش پرداخت و بعد حجاب، هر چند هر دو آنها معروف هستند، در اصلاح و ارشاد با?د به طور غ?رمستق?م بگو??م.

 

  • محمد محسن دوباشی
۱۶
آبان

به نقل از فارس

سیزدهم ذی‌الحجه مصادف است با سالروز وفات علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی، معروف به صاحب الذریعه که نام اصلی وی محمد محسن بود و بعدها «منزوی» لقب گرفت، از دانشمندان کتاب‌شناس قرن چهاردهم هجری است و با تألیف دایرةالمعارف بزرگ الذریعه و کتاب طبقات «اعلام الشیعه» گام بزرگی در شناسایی آثار و نسخ خطی اسلامی در حوزه‌های مختلف علوم برداشت.


  • محمد محسن دوباشی
۱۶
آبان

اکثر?ت استادان دانشگاه? و شخص?ت ها? آکادم?ک دانشگاه ها? آمر?کا از نظر مش? س?اس? و اجتماع? افراد? ل?برال بوده و پ?رو افکار و اند?شه ها? ل?برال?ست? هستند. جا?گاه شخص?ت ها? آکادم?ک از نظر تاث?ر گذار? اجتماع? در آمر?کا بس?ار مهم است.  جامعه اسات?د دانشگاه? آمر?کا نزد?ک به ?ک م?ل?ون و چهارصد هزار نفر را شامل م? شود که نقش اجتماع? و س?اس? بس?ار قابل توجه? داشته و سرمنشاء تول?د دانش و تکنولوژ?، تدر?س و ترب?ت م?ل?ون ها دانشجو و پژوهشگر محسوب م? شوند. افزون بر آن ا?ن طبقه در مشورت ده? به ارکان دولت، صنا?ع، سازمان ها? غ?ر دولت? و شکل ده? اجتماع? به فضا? مدن? کشور فوق العاده کارسازند. هرچند در اکثر مواقع س?است به طور مستق?م با آنچه که اعضا? ه?ئت ها? علم? دانشگاه ها? آمر?کا?? انجام م? دهند؛ مرتبط ن?ست، اما مراکز تحص?لات عال? به عنوان مهد تول?د و اشاعه علم م? توانند از د?دگاه ها? س?اس? ا?شان شد?دا متاثر شده و ا?ن تاث?ر را به عموم جامعه انتقال دهند. 

ل?برال: کل?دواژه روشنفکر? دانشگاه? دن?ا? معاصر

  • محمد محسن دوباشی
۰۹
آبان

عل? عطا?? دانش آموخته حوزه علم?ه و کارشناس ارشد معارف در مقاله "ارتباطات فرهنگ? و فرهنگ ‏ساز?" به مهندس? فرهنگ? و نهاد ها? فرهنگ ساز پرداخته است.

چک?ده

نوشته حاضر در پ? ارائه ?ک? از ش?وه‏ ها? پ?شنهاد? برا? ارتباطات فرهنگ? است که از دو بخش استراتژ? و تاکت?ک‏ ها? انتقال فرهنگ تشک?ل شده است. در بخش استراتژ?، اجمال? از فرهنگ ناب تش?ّع بررس? گرد?ده است که برا? طرح، انتقال و اح?ا? آن در نسل‏ ها? جد?د و جوان است. بر ا?ن اساس، بهتر?ن ش?وه فرهنگ‏ ساز? ا?جاد ارتباطات انسان? است که با تشک?ل و تقو?ت گروه‏ ها? هم‏سان، در هر جا، م?‏توان شرا?ط? را فراهم ساخت تا تعداد? از نوجوانان ?ا جوانان گرد هم جمع شوند و با نظارت مستق?م ?ا غ?رمستق?م مربّ?ان آموزش ‏د?ده، هدا?ت و حما?ت شوند تا پس از مدت کوتاه?، در ?ک فضا? گرم و صم?م? و با کمک مربّ?ان مجرّب و متخصص، فرهنگ ‏پذ?ر? و فرهنگ‏ ساز? لازم در آنان صورت گ?رد.

  • محمد محسن دوباشی
۰۸
آبان

?ادداشت 7 آبان 1391 - روزنامه ک?هان

1- برداشت اول?ه آن بود که ا?ن ?ادداشت نوشتن? ن?ست و عبور از آن با?سته تر به نظر م? رس?د، اما رخدادها? ا?ن روزها نکته بااهم?ت د?گر? را به موضوع ?ادداشت پ?ش رو? اضافه کرد، نکته ا? که تاب مستور? نداشت و نم? توانست ناگفته باق? بماند و آن، «رنج مشترک» و آم?خته به «خشم» دشمنان ب?رون? و دنباله ها? داخل? آنها نظ?ر مدع?ان اصلاحات، اصحاب فتنه 88 و حلقه انحراف? از بص?رت و هوش?ار? مردم است که نگاه به امام و مقتدا? خود دارند و با چرخش ?ا لغزش ا?ن ?ا آن مسئول به لغزش و چرخش نم? آ?ند و راه خو?ش را در بستر? که راهبر اله? ترس?م کرده است م? پ?ما?ند. مردم? که با مسئولان بالادست?، حت? بلندپا?ه تر?ن آنها دست اخوت به شرط پ?رو? از رهبر اله? و مقتدا? خود داده اند و با ه?چکس عهد? نبسته اند که در صورت زاو?ه گرفتن آنها از بستر تعر?ف شده انقلاب ن?ز، دست نخورده بماند. و ا?ن برجسته تر?ن امت?از حزب الله است که حق گراست و قب?له گرا ن?ست. همان واقع?ت ش?ر?ن? که چند ماه قبل، روزنامه آمر?کا?? «?و.اس.ا? تود?» به نقل از مؤسسه آمر?کن ا?نترپرا?ز، به تلخ? از آن ?اد کرده و آورده بود «بزرگتر?ن مشکل آمر?کا در ا?ران، حضور ?ک ابرحر?ف- SUPER OPPONENT- به نام [آ?ت الله] خامنه ا? است که نقشه راه ما را م? شناسد و مردم به او اعتماد آم?خته به اعتقاد دارند».

  • محمد محسن دوباشی
۳۰
مهر

در آداب اسلام? توص?ه‌ها? و?ژه‌ا? در رابطه با تغذ?ه ب?ان شده است، ا?ن موضوع نشان‌دهنده‌? اهم?ت سلامت? از نگاه د?ن اسلام و ن?ز نقش تغذ?ه در سلامت? و داشتن ?ک زندگ? سالم و بدور از مرض و ناراحت? م?‌باشد.

امام عل?ّ عل?ه‏‌السلام فرمودند: "العَسَلُ شِفاءٌ مِن کُلِّ داءٍ ولا داءَ ف?هِ ؛ ?ُقِلُّ البَلغَمَ ، و?َجلُو القَلبَ".

"عسل، شفا?  ب?مار?‏‌ا? است و ب?مار?‏‌ا? هم در آن ن?ست؛ بلغم را کم م?‌کند و دل را جلا م?‌دهد1.

امام صادق عل?ه‏‌السلام ن?ز سفارش کردند: "در هنگام خرماچ?ن?، فراوان بادنجان ( بادمجان) بخور?د؛ چرا که شفا? هر درد است، بر روشن?ِ چهره م?‌افزا?د، رگ‏‌ها را نرم م?‌کند2".

امام رضا عل?ه‏‌السلام:"هر کس بخواهد فراموش?‌اش کم شود و دارا? حافظه‏‌ا‌? قو? شود، هر روز، سه قطعه زَنْجَب?ل به عسل درآم?خته بخورد و در هر روز، با غذا? خو?ش، چ?ز? که با خَرْدَل ته?ه شده ن?ز م?ل کند. هر کس هم بخواهد عقل و? افزون شود، ه?چ روز? از خانه ب?رون نرود، مگر پس از آن که ناشتا، سه هل?له س?اه با شکر طَبَرزَد بِجَوَد3".

همچن?ن آن حضرت فرمودند:"سه چ?ز چاق م?‌کند و سه چ?ز د?گر، لاغر م?‌کند: آنچه چاق م?‌کند، عبارت است از: پ?وسته حمّام کردن، استشمام بو? خوش، پوش?دن جامه نرم ...4".

در روا?ت? از فقه منسوب به امام رضا(ع) آمده است: "روا?ت م?‌کنم که اگر چ?ز? موجب افزا?ش (ن?رو و نشاطِ) بدن باشد، ماساژ دادن بدن و لباس نرم، همچن?ن بو? خوش و استحمام ،(جز?? از) آن است، و اگر (گزارش شود که) مرده‏‌ا? در اثر ماساژ دادن زنده شده است، من آن را انکار نم?‌کنم5".

1- مکارم‌الأخلاق، جلد 1 ، صفحه 359 ، حد?ث 1172 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 294 ، حد?ث 18 دانش نامه احاد?ث پزشک? : 1 / 234

2- مکارم الأخلاق، جلد 1 ، صفحه 398 ، حد?ث 1355 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 223 ، حد?ث 7 دانش نامه احاد?ث پزشک? : 1 / 236

3- بحارالأنوار، جلد 62 ، صفحه 324 دانش نامه احاد?ث پزشک? : 1 / 258

4- الخصال ، صفحه 155 ، حد?ث 194 عن معاو?ة بن عمّار ، مکارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 127 ، حد?ث 309 ، روضة الواعظ?ن ، صفحه 336 ، طبّ الأئمّة لابن? بسطام ، صفحه 4. انظر تمام الحد?ث ف? ج2 ، صفحه 230 ، حد?ث 1570 ، دانش نامه احاد?ث پزشک?: 1 / 96

5- الفقه المنسوب للإمام الرضا عل?ه‏السلام، صفحه 346 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 261 ، حد?ث 9 دانش نامه احاد?ث پزشک?: 1 / 98

  • محمد محسن دوباشی
۳۰
مهر

ف?لمبردار? صحنه‌ها? ‌ف?لم س?نما?? «چ» به کارگردان? ابراه?م حاتم?‌ک?ا  به فصل‌ها? شبانه رس?د و گروه در حال ف?لمبردار? صحنه‌ها? مربوط به پاوه در دکور‌ها? پادگان شرق تهران‌ با حضور مر?لا زارع?، فر?برز عرب‌ن?ا‌، بابک حم?د?ان و ... هستند.

به گزارش فارس، چند روز قبل «مهناز افشار» ن?ز از پشت صحنه ا?ن ف?لم بازد?د به عمل آورد. «مهناز افشار» در ف?لم س?نما?? «دعوت» به کارگردان? ابراه?م حاتم?‌ک?ا به ا?فا? نقش پرداخته بود.

 

باز? ه?چ ?ک از باز?گران اصل? ف?لم به اتمام نرس?ده است و ب?ش از ن?م? از صحنه‌ها? ف?لم، ف?لمبردار? شده است. تدو?ن ف?لم همزمان توسط مهد? حس?ن?‌وند در حال انجام است و ظرف ?ک ماه و ن?م آ?نده ف?لمبردار? ف?لم به اتمام خواهد رس?د. «بهزاد عبد?» ن?ز ساخت موس?ق? ا?ن کار را آغاز کرده است.

  • محمد محسن دوباشی
۳۰
مهر
سالروز ازدواج امیرالمومنین‌(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) بهانه‌ای شد تا به بررسی موضوع ازدواج دختران رهبر کبیر انقلاب اسلامی بپردازیم که چگونه با همسران خود آشنا شدند و ازدواج کردند و نقش امام در ازدواج آنان چگونه است؟

  •  مرحوم آیت‌الله حاج شیخ شهاب‌الدین اشراقی
داماد ارشد امام خمینی(س) متولد 1304 هجری شمسی و فرزند مرحوم آیت‌الله میرزا محمد تقی اشراقی و نوه آیت‌الله العظمی میرزا محمد ارباب بودند که در سال 1330 با خانم صدیقه مصطفوی ازدواج کردند. واسطه آشنایی، یکی از دوستان مشترک خانوادگی بوده است. در روز خواستگاری مادر، خواهر و عموی آیت‌الله اشراقی به منزل امام(س) می‌روند که ایشان شرط خاصی را بیان نمی‌کنند، اما در انتخاب یا عدم انتخاب، اختیار تام را به دختر خود می‌دهند. امام ظاهرا از آقای اشراقی تعریف و تمجید زیادی نزد دختر خود می‌کنند که حاکی از رضایت کامل ایشان نسبت به این وصلت بوده است.
وقتی خانواده داماد، مجددا به منزل امام می‌روند تا جواب قطعی مشخص شود، امام ابتدا نماز می‌خوانند و سپس نزد صدیقه خانم می‌روند؛ به او می‌گویند که «نظر من مثبت است، اما تو هرچه می‌خواهی بگو!» پس از آن دختر امام پاسخ مثبت می‌دهد و یک‌ماه بعد هم مراسم عقد برگزار می‌شود که خطبه آن را امام خمینی و آیت‌الله خوانساری جاری کردند. سپس تا رسیدن عروس به سن قانونی و ثبت شناسنامه، یکسال طول کشید تا مراسم عروسی برگزار شود.
حاصل این ازدواج 7 فرزند به نام‌های نفیسه، زهرا، نعیمه، علی، عاطفه، محمدتقی و مرتضی است.
مرحوم آیت‌الله حاج شیخ شهاب‌الدین اشراقی که در حوزه علمیه قم به تحصیل علوم دینی پرداخته و به درجه اجتهاد رسیده بود، دارای آثاری با عناوین سخن حق(تفسیر قرآن)، پاسداران وحی، نقدی بر کتاب شهید جاوید، چهره‌های درخشان، بحثی کلامی در رابطه با آیه تطهیر، حقیقت جهاد در مکتب اسلام، شرحی مبسوط بر کتاب عروة الوثقی و تعلیقه و حاشیه بر کتاب عروة الوثقی و کتابی با عنوان مباحث اصولی است.
آیت‌الله اشراقی پس از تبعید امام به ترکیه در دفتر قم ایشان فعالیت پرداخت شهریه طلاب را بر عهده داشتند، اما ساواک بعد از مدت کوتاهی (در سال 1344) ایشان را به مدت 5 سال از قم به همدان و سپس تهران تبعید کرد. ایشان همچنین اجازه رفتن به نجف را تا زمان شهادت حاج آقا مصطفی نیافت. بعد از هجرت امام خمینی از نجف به پاریس، مرحوم آیت‌الله اشراقی خود را به پاریس رسانده و به امام ملحق شدند.
آیت‌الله اشراقی پس از پیروزی انقلاب اسلامی از طرف امام خمینی در چندین مسئولیت مهم حضور داشتند که از جمله می‌توان به نمایندگی ویژه ایشان در وزارت نفت، نماینده امام در رسیدگی به غائله کردستان و بندر ترکمن، نماینده امام در رسیدگی به بازماندگان کودتاگران نوژه، پاکسازی آرم‌های شاهنشاهی و رسیدگی به وضعیت معیشتی جنگ زدگان، عضویت در شورای‌عالی دفاع، رابط ویژه امام و ارتش و... اشاره کرد. یکی دیگر از سمت‌های مهم ایشان، نمایندگی از طرف بنی‌صدر برای رفع اختلافات بین مسئولین بود که با تاکید امام از سوی وی پذیرفته شد. بعدها مرحوم حاج احمد آقا خمینی در مصاحبه‌ای با روزنامه اطلاعات در این مورد می‌گویند که آقای اشراقی برای جلوگیری از به هم خوردن هیات ویژه سه نفره این سمت را پذیرفت و با این کار خود را فدای اسلام و انقلاب کرد.
سرانجام داماد ارشد امام بیستم شهریور ماه سال 1360 بر اثر سکته مغزی و قلبی از دنیا رفت.

  •  حاج محمد حسن اعرابی
ایشان از خانواده‌­های محترم و اصیل قم بود و در سال 1333 با خانم فریده مصطفوی دختر دوم امام خمینی(س) ازدواج کرد. خانواده مادری آقای اعرابی با خانواده همسر امام(س) حاجیه خانم ثقفی، و دایی­‌ها و پدر ایشان، آیت‌الله شیخ محمدجواد قمی نیز با امام راحل آشنایی داشتند. همچنین پدر همسر امام(آیت‌الله ثقفی) با عموهای آقای محمدحسن اعرابی(از علمای زاهد قم) دوستی داشته‌اند که مجموعه این روابط سبب این وصلت می‌شود. پس از انجام خواستگاری، آیت‌الله اشراقی داماد بزرگ خانواده امام، به دلیل شناخت زیاد از خانواده آقای اعرابی، خانواده را نسبت به انجام این وصلت تشویق می‌کنند و به همراه حاج آقا مصطفی خمینی به محل کار وی که به تجارت مشغول بود، می‌روند که پس از آن، از تدین و تعهد ایشان تمجید زیادی می‌کنند. همسر امام نیز ضمن صحبت با دختر خود، نظر او را جویا می‌شود که با پاسخ مثبت مواجه می‌گردد.
مراسم عقد و جشن در منزل امام در قم برگزار می‌شود و ظاهرا تا قبل از آن روز دیداری میان عروس و داماد انجام نشده بود و برای اولین بار سر سفره عقد همدیگر را می‌بینند. مراسم عروسی هم در همان شهر و در منزل آقای اعرابی که قبل از ازدواج آن را بنا کرده بودند و تا آخر عمر در آن زندگی می‌کردند، انجام شد. حاصل این وصلت، یک دختر به نام فرشته است.
حاج محمد حسن اعرابی در دوره تبعید امام، با توجه به ثبات شخصیت و اعتماد امام به ایشان یکی از وکلا و مسئول پاره‌ای از کارهای مالی امام بودند. ایشان پس از پیروزی انقلاب، فقط مدت کوتاهی نماینده مردم در شورای شهر قم بودند، اما پس از آن علی‌‌رغم پیشنهادات مکرر مسئولیتی را نپذیرفتند و از تمام فعالیتهای سیاسی کناره گرفتند و هرگز وارد مناقشات سیاسی و حتی ابراز نظر رایج در مورد مسائل کشور، نشدند.
ایشان همچنین علاوه بر تسلط بر زبان انگلیسی، با تاریخ معاصر و ادبیات فارسی، به خصوص دیوان حافظ و گلستان سعدی، آشنایی و مؤانست فراوان داشتند.
داماد دوم امام خمینی در 31 خرداد ماه سال 1389 بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت. پیکر ایشان پس از تشییع در حرم حضرت معصومه(س) و اقامه نماز توسط آیت الله العظمی آقای جوادی آملی، بنا بر وصیت خودشان در امام زاده علی بن جعفر قم به خاک سپرده شد.

  • دکتر محمود بروجردی
 آخرین داماد امام خمینی محمود بروجردی فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد حسین بروجردی و نواده مرحوم آیت الله حاج میرزا مهدی بروجردی در شهریور 1312 هجری قمری -در قم متولد شدند. آشنایی ایشان با امام (س) از طریق پدرشان که از دوستان قدیم دوره طلبگی در اراک بودند، از کودکی آغاز شد.
ایشان تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهرستان قم و مقاطع لیسانس، فوق لیسانس و دکترا را در دانشکده الهیات دانشگاه تهران گذراندند. ایشان از سال 31 به تدریس در مقاطع گوناگون تحصیلی دبستان تا دانشگاه پرداختند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مسئولیت­های مختلف نیز اشتغال یافتند.
دکتر بروجردی در سن 27 سالگی با خانم زهرا مصطفوی سومین دختر امام(س) ازدواج کردند. در مراسم عقد، داماد یک حلقه و یک دستبند به عروس هدیه داد. با توجه به تاکید علما بر ساده زیستی، این مراسم کاملا ساده برگزار شد.
حاصل این ازدواج دو فرزند به نام‌های لیلی و مسیح است.
ایشان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان دبیر ادبیات و دینی، به ترویج اسلام اصیل ­پرداخته و فعالیت‌های علنی سیاسی نداشتند، اما در موارد زیادی کار انتقال پیام‌های خصوصی امام و علما به یکدیگر را انجام می‌دادند. ایشان پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مناصب مختلفی از جمله مسئولیت در وزارت آموزش و پرورش، قائم مقام وزارت امور خارجه در کابینه شهید رجایی، قائم مقام وزارت ارشاد، ریاست پژوهشگاه علوم انسانی، سفارت جمهوری اسلامی ایران در فنلاند و سرپرست مرکز بین المللی گفت و گوی تمدن­ها در دولت سید محمد خاتمی حضور داشتند و همواره در جهت ایجاد ارتباط میان اندیشمندان و اهل فرهنگ و هنر با نظام اسلامی تلاش می­‌کردند.
امام(س) در مورد وی گفته بودند که من از بچگی با محمود آشنایی دارم و به دیانت و شرافت او اعتقاد دارم.
آخرین داماد امام خمینی(س) که همواره به تواضع، مردم­داری و خوش مشربی مشهور بودند، در هفتم اسفند 1389 پس از طی دوره‌­ای بیماری، در بیمارستان لاله تهران دار فانی را وداع گفتند. مراسم تشییع پیکر وی در جماران و مجلس ختم نیز در مسجد الجواد تهران با حضور بسیار چشمگیر مسئولان نظام و شخصیتهای جناح­‌ها و گروه­‌های مختلف سیاسی کشور برگزار شد.
  • محمد محسن دوباشی