اتفاقی که روز یکشنبه در همایش ارتقای سلامت نظام اداری افتاد، بدتر بود یا انعکاسی که از این اتفاق، روز بعد، در رسانهها رخ داد؟ آیا اصلاً باید از این قبیل اتفاقها ترسید یا با اعتماد به نفس تمام، همه چیز را طبیعی قلمداد کرد؟
به هر حال همایشی که با توجه به نامش قرار بود به مسایل مهمی بپردازد، به فرصتی برای تصفیه حسابها تبدیل شد و رؤسای قوا حرفهایی را که گویی جای دیگری برای بیان آن پیدا نکرده بودند، مطرح کردند.
احمدینژاد گفت: اینکه «نمایندهی مجلس میگوید اگر نکنی وزیر را استیضاح میکنیم، این کار برای مجلس فسادزا است» وی البته اضافه کرد:«آن مقامی که صحبت از تحت پیگرد قرار گرفتن دهها مدیر دولتی میکند، دوستان خود را در قوهی دیگر نادیده میگیرد».
علی لاریجانی هم از این قافله عقب نماند و گفت: «یکی از افراد که مناقشات درباره او زیاد است، از آقایان شنیدم که نقل زبانش این بود که «قانون چند منه»؛ این فرد به درد مدیریت نمیخورد و باید فاتحه این فرد خوانده شود، چرا که کسی که در مسند مدیریتی قرار میگیرد و میگوید که قانون چند منه، باید او را به میدان میوه ترهبار ببرند تا با باسکول کار کند».
رییس دستگاه قضا نیز در سخنرانیاش از «رگههای پنهان فساد»، «اختاپوس بزرگ در فساد اداری»، «رستورانی که پاتوق آقایان شده»، «انتصابات قارچگونه» و «حرف و حدیثهایی در پروندهی فساد مالی» پرده برداشت.
این اما یک طرف ماجرا بود؛ در این میان برخی رسانهها هم تلاش کردند تا جای ممکن از این وادی دور نیفتند، این روزنامهها بهتربن بخش صفحهی اول خود را به همین مسأله اختصاص داده و با تیتر درشت نوشتند: